سرآغاز

انیمیشن مستند

گیلیان لیسی ترجمه رخساره قائم مقامی
creature_dawgs.jpg

مستند / انیمیشن زمینه اصلی مورد علاقه من است، هر چند باید گفت که بهتازگی این علاقه محدود به فیلمسازی درباره رقص شده است. ریشه این علاقه،اشتیاق من به بازگویی ماجراهای واقعی است که با تمایلم به خلق تصاویری که احساسات درونی را بیان میکند

آمیخته شده است. دراین فرصت برآنم که به آنچه انیمیشن میتواند به فیلم مستند اضافه کند و روشهای مختلف این تلفیق، بپردازم .
انیمیشن مستند حیطه ناشناختهای از دنیای انیمیشن است، زمینهای بسیار مساعد برای یافتن داستانها و موضوعات برای ساختن فیلم . هیچ کس نمی تواند به شما لیستی از راههای درست و نادرست ارائه دهد. این شمایید که باید خود راه خودتان را پیدا کنید. همه چیز از طریق کارو تمرین و کسب تجربه بهدست میآید، و هیچ فرمول جادویی برای موفقیت در نوشتن یا کارگردانی وجود ندارد. 
فیلم انیمیشن به فیلمی گفته میشود که به روش تکفریم ساخته شده باشد، یعنی بهجای اینکه در هر ثانیه24 فریم فیلمبرداری شود، ازهر تصویر چند فریم فیلمبرداری میشود .
فیلمسازان جریان اصلی سینما، انیمیشن را کاری بیاهمیت یا مخصوص کودکان تلقی میکنند.فیلمهای داستانی در بالاترین موقعیت قرار دارند و سرگرم کننده محسوب میشوند واز فیلم مستند نیز به عنوان وسیله اطلاعرسانی و نمایش دهنده واقعیت استفاده میشود. قصد من در این مقاله به چالش کشیدن  پیشداوریهایی از قبیل  مستند=واقعیت =صداقتاست.
در اینجا این سؤالات مطرح میشوند:
تمام فیلمهای مستند تدوین میشوند (تنها تعداد محدودی از فیلمهای تجربی وجود دارند که بدون تدوین هستند و سوژه را در زمان واقعی نشان میدهند). اگر در یک فیلم مستند زمان واقعی دستکاری میشود پس چگونه میتوان گفت که صادق و واقعی است؟
ما هرگز نمیدانیم که تمام تصاویری که فیلمبرداری شدهاند چه بودهاند. تمامی  فیلمهای مستند مطرح  تدوین شدهاند. مستندهای مصاحبهای یا به اصطلاح "کلههای سخنگو"  شامل تصویر آدمهایی است که درباره اتفاقی صحبت میکنند، در حالیکه شما هرگز اصل اتفاق را نمیبینید. روز به روز گرایش به بازسازی اتفاقات در فیلمهای مستند بیشتر میشود، بهخصوص زمانی که قضیه به مسائل بغرنج و حساس یا اتفاقات تاریخی مربوط میشود.
حالا اگر صداها واقعی باشند و تصاویر انیمیشنی، چه اتفاقی میافتد؟ چرا به این یکی انیمیشن میگویند و آنهای دیگر مستند به حساب میآیند؟ آیا استفاده از تصاویر نقاشی شده،  تفاوت  بنیادینی  با  تدوین نماهای فیلمبرداری شده دارد؟  زمانیکه بهجای گوینده گفتار متن، خود سوژه فیلم ماجرا را برای ما تعریف کند میگوییم صدا واقعی است. لحن مؤلفگونهای که این نوع روایت به فیلم میدهد باعث میشود که اعتبار شهادتی که بر واقعیت میدهد در مقایسه با مستندهای معمولی بیشتر به نظر بیاید. صدای واقعی زمینه ساز تصاویر انیمیشن است. حال باید پرسید که اگر یک گوینده حرفه ای – ونه خود سوژه- گفتار متن را بخواند فیلم  حالت واقعیاش را از دست میدهد؟
