دکارت: از آنجا که اکثر تمایلات ما به پهنه هایی کشیده می شوند که همه آنها نه به ما وابسته اند و نه به دیگری، ما باید دقیقا میان آنها تمیز قائل شویم تا بدانیم چه چیزهایی صرفا به ما مربوط می شود و تمایلات خود را صرفا به آنها محدود کنیم ( شورهای جان، 1694)
پلنگ های ایرانی در روسیه
پلنگ ایرانی چیست، کیست و کجاست؟
پلنگ جانوری از خانوادهٔ گربهسانان و کوچکترین حیوان در میان چهار گربه بزرگ در سردهٔ (Panthera) است که شیر، ببر و جگوار سه عضو دیگر آنند. پلنگ ایرانی یکی از بزرگ جثه ترین و زیباترین زیرگونه های پلنگ در جهان است که در مناطق مختلفی از ایران
مانند استان های فارس، گلستان و مازندران یافت می شود.
پلنگ در مقایسه با دیگر گربهسانان پاهایی کوتاه، بدنی کشیده و جمجمهای بزرگ دارد. بیشتر به جگوار شباهت دارد با این تفاوت که کوچکتر و لاغرتر از آن است. پوستش با خالهایی گلمانند پوشیده شده که شبیه به خالهای جگوار است.
انواع پلنگ کدامند؟
زیستگاه پلنگ در گذشته از آفریقای جنوبی تا کره در سراسر آفریقا و جنوب آسیا پراکنده بود. اما تخریب زیستگاه و شکار، قلمرو این حیوان را بهشدت کاهش داده و امروزه بیشترین تراکم پلنگها در آفریقای جنوب صحرا است. انواع پلنگ شامل:
پلنگ آفریقایی در آفریقای جنوب صحرا
پلنگ آمور در شبهجزیره کره و شمال شرقی چین و روسیه
پلنگ عربی در شبه جزیره عربستان
پلنگ هندی در شبه قاره هندوستان
پلنگ هندوچینی در جنوب شرق آسیا
پلنگ جاوه در اندونزی
پلنگ ایرانی در ایران
پلنگ سری لانکایی در سری لانکا
پراکنش پلنگ در ایران
در ایران، آمار و ارقام دقیقی از این گونه نایاب وجود ندارد. برخی از پژوهشگران ایرانی وجود تعداد بین 550 تا 850 قلاده را تخمین می زنند که بیشترین تعداد آنها در پارک های ملی ساریگل، خجیر، توران، تندوره، گلستان، خبر و بمو، کیامکی و برخی از مناطق آزاد مانند رامسر، بندرلنگه و خاییز زندگی می کنند. اگرچه بیشترین جمعیت پلنگ خاورمیانه در ایران هستند با این وجود نام پلنگ ایرانی در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت ((IUCN و در خطر انقراض قرار گرفته است.
شرایط فعلی پلنگ ایرانی
علیرغم تلاش علاقه مندان به محیط زیست و طبیعت، وضعیت یکی از نایاب ترین گونه های ایران خوب نمی باشد. هرچند که شرایط آنها اندکی نسبت به یوزپلنگهای ایرانی بهتر است اما منقرض شدن نسل پلنگ ها در نواحی قفقاز زنگ خطر را برای ایرانیان به صدا درآورده است. علت کاهش شدید جمعیت این زیرگونه را می توان کشته شدن غیرقانونی به دست شکارچیان ، شکار طعمه های آنها شامل آهو، گراز، قوچ و میش، و از بین بردن زیستگاه شان دانست.
حفاظت از پلنگ در ایران
از حدود دو سال پیش، هنگامیکه اتحادیه جهانی حفاظت ((IUCN، پلنگ ایرانی را در فهرست سرخ خود و در خطر انقراض اعلام نموده است، تا به امروز هیچگونه برنامه ریزی معین و کارشناسی شده ای برای حفاظت از این ثروت ملی در خطر نابودی انجام نگرفته است. تنها برخی از پژوهشگران طرفدار محیط زیست، با هزینه شخصی و حمایتهای سازمان های خارجی توانسته اند پروژه های آغازین حمایت از پلنگ ایرانی را شروع نمایند. در صورتیکه روز به روز شاهد از بین رفتن زیستگاه های آنها هستیم، اگرچه می دانیم زمان محدودی برای جلوگیری از انقراض آنها در آینده داریم.
