مرلو پونتی: در تجربه گفتگو، میان من و دیگری یک زمینه مشترک پدید می آید
انسان و سینمای مستند
آگاهی از سرآغاز آفرینش های هنری، همواره جذابیت بسیاری داشته است. هر چند در این مقال قرار نیست از تاریخ آفرینش هنر سخن به میان آید اما لزوم تعریف هنر در اینجا احساس می شود. نخستین بار بشر برای برقراری ارتباط با دیگر مردم بر صفحه غارها و دیوارها هنر را خلق کرد.
شاید امروز تلقی ما از هنر با آنچه که در اینجا گفته شد همخوانی نداشته باشد اما به اعتقادآندره لورا گوران، خلق آثار هنری در ابتدا زیست مایه های مردمان نخستین بوده در حالیکه از تعمیم ذهنی واقعیات عینی مستقل از زیست مایه همانند تقارن و جهت به باورهای رسیده است. بیان تصویری اندیشه از ابتدا به دو شکل بوده که یکی ترسیم تصاویر واقعگرایانه و دیگری نشانه های اختصاری و علائم استعاری بوده است( فرهیخته؛6 و 7).
شاید در آغاز، آفرینش های هنری با خطوط نقاشی بر دیوار تصویر شد اما در قرن شانزده با اختراع دوربین عکاسی و در قرن 19 با اختراع سینماتوگراف برادران لومیر وسیله ای تازه به دنیای هنر وارد شد که در اولین نمایش خود بسیاری از مردم را به وحشت انداخت اما بعد از کمی این فیلم ها مردم را مسحور خود کرد. نخستین فیلم های برادران لومیر فیلم هایی بود که در معنای امروز مستند نامیده می شوند. در ساخت اولین فیلم ها، بیشترین توجه سازندگان به محیط اطراف بود و سعی بر آن بود تا اتفاقات محیط بیرون را ضبط و پخش کنند. هر چند جریان سینما با کاملتر شدن دوربین به سمت سینمای داستانی حرکت کرد اما در این میان باید نقش و تاثیر محیط انسانی در ساخت اولین آثار را در نظر داشت. فیلم های داستانی با رویکرد پرداخت داستان به صورت ذهنی از دنیای عینی شروع به فعالیت کرد و در طول مدت زمان کوتاهی رشد کرد و مخاطب بسیاری نزد مردم عام و خاص پیدا کرد.
امروزه سینما یا تصویر متحرک به عرصه های مختلفی تبدیل شده است که سینمای مستند یکی از آنهاست. شاید فیلم "ورود قطار به ایستگاه" و "خروج کارگران" برادران لومیر یا صحنه های فیلم" برخورد امواج به ساحل" ساخته ادیسون اولین فیلم های مستند در جهان باشند که بر پرده سینماها نقش بستند. (هر چند در آن دوران تعریفی از سینمای مستند به وجود نیامده بود). با این وجود سینمای مستند کم کم میان علاقمندان به تصویر گسترش یافت. آن هم علاقمندانی که تعریف های گاه متضاد و مخالفی نسبت به هم را ارائه می کردند. با تمام این اوصاف سینمای مستند به عنوان سینمایی است که متکی به اسناد واقعی است شکل گرفت. این واژه نخستین بار توسط جان گریسون بنیانگذار سینمای مستند انگلستان و جهان به کار رفت. به نظر او این سینما وظیفه دارد به وسیله ی ارائه مدارک تصویری از طریق مشاهده و بررسی مستقیم موضوع صورت گیرد.