در اینجا این سؤال مطرح میشود که اساساً " واقعی" و "صادق" یعنی چه؟ تا کنون بحثهای دنبالهداری درباره جعلی بودن یا نبودن عکسها و تصاویر مستند آرشیوی درگرفته است.(عکسهای کاپا از جنگ  بیشتر از همه مورد تحلیل قرار گرفتهاند). در گذشته که وسایل دستوپاگیرعکاسی و فیلمبرداری بهسادگی اجازه کاردر شرایط اضطراری و با عجله را نمیداد، این تمایل وجود داشت که عکس و تصاویر مربوط به شرایط خطرناک، از طریق  بازسازی تهیه شود. این کار هنوز هم انجام میشود. دوفیلم مستند متعلق به یک  شبکه مطرح تلویزیونی بریتانیا متهم به صحنهسازی و به عبارتی نشان دادن "فیلمهای قلابی" شدهاند. مورد اول فیلمی از یک قاطر حامل محموله قاچاق مواد مخدر ازکلمبیاست.جرم سازندگان فیلم این بوده که، عنوان "بازسازی شده " را بر روی صحنه های بازسازی شده قرار نداده اند. فیلم دوم مروری است بر تاریخ پنجاه ساله اسرائیل که توسط شرکت بروک لاپینگ به کارگردانی نورما پرسی ساخته شده است. راوی، ماجرای  کشتار دیر یاسین در 1948 را تعریف میکند؛ حادثهای که طی آن یک گروه خشن از یهودیان افراطی دست راستی  شبانه به یک دهکده عربنشین حمله واهالی دهکده را قتل عام کردند. این عملیات مسلماً در شرایط بسیار سری انجام شده است، ولی تصاویری که صحبتهای راوی  را همراهی میکنند سربازانی را نشان میدهند که به یک دهکده وارد می شوند و نارنجک پرتاب میکنند.قاعدتا این فیلمها باید در زمان و مکان دیگری تهیه شده باشند، زیرا کسی در یک عملیات سری از گروههای فیلمبرداری دعوت به همراهی نمیکند. اینها نمونههایی از فیلمهای مستند جعلی است، استفاده از تصاویر آرشیوی که در زمان و مکان دیگری تهیه شدهاند.
اکنون تکنولوژی تا آنجا پیشرفت کرده که دیگر میتوان هرتصویری را بهطور ساختگی تولید کرد. گاهی تصاویر فیلمبرداری شده را از تصاویری که در کامپیوتر تولید شدهاند نمیتوان تمیز داد. مستندی که اخیراً ساخته شده، وگفته میشود که از جدیدترین تکنولوژی تصویری استفاده کرده، ماجراهای مربوط به پایان جنگ جهانی دوم را به نحوی روایت میکند که گزارشگر را در همان مکانها و زمانهای وقوع ماجرا میبینیم.این فیلم از گرافیک درخشان (وآزارندهای) برای نشان دادن وقایع زندگی رهبران جنگ (روزولت، چرچیل،هیتلر و استالین) استفاده میکند. تصاویر آرشیوی اصلی سیاه و سفید هستند. فیلم بازسازی شده رنگی است و در آن  از بازی بازیگرها استفاده شده است. چهرههای چهار رهبر جنگ در مرحله پس از تولید، بوسیله  کامپیوتر بر روی چهره بازیگرها کپی شده است. یک فصل فیلم رهبران را در رختخوابهایشان نشان میدهد. سکانسهای دیگری در فیلم وجود دارد که به تصاویر معمول در فیلمهای مستند تاریخی عادی نزدیکترند. اگر از رنگی بودن آنها بگذریم، این سکانسها تنها نشانههایی هستند که  به  وجود فیلمهای آرشیوی اشاره میکنند. هیچ زیرنویسی برای متمایز کردن سکانسهای بازسازی شده ازسکانسهای "واقعی" وجود ندارد. من گمان دارم کسانی که فیلم را میبینند این سؤال را از خود میپرسند که این فیلم داستانی است یا مستند. ولی آیا فرقی هم میکند؟ موزه سلطنتی جنگ در بریتانیا درقوانین تعیین کننده حد و حدود مجاز استفاده از فیلمهای آرشیوی، که برای استفاده در فیلمها خریداری میشوند، تجدید نظر کرده است. زیرا فیلمهای آرشیوی درمراحل پس از تولید این چنینی (که من آنها را در زیرمجموعه انیمیشن دستهبندی میکنم، چون فریم به فریم دستکاری میشوند)، دستکاری می شوندشوند.

