فضای معماری و شهری

 تهیه و تنظیم: زهره دودانگه
واژه فضا در لغتنامه دهخدا به معنای "میدان و عرصه" و در فرهنگ معین معادل "مکان وسیع، زمین فراخ و ساحت" تعریف شده است. دیری نیست که این واژه به معنای معمارانه و شهرسازانه خود مورد توجه قرار گرفته است. فضا در حیطۀ دانش معماری و شهرسازی به مفهوم فضایی است که به اشکال گوناگون محدود شده و دارای کارکردهای ویژه ای است. این فضا بستر جریان پیدا کردن زندگی روزمره انسان هاست. فعالیت های فردی و جمعی، خصوصی و عمومی، رفع نیازهای هرروزه، رفتارها، کنش ها و ارتباط های انسانی همه و همه در زمینه فضای شهری و معماری است که جایگاه خود را پیدا میکنند. 

میتوان گفت که فضا و انسان (به عنوان استفاده کننده از فضا)  در ارتباطی دوسویه به سر برده و هریک بر دیگری تاثیر می گذارند. نمی توان این گونه پنداشت که فضا اصول و کارکردهای خویش را به شیوه ای قطعی بر انسان تحمیل کرده و کنش های او را به تمامی تحت هدایت و سیطره خویش دارد. بلکه رفتارهای خلاقانۀ انسان در فضا می تواند به خلق معانی تازه در فضا و دگرگون کردن واقعیت های فضایی بیانجامد. نیز باید توجه داشت که کنش های انسانی تماما از فضایی که در آن وقوع می یابد مستقل و رها نیست؛ بلکه قوانین جاری در فضا بر رفتارهای انسان تاثیری غیر قابل انکار دارد. آنچه در این میان اهمیت دارد لزوم کوچک بودن شکافِ میان «اهداف فضاهای ساخته شده» و «انتظارات و رفتارهای استفاده کنندگان» است. تنها در چنین صورتی است که فضا و کارکرد آن از دایرۀ رفع نیازهای پایه ای انسان عبور کرده و به رشد فعالیت های اختیاری و نیز شکوفایی زندگی روزمره او می انجامد. در حوزه پژوهش در بارۀ مفهوم فضا در ادبیات معماری و شهرسازی، کاویدن این مفهوم در متن تاریخ و مطالعۀ تحول آن تا به امروز از مطالعاتی است که فهم هرچه بهتر و بیشترِ مفهوم فضاهای معماری و شهری، و رابطه دوسویۀ میان این فضاها و انسان را میسر می کند. در این راستا انسان شناسی و فرهنگ در نظر دارد که پرونده ای را درباره مفاهیم مرتبط با فضاهای معماری و شهرسازی و سیر تحول این فضاها در تاریخ معاصر ایران گشوده و با افزایش غنای محتوایی این پرونده، زمینه ای را بر دسترسی پژوهشگران این حوزه به منابع مرتبط فراهم نماید.    1- مفاهیم و تعاریف فضا در لغتنامه دهخدا فضا در فرهنگ فارسی معین فضا (در معماری)/ ویکی پدیا شناخت محتوای فضای شهری/ حمیدرضا پارسی مطالعه ی مفهوم شناسی فضا وفضای شهری/مریم قوامی فرد   2- گونه های فضا الف) فضای شهری 2-1 میدان واژه میدان در لغتنامه دهخدا میدان/ویکی پدیا نیم نگاهی به میادین تهران/ بیژن علی آبادی گالری تصاویر قدیمی از میادین تهران در انجمن مفاخر معماری ایران 2-2 خیابان واژه خیابان در لغتنامه دهخدا خیابان/ویکی پدیا ملاحظات محیطی در طراحی و بهسازی خیابان های شهری/ بهناز امین زاده، فرامرز داعی نژاد درآمدی بر مفهوم خیابان‌ به عنوان فضای شهری‌ نگرشی بر نظریات و تفکرات معاصر / مسعود خادمی-محمد رضا پورجعفر- روجا علی‌پور گالری تصاویر قدیمی از خیابان ها و محلات تهران در انجمن مخاخر معماری ایران خیابانهای معاشر پذیر؛ محل درنگ و ماندن / م.