با گسترش یافتن بیشتر سینمای مستند در سال 1948 اتحادیه جهانی سینمای مستند مستند سازی را «تمام روش هایی که برای ثبت هر واقعیت تفسیری بر روی نوار فیلم، چه از صحنه های واقعی، چه به کمک بازسازی صحنه های اصلی به کار می رود، نام نهاد. فیلم مستند متوسل شدن به استدلال و احساسات برای ایجاد تحریک دلخواه، گسترش معلومات انسانی، برخورد واقع گرایانه با مسائل و یافتن راه حل آن ها در زمینه اقتصادی، فرهنگی و روابط انسانی است» (تهامی نژاد،29 ؛1385). فیلم مستند در ادامه کار خود بر« اهمیت عینی و شفاف بودن در طول تاریخ مستند و دیگر اشکال فیلم غیر داستانی تاکید داشت. با توجه به پیوند های قدرتمندی که مستندهای تلویزیونی با ژورنالیسم خبری و مسایل جاری دارند به نظر می رسد که در این آثار هر آن چه که ازیک وضعیت " بی طرفانه و متعادل" منحرف شود، مردود شمرده می شود» (قائم مقامی؛1387).
با این حال در میان نظرهای متضاد نسبت به اصالت سینمای مستند در پرداخت به واقعیت و استفاده از فرم های داستانی، خلاقه و زیباشناسی برای ساخت فیلم های مستند، علاقمندان به شناخت هر چه بهتر دنیای پیرامون، به خصوص شناخت و کشف انسان و رفتارهای اجتماعی، زیستی به سفرهای دور درازی رفتند و به وسیله تصویر متحرک به ثبت واقعیاتی از جوامع اطراف خود پرداختند.از جمله این افراد ژان روش فیلمساز مردم نگار بود. سینمای مردم نگار با رویکرد نمایش پدیده های فرهنگی و اجتماعی از اواسط سال 1960وارد عرصه تصویرشد. هر چند در آغاز ساخت فیلم های مردم نگارانه «گویی مردم نگاران یا جامعه شناسان از بکارگیری این ابزارها بدون برخورداری از تسلط کافی بر آن ها، واهمه داشتند. بدین ترتیب تصویربرداری و ضبط صدا تا مدت های طولانی به مثابه روش هایی فرعی و حتی روش هایی خطرناک تلقی می شدند؛ زیرا این باور وجود داشت که استفاده از آن ها ممکن است اولویت در کار پژوهشی را به ظواهر بدهد و اصل موضوع به فراموشی سپرده شود» (ناصرفکوهی؛1387، 9).
سینمای اتنوگرافیک هر چند در ابتدا به دلیل این مناقشات در سطحی ابتدایی قرار داشت اما به مرور نظر بسیاری از انسان شناسان و علاقمندان به این هنر علمی را به خوب جلب کرد و در سال 1948 نخستین کنگره فیلم اتنو گرافیک در فرانسه شکل گرفت و کم کم تعاریف بسیاری در این خصوص بیان گردید. « بدین ترتیب در سال 1952 به مناسبت دومین مجمع عمومی کمیته فرانسوی فیلم اتنوگرافیک، توسط چندین متخصص فیلم اتنوگرافیک چنین تعریف شد: به نظر می رسد زمانی می توان یک فیلم را اتنوگرافیک نامید انضباط پژوهش علمی را با هنر نمایش سینمایی با یکدیگر تلفیق کند...»(همان،12و13).
هنر محصول رفتار انسان است. کاربرد خلاق تصورات انسان برای کمک به تفسیر مسائل، درک و لذت از زندگی شامل فعالیت هایی است که آن را هنر می نامیم (خانقاه، شریف کمالی؛1384،493). این محصول انسانی در سینمای مستند انسان شناسانه در جایی تنها می خواهد انسان را نشانه برود و موضوع خود را تنها در حوزه انسان و رفتارهای اجتماعی و زیستی او قرار دهد. شاید لازم باشد برای تعریف هر چه بهتر فیلم های انسان شناسانه ابتدا تعریفی از علم انسان شناسی را ارائه داد: «انسان شناسی به عنوان یک شاخه علمی به تمام مسائل انسان چون رفتار اجتماعی، زبان، نقش ها، ارزش ها، شخصیت، حکومت، خویشاوندی، پیش از تاریخ، تاریخ، هنر، بیماری، مذهب، اقتصاد، فن آوری پوشاک و . . . می پردازند. گذشته از آن، انسان شناسی به مسائل زیستی انسان، چون ساختمان بدن، رنگ پوست، گروههای خونی و سایر خصوصیات بیوشیمیایی، خصوصیات پوستی، انسان پیش از تاریخ و مسائل ژنتیکی و تطوری موثر در رشد انسان نیز می پردازد» (همان ؛1384،13و 14).