امروزه این امکانات بهمنظور سهولت بخشیدن به کار فیلمساز، و یا  بهتصویر کشیدن تخیلات، اودر دسترس است. لیکن هنوز یک فیلم مستند عادی در مقایسه با فیلمی که در آن  گزارش وقایع مشخصا بهصورت انیمیشن باشد، صادقتر و واقعیتر تلقی میشود.
من نمیخواهم بگویم یکی از این دو بهتر از دیگری است، یا یکی درست و دیگری اشتباه است، بلکه تنها میخواهم شبهه جالبی را که در برداشت بینندگان این فیلمها
مشاهده کردهام نشان دهم و به انیماتورها یک امکان تازه برای وسعت دادن به افق کاریشان معرفی کنم.
 استفاده از فیلم مستند در کارهای انیمیشن معمولتر از استفاده از انیمیشن در کارهای مستند است. برای استفاده از انیمیشن در مستند میتوان از "خوشبختترین نخود دنیا" ساخته امیلی جیمز، از دانشجویان سابق ان اف تی اس، ومجموعههای " ذهنهای انیمه شده" و"مسائل خطرناک" که به سفارش کانال چهار توسط اندی گلین ساخته شدهاند نام برد.
ولی چرا انیماتورها از مستند استفاده میکنند؟ چرا مستند انیمه شده رایج شده است؟
 خیلی از انیماتورها تلاش بسیاری میکنند که نویسنده و کارگردان و حتی تهیه کننده فیلمهایشان باشند. سریالهای طولانی انیمیشن معمولاً فاقد موضوع جذاب هستند. علاوه بر بازار کارهای کاملاً تجاری ، بازارهای دیگری هم برای گرایشات هنری نویسندهها و انیماتورها وجود دارد. داستانهایی که بر پایه واقعیت بنا شده باشند معمولاً زمینههای خوبی برای کار هستند.
میتوان ازسریال قدیمی "گفتگوهای انیمه شده" به عنوان پیشتاز این نوع آثار نام برد.
در این فیلم گفتگوهای واقعی به نحو آزادانهای تفسیر میشوند. فیلمهایی که  داستانهای گفتگومدارانه را روایت نمیکنند، داستانی محسوب میشوند. فیلمهای انیمیشن دیگری  نیز در این مسیر گام نهادهاند و با بهکارگیری فرم مصاحبه با مهارت به هر دوفرم داستانی و مستند نزدیک شدهاند. از معروفترین نمونه این فیلمها میتوان "نیازمندیهای ابتدایی"  creature comforts را نام برد.
در این فیلم با مردم درباره موضوع مسکن مصاحبه شده است. سپس حرفهای آنها در دهان حیوانات باغ وحش گذاشته شده که درباره شرایط مسکنشان حرف میزنند. فیلم ازنوع مصاحبههای مستندی است که گاهی با قرار دادن یک میکروفون انیمیشنی در کادر، برآن تأکید میشود. نمونه جدیدتر و جالبتر این نوع کار، "سگها و گربهها" ساخته ریچارد گلنوسکی است که توسط کمپانی آردمن تهیه شده است.
با نگاهی به تاریخ تحولات انیمیشن در دنیا و بهخصوص آنچه که در بیست سال گذشته در انگستان روی داده، میتوان  به یک تغییر ذائقه در مورد موضوعات فیلمها پی برد.
این تغییرات تحت تأثیر سیاستهای 1968، جنبش فیمینیستی زنان، و بهراه افتادن جریانی از ورکشاپهای فیلمسازی وحضور بیشتر زنان در دانشکدههای انیمیشن اتفاق افتادهاند. در کلاسهای دوره کارشناسی انیمیشن، بهخصوص در دانشکده فرنهام، یک گرایش کلی نسبت به داستانپردازی شخصی پدید آمده بود.
 کارن واستون، دانشجوی دانشگاه NFTS، که در کودکی از سوی پدرش مورد سوءاستفاده قرار گرفته است، این خاطرات دردناک را در فیلم "تکه کوچولوی گلدان چینی پدر"، Daddy's little bit of Dresden chinaبه شیوهای سورئالیستی بهتصویر کشیده است.            