معینی 2-3 پیاده رو واژه پیاده رو در لغتنامه دهخدا پیاده رو/ ویکی پدیا پیاده رو و حیات جمعی شهر/  م. آزاد ارمکی پیاده رو، جایگاهی برای حضور شهروندان / ج.پاکزاد 2-4 بوستان و پارک واژه پارک در لغتنامه دهخدا واژه بوستان در لغتنامه دهخدا بوستان/ ویکی پدیا آشنایی با سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران 2-5 مرکز  الف) مرکز شهر مرکز شهر/ویکی پدیا مرکز شهر و چگونگی تعیین محدوده آن/ بذرگر، محمد رضا - جمالی، ابراهیم - کریمی صالح، محمد جعفر سخن روز:مرکز شهر کجاست؟/ جهان شاهی، محمد حسین ب) مرکز محله رسالۀ باززنده سازی مرکز محله مسجد ملک/ افسون مهدوی لیست رساله های مرتبط با مرکز محله در دانشگاه تهران 2-6 بازار واژه بازار در لغتنامه دهخدا خوانش فضایی بازار؛ بازار چهارسوق شهرستان ساری/ زهره نظام محله نشریه «هفت شهر» ویژه بازار/ میترا نظام محله سازمان یافتگی فضای بازار یزد/ زهره نظام محله ب) فضای معماری 2-7 مسکن واژه مسکن در لغتنامه دهخدا جایگاه شاخص های مسکن در فرآیند برنامه ریزی مسکن/محمد مهدی عزیزی تحلیلی بر جایگاه و دگرگونی شاخص های مسکن شهری در ایران/محمد مهدی عزیزی ازخانه تا برج / حسین سلطانزاده معماری ایرانی ، الگوی واقعی مسکن پایدار/محمد صادق عابدینی اخبار و مقالات مربوط به مسکن در وبسایت انجمن مفاخر معماری ایران فصلنامه آبادی ویژۀ مسکن اجتماعی با رویکرد مسکن اقشار کم درآمد 2-8 مرکز تجاری (خرید) واژه پاساژ در لغتنامه دهخدا از سرا تا پاساژ و مراکز خرید /  حسین سلطانزاده خرید در پاساژ گلستان/ عباس کاظمی  زندگی روزمره و مراکز خرید در شهر تهران/ عباس کاظمی- یوسف اباذری تیپولوژی خریداران در مراکز خرید شهری: مطالعه مورد مرکز خرید بوستان/ عباس کاظمی‌- مهدی حسین آبادی 2-9 فضای آموزشی مرور تاریخی بر فضای آموزشی در ایران/ سیدحجت الحق حسینی ضوابط و معیارهای طراحی فضاهای آموزشی 2-10 مسجد مسجد در لغتنامه دهخدا مسجد/ ویکی پدیا توجه به معماری در ساخت بنای مساجد ضروری است/ سید علیرضا قهاری   ابوالحسن میرعمادی   حسین سلطان زاده   درآمدی بر معماری مساجد/انوشه منصوری آشنایی با نمونه هایی از مساجد ایران در همشهری   3- فضای عمومی و خصوصی 3-1 کتاب فضاهای عمومی و خصوصی شهر/علی مدنی پور-ترجمه فرشاد نوریان 3-2 فضای محله‌ای ، فضای گذار از خصوصی تا عمومی/ الهام منصوری 3-3 جامعه و فضاهای عمومی شهری/انجمن جامعه شناسی ایران 3-4  فضاهای عمومی شهری ؛ بازنگری و ارزیابی کیفی/ مهسا سیفایی- مجتبی رفیعیان 3-5 میدان به مثابه‌ فضای عمومی موفق شهری/ دکتر محمد رضا پورجعفر-علی رضا صادقی- مسعود خادمی- فریال احمدی   4- نمونه هایی از فضاهای طراحی شده معماری و شهری در ایران: تهران 4-1 میدان مشق 4-2 خیابان سپه قزوین 4-3 آشنایی با بوستان لاله تهران 4-4 مسجد امام اصفهان/حسین سلطانزاده 4-5 لاله زارـ عرصه تفرج، از باغ تا خیابان(شکل گیری خیابان به سبک اروپایی در دوره ناصرالدین شاه)/ محسن حبیبی، زهرا اهری 4-6 مدرسه سپه سالار مدرسه سپه سالار در ویکی پدیا اخبار و مقالات مربوط به مدرس سپه سالار در انجمن مفاخر معماری ایران   5- ماخذ شناسی 5-1 کتاب 5-2 نشریات 5-3  پایگاه اینترنتی   1- مفاهیم و تعاریف فضا در لغت نامه دهخدا: فضا. ]ف َ ] (ع اِ) مخفف فضاء. میدان و عرصه . (از ناظم الاطباء) : تنگ بد بر ما فضای عافیت بی هیچ جرم  این چنین باشد اذا جاء القضا ضاق الفضا. (سنایی) اجزات چون بپای شب و روز سوده شد تاوان طلب مکن ز قضا در فضای خاک .