انسان شناسی به عنوان علمی وسیع برای شناخت هرچه بهتر انسان و مسائل پیرامون او در مسیر ورود به تحقیقات علمی به دنیای تصویر لینک زد و از زاویه ویزور دوربین فیلمبرداری، خود را در جایگاهی جدید قرار داد. فیلمسازان مستند علاقمند به این نوع سینما نیز این ارتباط را تنگاتنک کردند تا اینکه سینمای مردم نگار رشد و نمو کرد و تعریف مختلفی در این حوزه به وجود آمد تا این هنر به صورت یک علم به منصه ظهور برسد.
بنابر تعریف همایون امامی، «سینمای مردم نگاری مطالعه ی دقیق و همه جانبه ی تظاهرات مادی و غیر مادی فعالیت های انسانی در جامعه ای محدوداست. این تعریف، و به خصوص اصطلاحات "دقیق و همه جانبه" باعث شده است که مردم نگاری با مردم شناسی اشتباه شود. اما عبارت " تظاهرات مادی و غیر مادی فعالیت های انسانی" قلمرو مردم نگاری را محدود می کند. به تعبیری دیگر، مردم نگاری را می توان مطالعه ی توصیفی مردم نامید»(امامی؛1385،9).
کارل هایدگر نویسنده کتاب فیلم مردم نگار مهمترین ویژگی فیلم های مردم نگارانه را میزان اثرپذیری آنها از درک مردم نگارانه می داند و معتقد است تعریف مردم نگاری در چند کلمه کار دشواری است، اما باید به بررسی ویژگی هایی از مردم نگاری بپردازیم که بیشترین ارتباط را با فیلمسازی مردم نگارانه دارا هستند. مردم نگاری روشی برای تحلیل و توصیف دقیق رفتار انسان بر مبنای مشاهدات دراز مدت در محل است(عربستانی،قربانی،30؛1385).
یکی از ویژگی هایی که فیلم اتنوگرافیک فارغ از مستند در خود دارد بنا به گفته کارل هایدگر این است که رفتار خاص مورد نظر را به هنجارهای فرهنگی ربط می دهد. به اعتقاد او بسیاری از فیلم های مستند، زمان زیادی را صرف توصیف یک فرد یا رویداد منفرد می کنند، اما قادر نیستند بخش فرهنگی قضیه، یعنی قرار دادن اطلاعات در یک بافت فرهنگی، را تصویر کنند. گزارش های فراگیر فرهنگی به ویژه مشکل آفرین اند، زیرا تقریبا به طور اجتناب ناپذیری باید در قالب کلمات ادا شوند، در حالی که فیلم طبعا ماهیتی مشخص و بصری دارد. به نظر او سومین اصل مردم نگاری کل نگری است که باعث می شود تا وقایع و رویدادها در بستر فرهنگی و اجتماعی شان درک شوند. به واسطه ی این اصل است که اظهاراتی مانند تمام بدن، تمام مردم و تمام کنش ها مطرح می شود. این مفاهیم بر نیاز مردم شناختی به معرفی جسم، شخصیت، ورفتار در متن تاکید می ورزند. به نظر هایدگر ویژگی عمده و هدف مردم نگاری حقیقت است( عربستانی، قربانی،32؛1385) در واقع رویکرد به حقیقت در این سینما، از ویژگی های است که سینمای مردم نگار از مستند وام گرفته است. ابن مقوله یکی از اهداف هر فیلم مردم نگار است تا بتواند واقعیت و در بعدی دیگر حقیقت موضوع در نظر گرفته شده را _خارج از هرگونه دست کاری و تحریف_ به مخاطب نشان دهد. هر چند واقعیت امری نسبی و در معنی دیگر چند بعدی است. واقعیت همچون یک شی، که ابعاد مختلفی دارد. ممکن است هرکس به واقعیت از یک سو بنگرد یکی از درون و یکی از ته لیوان و دیگری از هر گوشه ای به لیوان بنگرد. واقعیت موضوعات هم نزد انسان صورتی چند بعدی دارد و هر کس از زاویه نگاه خود به واقعیت می نگرد تا حقیقت ماجرا را بشکافد. به همین دلیل ممکن است در پرداخت یک فیلم به موضوعی مردم نگارانه بسیاری آن را خوب بدانند اما آن فیلم را از نظر بررسی، کافی و همه جانبه ندانند.