یکی ازموارد استفاده از انیمیشن، زمانی است که موضوع فیلم مایل نیست در مقابل
 دوربین ظاهر شود ولی از شنیده شدن صدایش رضایت داشته باشد.
انیمیشن ما را به مکانهایی میبرد که هرگز نمیتوانستیم برویم. وقتی آثار مطرح انیمیشن با موضوع مستند را مرور میکنم میبینم که موضوعات آنها ذهنی هستند. آیا این بهخاطر این است که انیمیشن دامنه وسیعی برای بیان در اختیار دارد، که فیلم زنده تا  همین چند وقت پیش از آن محروم بوده؟

ایجاز: انیمیشن امکان فشرده کردن زمان و ابزار بیانی را برای بیان سریع یک داستان در اختیار کارگردان قرارمیدهد.
تکنولوژی: در کنار تمام مواردیکه به آنها اشاره کردم، پیشرفت تکنولوژی امکان در هم آمیختن فیلم زنده و انیمیشن را تسهیل کرده است. این موضوع دامنه  امکانات برای بیان یک داستان را وسیع میکند، و امکاناتی را پدید میآورد که برای کارگردانان انیمیشن وسوسهانگیزند.
در سالهای اخیر، من با افراد زیادی برخورد کردهام که موضوع / فیلمنامه کارشان را در قالبهای مستند جستجو میکنند. این فیلمها گاه کاملاً انیمیشن هستند و گاه مستند با قطعات انیمیشنی. بحث من این است که داستان این فیلمها را از دید یک انیماتور بهتر میتوان تعریف کرد تا در قالب سنتی فیلم مستند.
 از آنجا که تکنولوژی بهسرعت پیشرفت میکند، تدوینگران به جلوههای ویژه دیجیتالی دسترسی بیشتری پیدا میکنند و روزبه روز مستندهای بیشتری ساخته میشوند که در آنها از کامپوزیت (ترکیب زنده و انیمیشن)، تغییر سرعت و فیلترهای مختلف دیجیتال، بهمنظور بیان موضوع استفاده شده است. مرزهای بین فرمهای مختلف  روز به  روز بیشتر محو میشوند.  شاید ما داریم بهاین سمت میرویم که  بهجای طبقهبندیهای رایج "داستانی"، "مستند" و "انیمیشن"، فقط با خود " فیلم" سروکار داشته باشیم.