آموزش پلنگ- شناسی
علاوه بر شرایط تاسف برانگیز فوق، یکی دیگر از مهمترین عامل مرگ پلنگ ها، شکارشان توسط افراد محلی وچوپانهاست چرا که پلنگها به دلیل از بین رفتن طعمههای وحشی به سراغ حیوانات اهلی میروند و همین مساله باعث به دام افتادن و یا مسموم شدنشان می شود. در این وضعیت نیاز است که با برنامه ریزی های آموزشی در رابطه با خطر انقراض این گونه ارزشمند، به افراد محلی و روستاییان آموزش هایی ارائه گردد. اگرچه این کارگاه ها توسط برخی از کارشناسان طبیعت دوست و با علاقه شخصی در چندین روستا انجام گرفته است، با این وجود این آموزشها باید سراسری باشد وبدون حمایت دولت امکان پذیر نمی باشد.
پلنگ و سیاست
در شرایط اضطراری فعلی، آن چیزی را که بیش از همه نویسنده این مقاله را مجبور به نوشتن نموده است، پیشنهاد دولت روسیه برای دریافت پلنگ ایرانی به منظور احیای این گونهی حیوانی منقرض شده درکوههای قفقاز است. جای شگفتی است که سازمان محیط زیست کشور نیز از این پیشنهاد استقبال کرده است. پروژه احیای پلنگ با حمایت نخست وزیر روسیه ولادمیر پوتین آغاز شده است.
روسها شش هدف را برای بازمعرفی این حیوان در جریان رقابتهای المپیک زمستانی سوچی در نظر گرفتهاند. هویت و شناسایی محدوده زیست بوم این حیوان، آماده کردن شرایط برای سازگاری پلنگ با آب و هوای سوچی، رساندن جمعیت پلنگ به 30 قلاده تا بتوانند خود به بازتولید نسلی بپردازند، آماده کردن سیستمی برای نظارت برجمعیت پلنگ، آموزش و آگاهی دادن به ساکنان منطقه سوچی و جلب حمایتهای جهانی و همکاریهای بینالمللی برای جلوگیری از انقراض نسل این حیوان ازجمله اقدامات وزارت منابع طبیعی روسیه است.
سوالات زیادی در اینجا مطرح است. چرا روسیه برای جلوگیری از انقراض نسل این حیوان قصد دارد تعداد زیادی از آنها را به سوچی ببرد؟ آیا کارشناسان روسی نمی توانند در خود ایران و با کمک متخصصان ایرانی پروژه حفاظت از پلنگ را انجام دهند؟ آیا منطقه سوچی در روسیه زیستگاه مناسبتری از خود ایران برای پلنگ ایرانی است؟ آیا این یک پروژه مشترک حفاظتی است یا تنها یک اقدام برای جذب گردشگر دربازیهای المپیک 2014 روسیه است؟ چرا منطقه سوچی که قرار است المپیک در آنجا برگزار شود، به عنوان زیستگاه پلنگ ایرانی تعیین گردیده است؟
آن چه مسلم است اینکه هدف پوتین افزایش جمعیت این حیوان تا پیش از المپیک زمستانی 2014 در سوچی به منظور جذابیت بخشیدن به بازیهای المپیک و توسعه اکوتوریسم می باشد. در حقیقت قراراست پلنگهای ایرانی به پارک ملی سوچی در سواحل شمال شرقی دریای سیاه به منظور بازیهای المپیک زمستانی که در نزدیکی این پارک برگزار میشود نمایش داده شوند. حتی ممکن است که پلنگ سوچی! (ایرانی سابق) نماد این بازی ها گردد.
هرگز فراموش نکنیم که شیر ایرانی و ببر مازندران را تنها به خاطر فقدان اطلاعات در پراکنش این دو گونه، ضعف دانش زیستی - رفتاری دربارة آنها و بیتوجهی و شکار غیرقانونی از دست دادهایم و امروز گونههای ارزشمند دیگری مانند پلنگ ایرانی را میبینیم که در معرض خطر انقراض و همچنین به تاراج رفتن قرار دارند.