فیلم مردم نگار قبل از اینکه بر پایه ایده و فیلمنامه ای تعیین شده شروع شود کار خود را با طرح مسائل نظری و طرح پژوهشی آغاز می کند. مردم نگار برای ساخت فیلم به مشاهده و پرسشگری برای به دست آوردن عمقی ترین اطلاعات می پردازد و همچون یک فعالیت تحقیقی بعد از مطالعه و بررسی همه جوانب کار به تجزیه و تحلیل موضوع، توجه می کند تا بتواند از دل همه این موارد، تحقیقی با ارزش را خارج سازد.
امیلیا نرسیسیانس در کتاب انسان، نشانه، فرهنگ در باب نشانه شناسی می نویسد: «نشانه شناسی از طریق مطالعه و تئوریزه کردن نشانه ها (صوتی، تصویری، حرکتی، زبانشناختی و غیره) و روند شکل گیری آنها در پی معنی است. معنی را نمی توان جدا از موضوع_یعنی جدا از انسانی که آن را تعریف می کند و در زندگی روزمره خود مورد استفاده قرار می دهد و هم چنین از سیستم فرهنگی که به وجود آورنده آن است- مورد مطالعه قرار می دهد»(نرسیسیانس،17؛1387). فیلمساز مردم نگار در واقع یک نشانه شناس است که از طریق مطالعه و نمایش نشانه های فرهنگی در پی شناساندن و رمزگشایی از انسان و اعمال اوست. برای انسان شناس فیلمساز نیز انسان فارغ از معنی نیست. نرسیسیانس در کتاب خود از قول پیرس نقل می کند که« واقعیت از آن جهت برای انسان قابل دسترسی است که خود یک نشانه است». پس فیلمساز واقعیت گرا برای کشف نشانه ها در زندگی انسان به جستجوگری می پردازد و در این میان این واقعیت و دیگر نشانه ها هستند که او را در درک بهتر معنی انسان و رابطه زیستی، اجتماعی و فرهنگی او یاری می رسانند تا به حقیقت معنی واقعیت های پیش رو برسد.
منابع:
امامی همایون (1385)، سینمای مردم شناختی (نقدی بر قوم پژوهی در سینمای مستند ایران)، چاپ اول، تهران، پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نشر افکار.
تهامی نژاد محمد (1385)، شیوه شناسی، فصلنامه سینمایی فارابی، فصلنامه تحقیقاتی در زمینه سینمای مستند، شماهر 59 و 60، تهران ، نشر آوند.
فکوهی ناصر (1387)، درآمدی بر انسان شناسی تصویری و فیلم اتنو گرافیک، چاپ اول، تهران، نشر نی.
هایدر کارل جی (1385)، فیلم مردم نگار، برگردان مهرداد عربستانی، حمیدرضا قربانی، چاپ اول، تهران، پژوهشکده مردم شناسی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، نشر افکار.
لورا گوران آندره ، دانسته ها و ندانسته های تاریخ هنر، ترجمه دکتر نورالدین فرهیخته، چاپ اول، تهران، نشر پویش.
عسکری خانقاه اصغر ، شریف کمالی محمد (1384)، انسان شناسی عمومی، چاپ سوم، تهران، نشرسمت.
نرسیسیانس امیلیا (1387)، انسان، نشانه، فرهنگ، چاپ اول، تهران، نشر افکار.
وارد پل (1387)، مستند چیست؟، برگردان رخساره قائم مقامی، پایگاه انسان شناسی www.antropology.ir، بخش انسان شناسی تصویری.

