انیمیشن مستند از نظر من به انواع زیر تقسیم میشود:
1-اخبار:
شاید اولین و آخرین انیمیشن خبررسان، فیلم "غرق شدن لوسیتانیا "Sinking of Lusitania محصول 1918 آمریکا باشد که  توسط وینزور مککی Winsor McCayساخته شد.
این فیلم بدون وجود فیلمهای خبری زنده و مدتها بعد از ماجرای اصلی ساخته شد.
من ترکیب و کیفیت طراحیهای فیلم را ستایش میکنم. من چیزی درباره حادثه نمیدانم. فیلم بهجای این که دهشتناکی غرق شدن یک کشتی را به ما نشان دهد، تعداد نقاشیهایی که برای ساختن این فیلم کشیده شدهاند را بهرخ ما میکشد. فیلم از ما میخواهد که مهارت وینزور مککی را ستایش کنیم. از آنجا که مهمترین اصل در اخبار فوریت آن است، انیمیشن قالب نامناسبی برای بیان اخبار محسوب میشود. بههر حال برای کسانی که  به مستندهای تاریخی علاقمند هستند، بهدلیل عدم وجود فیلم زنده از این حادثه، تنها این فیلم انیمیشن  موجود است. مککی گزارش روزنامهها و گفتههای شاهدین حادثه را مبنای کارش قرار داده است. درصحنههایی ازفیلم تایتانیک ازهمین ترکیببندی و کیفیت استفاده شده است.
 از آنجا که فیلم زنده ازدورانهای تاریخی وجود ندارد، در مدارس انگلستان از انیمیشنهای مستند تاریخی برای تدریس درس تاریخ استفاده میشود.

2- تصویرسازی توسط سوژه فیلم (سوژه تصویرگر)
در این فیلمها که حد واسط مستند سنتی و انیمیشن هستند، از تصاویر نقاشی شدهای که توسط سوژه فیلم کشیده شدهاند استفاده میشود. فیلمساز نقاشیها را به عنوان بخشی از ماجرا متحرکسازی میکند. این تصویر سازیها باعث تأثیرگذاری بهتر مستندها میشوند.

خود نگاری فیت هابلی:
MOONBIRD (پرنده ماه) محصول آمریکا - 1960 در این فیلم جان و فیت هابلی صداهای کودکانشان را ضبط کردهاند. صداها را تدوین کردهاند و سپس با استفاده از نقاشی خود بچهها، تخیلات آنها را بهتصویر کشیدهاند و روی صداها گذاشتهاند.
 فیلم دیگری ازین دست توسط Tim Webbتیم وب  ساخته شده است:
او مثل اوتیسم A IS FOR AUTISM  که توسط تیم وب و یک گروه از افراد مبتلا به بیماری اوتیسم ساخته شده است، یکی از موفقترین آثار انیمیشن مستند است. در این فیلم ، نقاشی های بیماران به صورت انیمیشن درآمده و از شیوه سوژه تصویرگر در آثار زیر استفاده شده است:
 ربوده شدگان ABDUCTEES، ساخته پاول وستر Paul Vester. این فیلم درباره مردمی است که معتقدند توسط موجودات بیگانه  ربوده شدهاند. این فیلم مستند با استفاده اصیل  ومناسب از انیمیشن تأثیری بسیار قویتر از مشابههای مستند سنتیاش دارد.
( مستندهای بسیاری در این باره ساخته شدهاند)
ویویان جونز، با مستند خانه THE HOUSE )) در همین مسیر حرکت کرده است. او کارگاههایی را با شرکت افرادی که از اختلالات یادگیری رنج میبردند و در پناهگاههای اسکان موقت درجنوب لندن زندگی میکردند برگزار کرد و با استفاده از صدای این افراد و متحرک کردن نقاشی هایی  که  تجربیات و آرزوهای آنها را بهتصویر در میآورد، این فیلم را ساخت.
بیماران بیمارستان سری اسپیتال لاسوان و بیمارستان اتلیر روبرت در بروکسل با همکاری پزشکان و فیلمسازان افکار و احساساتشان را در قالب فیلمهای کوتاه بیان  کردهاند. لاسوانفیلم در فاصله سالهای 1964تا 1981 تحت نظارت ناگ آنسوارگ فیلمساز  فعالیت میکرد.