نباید فراموش کرد که ما در گذشته تجربه تلخ چنین اتفاقی را داشته ایم. با وجود این که شیر، جانور بومی هندوستان نیست و سالیان دور قبل از انقراض چند قلاده از ایران به آنجا برده شده است، اما سازمان محیط زیست هند با وجود مشکلات بسیار، حمایت ویژهای از این جانور غیربومی مینماید. اکنون بیش از ۴۰۰ قلاده شیر ایرانی در جنگل "گیر" واقع در کاتیوار، گجرات وجود دارند، که البته پس از گذشت پنجاه سال از مهاجرت آنها، توسط جانورشناسان به شیر هندی مشهور شدهاند. اگرچه تغییر نام شیر ایرانی به شیر هندی نگرانکننده است و برخی متخصصین بینالمللی برای جلوگیری از بروز اختلاف، شیر ایرانی را شیر آسیایی مینامند، اما لازم است که در ابتدا توسط متخصصین محیط زیست، منطقهای ویژه برای این جانور در نظر گرفته شود، سپس این جانور از هندوستان یا پاکستان (چند قلاده شیر ایرانی نیز در باغ وحش لاهور پاکستان وجود دارد) خریداری شده یا با جانور دیگری مبادله گردد و قبل از تغییرنام و ثبت آن در IUCN و دیگر سازمانها توسط هندیها، شیر ایرانی مجدداً به زیستگاه و قلمرو باستانی خود بازگردد. اما متاسفانه علیرغم تلاش کارشناسان، دولت هندوستان حاضر نیست که فقط دو قلاده شیر ایرانی را در قبال گرفتن جانوری دیگر و یا فروختن آن به ایران بازگرداند. با این اوصاف اگر پلنگ ها به روسیه بروند و در ایران اقدامی در جهت حفاظت از آنها صورت نگیرد تا چند دهه دیگر ایران باید به دنبال پلنگ آسیایی به سوچی روسیه برود وپلنگی را به ایران بکشاند که تفاوت بسیاری با اجداد خود دارد، البته اگر روس ها بپذیرند که آنها را برگردانند.
تجربه نشان داده است که هیچ کشوری حاضر نمی شود، گونه های نایاب خود را به بهای بسیار اندک به کشور دیگری بدهد. مردم امروز کشورمان همیشه رژیم های گذشته و خصوصا دولت قاجاریه را به سبب عهدنامه های گلستان و ترکمنچای سرزنش می نمایند. اگر عهدنامه پلنگ تحقق پیدا کند، بی شک آینده گان نسل امروز ایران را سرزنش خواهند نمود.
منابع:
Arash Ghoddousi, Amirhossein Kh. Hamidi, Taher Ghadirian, Delaram Ashayeri & Ali T. Qashqae, Persian Leopard Project in Iran, wild life middle east, December 2008.
Asghar Abdoli, Taher Ghadirian, Amirhossein Khaleghi Hamidi, Hossein Mostafavi, Hamed Moshiri, Sadegh Pour'salem & Arash Ghoddousi. (2008). First Evidence of Persian Leopard from Khaeez area, Southern Iran. CAT NEWS No.48: 17. Spring 2008.
Estes, R. (1991). The Behavior Guide to African Mammals, Including Hoofed Mammals, Carnivores, Primates Los Angeles, And The University of California Press.
Henschel, P., Hunter, L., Breitenmoser, U., Purchase, N., Packer, C., Khorozyan, I., Bauer, H., Marker, L., Sogbohossou, E., Breitenmoser-Wursten, C. (2008). "Panthera pardus." 2010.1 IUCN Red List of Threatened Species. IUCN 2010.1.
Wilson, D. E., and Reeder, D. M. (eds), ed (2005). Mammal Species of the World (3rd edition ed.).Baltimore: Johns Hopkins University Press. ISBN 0-801-88221-4. http://www.bucknell.edu/msw3/browse.asp?id=14000250.