(خاقانی) جای وسیع و فراخ . بطور کلی مکان :  روح القدس خریطه کش او در آن طریق  روح الامین جنیبه بر او در آن فضا. (خاقانی) با غبار صیدگاه شاه گر تعظیم هست  ز آهوان مشک ده ، صد تبتش در یک فضا. (خاقانی) باور از بخت ندارم که تو مهمان منی  خیمه ٔ سلطنت آنگاه فضای درویش .(سعدی) که ناگه دهل زن فروکوفت کوس  بخواند از فضای برهمن خروس .(سعدی) قرب صدهزار مرده ٔ کفار بر فضای آن مصاف بر زمین انداختند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی). جای تهی :  در تنگ بینم توکل سرا را ولیک از درون جز فضایی نبینم .(خاقانی). فلک . آسمان . هوا :  فضا به بوالعجبی تا کیت نماید لعب    فضا در فرهنگ فارسی معین گشادی و فراخی هوا وسعت پیشگاه و صحن . (ناظم الاطباء). رجوع به فضاء شود. (اصطلاح جغرافیا) مکانی که کره ٔ زمین در منظومه ٔ شمسی اشغال میکند.    فضا (در معماری)/ ویکی پدیا با اینکه بسیاری از معماران، فضا را ذات و ماهیت معماری می‌دانند و با وجود مطالب زیادی که در باب اهمیت فضا در معماری عنوان شده و می‌شود، در فرهنگ‌ها و دانشنامه‌ها تعریفی از مفهوم فضا در معماری به چشم نمی‌خورد. فقدان واژه فضا در کتاب‌های مرجع معماری نیز کاملاً قابل توجه و تعجب‌انگیز است. دلیل این امر شاید این باشد که تلقی و کاربرد معماران از واژه فضا چنان واضح است که نیازی به توضیح واژه‌ای کاملاً مشخص، احساس نمی‌کنند. اما این برهان ساده، آنجا که درمی‌یابیم این واژه در متن تاریخ طولانی معماری نسبتاً جدید می‌باشد و در دهه‌های اخیر مفهومی بحث‌انگیز بوده‌است، اعتبار خود را از دست می‌دهد. با توجه به کمبود منابع جامع درباره فضای معماری و جدید بودن این مبحث، برای تبیین مفهوم فضا در تئوری معماری، بایستی به دیدگاه‌های معماران و نظریه‌پردازان در مورد مفهوم فضای معماری استناد نماییم. در میان نظریه‌پردازان معماری مدرن، برونو زوی و زیگفرید گیدئون از جمله افرادی هستند که به شکل نسبتاً جامعی مفهوم فضای معماری را مورد کنکاش قرار داده و سعی نموده‌اند اهمیت آن را در معماری بازنمایانند. برونو زوی معماری را هنر فضا و فضا را ذات معماری معرفی می‌کند، ولی او طبیعت فضای مورد بحث را مشخص نمی‌نماید. برداشت او از فضا صورت واقع‌گرایانه دارد. به اعتقاد او، نماها و دیوارهای یک خانه، کلیسا یا کاخ مهم نیست که چقدر زیبا باشند، آنها تنها ظرف‌اند و به جعبه شکل می‌دهند، نهاد و مظروف فضای داخلی است. ذات معماری برای زوی، سازمان‌دهی معنادار فضا از طریق فرایند محدودسازی است. بنابراین از این دیدگاه، فضا ماده‌ای با گسترش یکسان است که می‌توان از طریق تعیین محدوده‌ها در آن، به شیوه‌های مختلف به آن شکل داد. برونو زوی با تعمیم مفهوم فضای معماری، فضای جدیدی با عنوان فضای شهری را نیز تعریف می‌نماید. او بر این عقیده‌است که تجربه فضایی معماری در شهر تداوم می‌یابد، در خیابان‌ها، میدان‌ها، کوچه‌ها، پارک‌ها، استادیوم‌های ورزشی، حیاط خانه‌ها و در هر جایی که ساخته دست انسان خلاءها را محدود کرده و فضاهای بسته‌ای بوجود آورده‌است. اگر در داخل بنایی فضا محدود به شش سطح باشد (کف، سقف و چهار دیوار)، بدین مفهوم نیست که خلاء بسته شده در پنج سطح (مانند یک حیاط یا یک میدان) به جای شش سطح، فضا به شمار نمی‌آید. اما آیا می‌توان حرکت در فضای بزرگراه مستقیم‌الخط و یکنواختی را که کیلومترها در دشتی غیرمسکونی پیش رفته‌است، به عنوان یک تجربه فضایی مطرح ساخت؟ مسلم است آنچه در جهت دید به‌وسیله یک سطح چه از طریق دیوارسازی و یا از طریق کاشتن درخت و یا به‌وسیله عناصری که فضاهای معماری را متمایز می‌کنند، محدود شده باشد، فضای شهری محسوب می‌شود. زوی با استناد به توضیحات فوق، چنین نتیجه‌گیری می‌کند که هر بنا هم‌زمان دو فضا را بوجود می‌آورد: فضای داخلی که به‌وسیله اثر معماری معین شده‌است و فضای خارجی یا شهری که به‌وسیله آن اثر معماری و آثار نزدیک به آن ایجاد شده‌است. مفهومی که برونو زوی از فضای معماری مطرح می‌نماید، هنوز پذیرش عام دارد و مورد استناد بسیاری از نظریه‌پردازان می‌باشد. برای نمونه به گفته وان درلان، فضای معماری با برافراشتن دو دیوار پا به عرصه وجود می‌نهد، دو دیوار فضایی جدید میان خود پدید می‌آورند که از فضای طبیعی پیرامون آنها مجزا می‌شود. در واژه‌نامه تخصصی معماری واژه فضا در حوزه معماری و هنرهای دیداری این گونه تعریف شده‌است: فضا: حوزه‌های گسترش یابنده و در عین حال فراگیرنده بوده و جایگاهی یا محیطی را در ابعاد جسمانی یا فیزیکی و روانشناختی تعریف می‌نماید. از کل روابط شکل، رنگ و حرکت شکل گرفته، گاه خالی یا منفی است و گاه فاصله میان عناصر را مشخص می‌نماید، خواه این فاصله در سطح باشد یا در عمق که توسط قواعد پرسپکتیو مجسم می‌شود. فضای دو بعدی فقط طول و عرض داشته، فضای تزئینی نیز به طول و عرض محدود می‌باشد. (سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲) (2) اجزاء و مثل اتاق‌ها و تالار و حیاط، جای تهی، حجم پر نشده و توخالی، کیفیت و بیان معماری. فضای سه بعدی: شامل عمق، طول و عرض. فضای چهار بعدی، علاوه بر ابعاد سه‌گانه بعد زمان را می‌رساند که به آن، فضای لایتناهی می‌گویند. تصویری است که توهم فضا در آن معادل بی کرانگی در محیط است. فضای کنترل شدهٔ ساختمان: بخش‌هایی از فضای داخلی ساختمان که مورد کاربرد انسان‌ها قرار می‌گیرد و در طول اوقات سرد سال، گرم شده و طی اوقات گرم سال خنک می‌شود. شرایط دمای این فضاها در ساختمان باید در محدودهٔ آسایش باشد. فضای کنترل شدهٔ ساختمان: بخش‌هایی از فضای درونی ساختمان که در اوقات گرم یا سرد سال ضروری نیست خنک یا سرد شوند. م. انبارها، پارکینگ‌هایی که از سه طرف با دیوار محصورند، دالان‌ها و مانند آن‌ها. فضای معماری: فضایی که توسط سطوح، به شکل‌های گوناگون محدود گشته و به عملکردهای تعیین شده پاسخ می‌گوید که موضوع و جوهر اصلی معماری است. فضای معماری: معماری عبارت است از علم و هنر شکل بخش فضای زیست انسان، به عبارت دیگر: معماری به وجود آورندهٔ فضایی است که انسان را از عوامل طبیعی مصون داشته و فعالیت زندگی فردی و اجتماعی او را در برگرفته و به نیازهای مادی و معنوی انسان پاسخگو خواهد بود. پس می‌توان گفت: فضایی که توسط سطوح عمودی و افقی به وجود می‌آید، موضوع و جوهر اصلی معماری ست به عبارت دیگر موضوع اصلی و در حقیقت جوهر معماری