3- فیلمهای گفتگومحور  یا مصاحبهمدارانه:
سومین گروهی که من شناسایی کردهام، از مصاحبه و گفتگویی که بعد از ضبط، تدوین شده استفاده کردهاند. این نوع کارها بیشتر از آن که مستند باشند، تفسیری هستند و "بازسازی"  انواع مستندهای مصاحبهای (سرهای سخنگو) معمولی محسوب میشوند. این نوع کارها در ابتدا به خودی خود جالب بودند، چون با کسالتبارترین و بدترین فرم مستند شوخی می کردند ولی حالا دیگرخودشان کسالتبارتر به نظر میآیند.
 

نیاز به بیرون رفتن GOTTA GET OUT) )
فیلمی شخصی درباره تجربه من ازبیماری هراس از مکانهای بسته  claustrophobia)) و تأثیر آن بر زندگی من. من میخواستم این موضوع را بهصورت یک مستند عادی کار کنم، ولی موضوع خیلی برایم غامض شده بود. اورلی استفاده از انیمیشن را برای  قطعات مربوط به حملات هراسی (panic attack) پیشتهاد کرد و مسئله حل شد. لذا این داستان یک داستان واقعی است که با استفاده از بازیگر بازسازی شده است و در آن از انیمیشن هم استفاده شده است .

TOUCHWOOD  (GB 1995)
فیلمی است که توسط ویویان جونز کارگردانی شده و من در تهیه آن شرکت داشتم. ویو با افراد متعددی که دچار اختلال  وسواس فکری – عملی  بودند مصاحبه کرد. آنچه او ساخت بیشتر بر اساس گفتههای افراد بود تا صدای شاهد و یا تصاویر واقعی، زیرا آن افراد نمیخواستند شناسایی شوند. این فیلم هم مانند فیلم بعدی او  THE HOUSE در حیطه مستند قرار داشت.

4-سوژه روایتگر
چهارمین گروه شامل فیلمهایی میشود که در آنها سوژه به طور مستقیم داستان را روایت میکند. تصاویربیش از فرم سوژه تصویرگر (گروه اول) انیمه میشوند، زیرا تصاویر توسط فیلمساز خلق شدهاند و معمولاً شامل بخشهایی از داستان هستند که تنها به طریقه بازسازی میتوان آنها را روایت کرد.

SOME PROTECTION  GB1988
 فیلم مارجوت ریمینین یک قسمت از چهار گانهای است که درباره حقوق زنان  ساخته شده، مجموعهای که من چندین سال پیش  آن را برای کانال 4 تهیه کردم.
از این فیلم میتوان  درباره کار با  آدمهای واقعی و مسئولیتهای اخلاقی که به دنبال دارد نکات مهمی آموخت.
 استفاده از صدای جوزی که ماجرا را روایت میکند بهدلایل زیادی دارای اهمیت است. تشریح وضعیت زندگی جوزی در زندان  با استفاده از تصویرسازی تأثیرگذارتر از این است که  خیلی ساده او را ببینیم که نشسته روبروی دوربین و حرف میزند. انیمیشن امکان بیان احساساتی را در اختیار مارجوت گذاشت که بههیچ طریق دیگری در این حد از تأثیرگذاری قابل بیان نبودند (احساس زندانی بودن و تنهایی).
هنگام ساخته شدن فیلم، جوزی آزاد شده بود و عضو گروه زنان سابقًا مجرم بود.
ولی ماجرا از 1986 که فیلم ساخته شد تا سال 2003 ادامه یافت. جوزی دوباره مرتکب جرم شد. مارجوت در دادگاه بر تلاش جوزی برای اصلاح شهادت داد و رابطه این دو نفر بسیار صمیمی شده بود.
جوزی در داخل و خارج زندان از بیماری شدید agoraphobia) ) یا هراس از مکانهای باز رنج میبرد. او به مارجوت وابسته شده بود و از او انتظارات بیش از حد داشت. مارجوت سعی کرد رابطهاش را با جوزی قطع کند، زیرا ادامه این رابطه برایش ممکن نیود. کمی بعد در روزنامهها خواندیم که جوزی بهخاطر قتل یک همسایه به حبس اید محکوم شده است (جوزی در فیلم درباره میل به ارتکاب جرایم حادتر و حادتر حرف میزند). اودر سال 2003 در زندان خودکشی کرد.
 
