سرآغاز

مراسم «زار» به روایتِ عکسهای مهرداد اسکویی

روزبه فرازمند
Tasvir- 30 farvardin 90- Zaar.jpg

مکان: روستای سَلَخ در جزیره قشم،  زمان: پائیز 1383.
مردم‌ ساحل‌نشین‌ جنوب‌ ایران‌، ارواح‌ و جنها را به‌ صورت‌ باد مى‌پندارند و معتقدند که‌ هر بادی‌ جنى‌ دارد که‌ با آن‌ به‌ درون‌ جسم‌ آدمیزادگان‌ مى‌رود و آنها را تسخیر و «هوایى‌» مى‌کند . اینان‌ جن‌ بادهای‌ خطرناک‌ و موذی‌ و آسیب‌رسان‌ را «مَضِرّاتى‌» مى‌نامند. به‌ عقیدة اهل‌ هوا شخص‌ مُسخَّر باد یا «بادْزده‌»

(قس‌: جن‌زده‌) اختیارش‌ را از دست‌مى‌دهد و به‌ بیماری‌ «دیوْباد»، یعنى‌ جنون‌ و دیوانگى‌  دچار مى‌شود و به‌ صورت‌ مَرکب‌ و فرس‌ باد در مى‌آید . اهل‌ هوا ، این‌ بیماران‌ را «هوایى‌»، و بادهای‌ سوار بر مَرکب‌ یا بیمار را در زبان‌ سواحلى‌ «په‌ په‌2» و در عربى‌ «هُبوب‌» مى‌نامند. (1) درمان بیماران اهل هوا  به دست   «بابازار» و «ماما زار» ها است . راه درمانشان  مجلسی است   با  ساز و آواز و قربانی و رقص و خوردنی و اسباب مخصوص. گاهی دو، سه و یا تا ده دوازده روز مراسم درمان به درازا می کشد، اگر  بیمار درمان نشد رهایش می کنند تا از دنیا برود.  (2)  در مجلس بازی مطلقاً نباید نامی از خدا و رسول و ائمه برده شود. سیزده زار معروف در سواحل جنوب به نام شناخته شده‌است. هر کدام با یک افسانه و سابقه تاریخی، حتی محل و ماوا و ملیت (عربی، هندی، سواحلی) آنها برای مبتلایان شناخته شده‌است. اغلب سیاهان و جاشوان و فقرا گرفتار می‌شوند. (3) «اهل هوا» یا «اهل زار» و «زاری» مجموعه‌ای پراکنده و گسترده ای از انسان‌های هر منطقه را پوشش می‌دهد و آنها را بواسطه همین «بادها» به هم متصل و به عبارتی خویشاوند می‌سازد. (4) در مراسم «زار» دو ساز کوبه‌ای به نام‌های کسر و دهل (Kaser&Doholl)  به همراه آواز نواخته می‌شود که گاه از تعداد بیشتر سازهای کوبه ای (معمولاً یک کسر و دو دهل) استفاده می‌شود و آنها را با دست و انگشت می‌نوازند. (5)  این بادها با موسیقی به مهر می‌آیند و بابا یا ماما به‌تدریج به هویت باد پی می‌برند و باد نامِ خود را فاش می‌کند. مراحل بعدی درمان از این پس امکان‌پذیر می‌شود. در صورتی‌که خواسته‌های باد بر آورده شود، باد «زیر» شده و بیمار را آزار نخواهد داد. اما «مرکب» خود را که همان بیمار باشد کاملاً رها نمی‌کند.  (6)درمان در مراسم موقتی است و کسی که به جرگه «اهل هوا» می‌پیوندد در طول عمر خویش به دفعات گرفتار «بادها» شده و نیاز به «بابا یا ماما» و اجرای مراسم دارد. (7)
معمولاً اهالی  جنوب هیچ غریبه ای را در مراسم زار راه نمی دهند مگر اینکه آن شخص را خودی یا خویشاوندِ خود بدانند. مهرداد اسکویی به واسطه رفت و آمد طولانی مدت در میان مردمان سَلَخ در جزیره قشم توانسته است به عنوان فردی خودی عکسهای زنده ای از یکی از مراسم زار بگیرد. در این سلسله عکسها بابا زار عیسی مراسمی در خانه خودش برای جن زدگی یکی از بیماران برگزار کرده است. نوعِ باد بیمار طبق گفته مهرداد اسکویی بادِ سرخ است. او در این باره می گوید: « طی این مراسم با همراهی ریتمهایِ سازهای کوبه ای بابا عیسی سعی در بیرون راندن بادِ سرخ از جسمِ بیمار را داشت. قریب به اتفاق حضار جاشوان (کارگران لِنچ) بودند که در آن میان سه جوان از طریق قایقهای تند رو به کار قاچاق اشتغال داشتند.» در این مراسم از مواد عطری، سازها و دهلهای جنوبی که ریشه ای افریقایی دارند استفاده شده است.

پرونده ی «مهرداد اسکویی» در انسان شناسی و فرهنگ
http://www.anthropology.ir/node/5941

 برای مشاهده عکس های این مطلب روی پیوست زیر کلیک کنید:

Share this
تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.