فضا است. یک ساختمان، فقط مجموعه‌ای از طول، عرض و عمق نیست بلکه مجموعه‌ای است از اندازه‌های مختلف فضاهای خالی که انسان می‌تواند در آن حرکت و زندگی کند. (سید صدر، ۱۳۸۰: ۴۱۲) لینک: http://fa.wikipedia.org/wiki/فضا#.D8.AF.D8.B1_.D9.85.D8.B9.D9.85.D8.A7.D8.B1.DB.8C تاریخ ورود: 11/8/91   شناخت محتوای فضای شهری/ حمید رضا پارسی موضوع فضای شهری از جمله مباحث پر جاذبه ای است که بسیاری از اندیشمندان مسایل شهری به آن توجه داشته و اهمیت آن را اساسا به جهت رابطه ای می دانند که آن با راهبردهای اجتماعی پالایش ساخت اجتماعی. تولید کیفیت انسانی - عاطفلی در جامعه بیان زندگی فعال مردم فعالیت سیاسی - زندگی سالم شهری و مانند آن دارد. اما از آنجا که عمدتا شناخت تحلیل و تولید این گونه فضاها در شهر غالبا با تاکید بر جوانب زیبایی شناختی و با تکیه بر فرم فضا صورت پذیرفته و کمتر به محتوای فضا توجه شده است لذا لازم است ضمن توجه به فرم به محتوای آن توجه شود.  موضوع این مقاله بیان چارچوب نظری محتوای فضای شهری با تاکید و توجه به عوامل موثر و نیروهای اجتماعی - فرهنگی تعیین کنده ی محتوای فضا است. این چارچوب ما را در درک و تحلیل محتوایی فضای شهری یاری رسانیده و در تولید این گونه فضاها اثری راهبردی دارد. از سوی دیگر با ارائه این چارچوب تعریف مفهوم فضای شهری توسعه یافته و آن را به مثابه عرصه ای عمومی - اجتماعی فرهنگی و کالبدی معرفی می کند که نه فقط می بایست واجد ویژگی های زیبایی شناختی باشد بلکه باید به عنوان فضای شهری بستر حیات  منبع  و دریافت اصل مقاله: نشریه هنرهای زیبا دوره 11  http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=2985 تاریخ ورود: 01/8/91   مطالعه ی مفهوم شناسی فضا وفضای شهری/مریم قوامی فرد چکیده: اگرفضا یک مفهوم پیچیده و مبهم است به این دلیل است که شهرهم یک رویداد بالذات پیچیده می باشد. شهریک بافته است، یک ترکیب، یک کالبد درهم تنیده از تاروپودهای درهم تنیده. شهریعنی مجموعه ای از فضاهای نرم وسخت، عمومی وخصوصی، بسته و باز با کاربردهای گوناگون مسکونی، کاری، ات فراغت و حمل ونقل. مورفولوژی یک شهر طبیعتاً معماری خاص خود را به دنبال دارد و حیات مطلوب یک شهرمستلزم وجود فضاهلی مناسب و مساعد است. فضا نیز همانند سایر مفاهیم در ترمینولوژی علوم اجتماعی دارای نسبیت و پیچیدگی هایی است که در مواقعی با مفاهیمی چون مکان ومحیط هم پوشانی پیدا می کند در صورتی که واقعاً این طور نیست و باید با نگاهی خاص و دقیق به مفهوم هر یک از واژه های فضا، مکان و محیط نگریست. می توان گفت که مهم ترین نقش شهر مدرن نقش صنعتی و خدماتی است وچنین کارکردی فضاهای مقتضی خود را می طلبد. هدف مقاله ی حاضردر وهله ی اول کاوشی در خصوص مفهوم "فضا " و "فضای شهری" می باشد و در وهله ی دوم قصد دارد مبانی نظری فضا وتحلیل های گونه شناختی آن را نشان دهد. واژگان کلیدی: شهر، فضا،  فضای شهری، گونه شناسی فضا لینک مقاله در انسان شناسی و فرهنگ: http://www.anthropology.ir/node/12665 تاریخ ورود: 11/8/91   2- گونه های فضا الف) فضای شهری   2-1 میدان واژه میدان در لغتنامه دهخدا میدان . ]م َ / می[ (ع اِ) عیش فراخ خوش . || صفحه ٔ زمین بی