SILENCE  1998 سکوت
تارا، شخصیت اصلی این داستان یکی از دوستان قدیمی اورلی است. او سالها بهدنبال راهی برای روایت داستان زندگیش میگشت که بعد از یک عمر سکوت، صحبت کردن درباره آن برایش بسیار دشوار شده بود. بالاخره اورلی به او پیشنهاد کرد که از انیمیشن استفاده کند، چون انیمیشن وسیله خوبی برای  فضا سازی و فراخواندن خاطرات و پسماندههای گذشته است. این فیلم نگاه جدیدی است به فاجعه هولوکاست (نسل کشی).  در اروپا ازاین فیلم به عنوان یک وسیله کمکآموزشی در درس تاریخ  برای تدریس فاجعه هولوکاست استفاده میکنند.

SWIMMING IN A SICK HEAD (NFTS 2000) شنا کردن در یک ذهن مریض
این فیلم توسط یک دانشجوی NFTS بهنام ویکتوریا هونگ ساخته شد. او سالها از اختلالات بیاشتهایی عصبی  رنج میبرد. از آنجا که نمیخواست مستقیماً در باره خودش کار کند کار تحقیق و تولید فیلم را با یک گروه از مراجعین به مرکز اختلالات تغذیه به انجام رساند. با اینکه تصاویری که توسط بیمارها کشیده شدهاند در نسخه نهایی فیلم موجودند ولی فیلم رفته رفته به  اثری درباره مشکلات و وضعیت فیلمساز تبدیل شد. متن شاعرانه فیلم توسط ویکتوریا نوشته و در نهایت با صدای خود او هم خوانده شد. من این فیلم را یک گزارش بصری از یک وضعیت روانی میدانم. این فیلم نمیتوانست با مصاحبه با ویکتوریا و بهصورت زنده ساخته شود، زیرا او تصاویری را که از ذهنش میگذرند را "مستند سازی" میکند.
ذهنهای انیمه شده ANIMATED MINDS
ضبط صدای سوژههایی که درباره بیماریشان حرف میزدند برای مدت سه دقیقه دچار وقفه  میشود. کارگردانان انیمیشن، کارگردانان کل کارنبودند و کنترلی بر ضبط صدا نداشتند. آنها  در قسمتی که صدا وجود نداشت عدم وجود صدا را با تصویرسازیهای موفق خود جبران کردند. من در فیلمسازی از یک قاعده پیروی میکنم: اگر صدا دارد چیزی را توضیح میدهد لازم نیست تصویر آن را ببینیم و اگر تصویر دارد چیزی را نشان میدهد لازم نیست راجع به آن چیزی شنیده شود. 
شما ممکن است صدا و تصویر را برای لحظاتی در کنار هم پیش ببرید و بعد آن دو را رها کنید تا هر یک مسیر خودش را برود، ولی اگر ما آنچه را که میشنویم ببینیم این کار کمکی به ما نمیکند. این مهمترین مسئلهای است که این نوع کارها با آن مواجه هستند. گاهی لازم است برای اجتناب از چنین وضعیتی صدا را قطع کرد. تصاویر کارگردانان تصاویر سوژهها نیستند. آیا این موضوع وضعیت مستند را نفی میکند؟ در اینجا سعی دارم بگویم که فیلمهای مستند اساساً تفسیر کارگردانان از واقعیت هستند نه خود واقعیت. انتخاب کلمات و بریدن و چسباندن مصاحبهها در حوزه کارگردانی انجام میشود. در یک فیلمبرداری با نسبت 20 به 1 ، این کارگردان است که در بین راشها داستان خودش را پیدا میکند. انتخاب ویا خلق تصاویر در حیطه اختیارات کارگردان است.