متن خبری در این مورد در جام جم آنلاین (30 فروردین 1389)
جمعه، مبادله ببر سیبری با پلنگ ایرانی
جام جم آنلاین: جمعه روز مهمی برای حیات وحش ایران است. 4 روز دیگر 2 قلاده پلنگ ایرانی از سرزمین مادریشان به روسیه میروند و 2 قلاده ببر سیبری به ایران میآیند تا ایران و روسیه دوباره صاحب ببر و پلنگ شوند.
سالهاست که کوههای قفقاز از پلنگ آسیایی خالی شده و 70 سال است که هیچ ایرانی چشمش به اندام ببر مازندران نیفتاده، اما حالا مسوولان محیط زیست ایران و روسیه میخواهند با این تبادل حیات وحش، نسل این دو گونه را در زادگاه تاریخیشان احیا کنند.
اما ماجرا کمی عمیقتر از این حرفهاست، چون تعبیر خوشبینانه رئیس سازمان حفاظت محیطزیست از تبادل این 4 حیوان به کلی با نظر کارشناسان حیات وحش فرق دارد. دیروز محمدجواد محمدیزاده که همیشه از وجود منتقدان ناآگاه یا غرضورز گله دارد، اعتراض به خروج پلنگ از ایران و ورود ببر به کشور را نشانه ناآگاهی معترضان دانست و بصراحت اعلام کرد که چون ایران صاحب بیشترین پلنگ در جهان است، پس توانایی صدور این حیوان را نیز دارد.
این در حالی است که چندی پیش اسماعیل کهرم یکی از صاحبنظران محیط زیست کشور نسبت به سرنوشت پلنگ ایرانی در روسیه ابراز نگرانی کرده بود، چرا که او بر این باور است که روسیه این حیوان را فقط برای نمایش در المپیک و جذب گردشگر میخواهد. شاید این گفته کهرم تا حدودی درست باشد، چون ولادیمیر پوتین که این پیشنهاد را به کشورمان ارائه داده، گفته که هدف کشورش از این تبادل، احیای جمعیت پلنگ آسیایی تا پیش از المپیک 2014 است. پس اگر هدف روسیه چنین چیزی باشد حتما در زمان برگزاری المپیک، گردشگران، پلنگ ایرانی مستقر در پارک ملی سوچی در سواحل شمال شرقی دریای سیاه را خواهند دید.
البته این همه واقعیت نیست چون محمدصادق فرهادینیا، کارشناس حیات وحش فردی است که برخلاف رئیس سازمان حفاظت محیط زیست معتقد است که وضعیت پلنگ در ایران نگرانکننده است و به خاطر نبود طعمههای وحشی، پلنگها به حیوانات اهلی حمله میکنند و در نتیجه توسط مردم محلی کشته میشوند.
این همان ماجرای از بین رفتن طعمههای حیات وحش است که مدتهاست یوزپلنگهای ایرانی را نیز تهدید میکند. اما انگار وضعیت ببر سیبری در ایران از اوضاع پلنگ در روسیه نگرانکنندهتر است، چون دکتر بهرام کیابی، بومشناس حیات وحش میگوید که چون زیستگاه ببر مازندران در دهههای اخیر به کلی نابود شده و جز لکههایی از آن باقی نمانده پس به احیای نسل این حیوان در ایران امید زیادی نیست.
اما مهم اتفاقی است که در سازمان محیط زیست میافتد و نتیجه آن بیاعتنایی به گفتههای این دست از کارشناسان و ابراز اطمینان از احیای نسل این دو حیوان است. البته دوستداران محیط زیست نیز به ماجرای احیای نسل این حیوانات با دیدهای امیدوار مینگرند، اما آنها در این فکرند که اگر 60 هکتار در نظر گرفته شده در میانکاله برای زندگی این 2 ببر کاملا مهیا و تجهیز نشود و بعد از گذشت مدتی از اقامت ببرها در آن، داستان کمبود طعمه، گرسنه ماندن حیوانات، حمله ببرهای گرسنه به دامها، وحشتزده شدن روستاییان و تیراندازی به سمت ببرها و پیدا شدن سر وکله شکارچیان غیرمجاز دوباره تکرار شود، آن وقت آیا کسی مسوولیت این اتفاقها را برعهده میگیرد؟
مریم خباز
گروه جامعه