گروه بعدی فیلمهای ترکیبی انیمیشن و مستند را فیلمهایی تشکیل میدهند که:
5- جهان درونی یا احساسات سوژه را به تصویر می کشند
 دوستان صمیمی در اتاق های دور ازهم
در این کار پیترسیمس از یک بیمار شیزوفرنیک خواسته که فیلمی درباره دوستانش بسازد. او با استفاده از انیمیشن سعی کرده که هذیانات و توهمات دیداری و شنیداری او را بهتصویر بکشد. کمپانی آرد من در این پروژه او را حمایت کرد. شرایط تولید بسیار سخت بود.  فرآیند تولید به عنوان قسمتی از فیلم در آن گنجانده شده  و تکههایی هم بهصورت پیکسلیشن در باره تجربههای شیزوفرنیک درفیلم دیده میشود و در آخر یک سکانس کامل پیکسلیشن وجود دارد.

احساسات متناقضMIXED FEELINGS 
این فیلمهای کوتاه به عنوان میانبرنامه بعد از اخبار کانال 4 پخش میشدند. بهمناسبت بیست و پنجمین سالگرد تصویب قانونی که به سقط جنین جنبه قانونی داده بود،  موضوع این فیلم کوتاه سقط جنین در نظر گرفته شده بود.
طرح ما مصاحبه با چهار نفر بود که سقط جنین را تجربه کرده بودند وقصد انجام دوباره آنرا داشتند ولی بهدلایل مختلف و بهطرق متفاوت دچار احساسات متناقضی نسبت به سقط جنین شده بودند. ما تصمیم گرفتیم  با استفاده از ترکیب (کامپوزیت) و دستکاری فیلمها با برنامههای مختلف کامپیوتری،  تجربه احساسی این آدمها را نشان بدهیم.

رقص در درون DANCING INSIDE
آنچه باعث ساخت این فیلم  شد، ایده دستکاری کامپیوتری تصاویر برای اغراق کردن در حرکات محدود یک رقصنده پیربود. در این فیلم جین درباره دشواریهای سالمندی و نحوه کنار آمدنش با تصور مرگی که در انتظارش است حرف میزند.

6- فیلمهای هنری

FEELING MY WAY "آن چه در مسیرم حس میکنم" ساخته جانانان هودسن
دامنه تعریف مستند را گسترش میدهد. این فیلم بیشتر محملی برای توصیف گرافیکی است تا بررسی یک موضوع مهم یا جذاب. میتوان گفت که در این اثر فرم برمحتوی غلبه پیدا کرده است.
فیلم شامل یک رشته تصورات بصری است که تحت تأثیر آنچه کارگردان در مسیر
 رفتن به محل کار در اطرافش میبیند در ذهنش شکل می گیرد. من فکر میکنم جای کار زیادی در این حوزه از انیمیشن وجود دارد، بهخصوص اگر یک محتوای قوی را با یک نگاه تصویری شخصی همراه کنیم.

مایکل رنو از استادان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بهتازگی  به مقوله انیمیشن مستند علاقه پیدا کرده است. او اثر Post Office محصول 1940 انگلستان ساخته لن لای و Sunless  اثر کریس مارکر را در زمره آثار انیمیشن مستند بهشمار آورده است. من به شخصه این فیلمها را در گروه انیمیشن مستند جای نمیدهم ولی عناصر قابل بررسی در این فیلمها بهچشم می خورد.

لیسی مدیر گروه انیمیشن دانشگاه NTFS انگلستان است
متن سخنرانی گیلیان لیسی در جشنواره پویانمایی تهران 2005
roxareh@yahoo.ca مترجم

تمامی حقوق این پایگاه برای «انسان شناسی و فرهنگ» محفوظ است.