عمارت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). میدان به کسر میم است آله باشد از دون به معنی لاغر ساختن ؛ چون سواری و گشت زمین فراخ ، چارپای را لاغر می کند لهذا میدان گفتند چنانچه مضمار از ضمر مأخوذ است و ضمر به معنی لاغر میان شدن است و بعضی نوشته اند که میدان ، به فتح ، فارسی و میدان به کسر، معرب آن است . (از غیاث ). میدان فارسی معرب است . (المعرب جوالیقی ص 315). میدان در اصل پارسی بود و اعراب بر آن جمع بسته میادین گویند چنانکه فرمان را فرامین گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). بی شبهه این کلمه فارسی است ، چه از طرفی علمای لغت و اشتقاق در حرکات و وزن و اصل و معنی آن اختلاف دارند و این اختلاف بیشتر از اوقات نشانه ٔ دخیل بودن لغت است در زبان عرب از جمله المیدان بالفتح و یکسر و هذه عن ابن عباد قال ابن القطاع فی کتاب الابنیة اختلف فی وزنه فقیل فعلان من ماد یمید اذا تلوی و اضطرب و معناه ان الخیل تجول فیه و تتثنی متعطفة و تضطرب فی جولانها و قیل وزنه فعلان من المدی و هوالغایة لان الخیل تنتهی فیه الی غایاتها من الجری و الجولان و اصله مدیان فقدمت اللام الی موضع العین فصار میداناً کما قیل فی جمع باز بیزان و الاصل بزیان و وزن باز فلع و بیزان فلعان ؛ و قیل وزنه فیعال من مدن یمدن اذا اقام فتکون الباء و الالف فیه زائدتین و معناه ان الخیل لزمت الجولان فیه و التعطف دون غیره ... و از طرف دیگر می بینیم این کلمه در حال جمود مانده است در عربی و حال آنکه این زبان از گوهر تجوهر اجسام و از فرزین تفرزیت می سازد و آن را به فرازنه جمعمی بندد همان طور که مرزبان را به مرازبه ؛ و باز می بینیم که معانی که به آن می دهند تجسمی است و نیز در اشعار جاهلیت و قرآن این کلمه نیامده است و هم مسیر این کلمه تقریباً از بغداد تا اقصی بلاد ماوراءالنهر می باشد که مسیر تاریخی ایرانیان است یعنی این کلمه در محلات و قراء و بلاد این اعلام و اسماء خاصه است در صورتی که در بلاد عربیه این اسم نیست و باز بر خلاف در لغت فارسی مرکباتی از قبیل میداندار و میدانداری از این کلمه آمده است و هم معانی این کلمه در فارسی متعددو در عربی منحصر است . اما شاید گفته شود عربی نبودن این کلمه اگر به ادله صحیح است دلیل فارسی بودن آن چیست و شاید از زبانی دیگر باشد، دلیل آن واضح است وآن این که در سایر زبانها این کلمه مستعمل نیست . و مثل «قد جعل احدی اذنیه بستاناً و الاخری میداناً» مولد است . (یادداشت مؤلف ). باهه . عرصه . پهنه . فسحت . (یادداشت مؤلف ). هر جای فراخ پهن و برابر و بی عمارت و پهنه . (ناظم الاطباء) : سواران نظم و نثر در میدان بلاغت درآیند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 392).   میدان / ویکی پدیا میدان به فضای بازی در برخوردگاه چند خیابان در شهرها و روستاها گفته می‌شود که برای جمع شدن مردم ساخته می‌شود. از میدان‌ها برای دستفروشی، برپایی بازارهای روز، برپایی تظاهرات و غیره هم استفاده می‌شود. در بسیاری از میدان ها، چمن، فواره، یادمان و تندیس‌هایی به منظور زیباسازی ساخته و نهاده می‌شود. نهادهای بزرگ شهری و کشوری مانند شهرداری‌ها و وزارتخانه‌ها هم معمولاً در دور میدان‌های اصلی شهرها قرار دارند.   http://fa.wikipedia.org/wiki/میدان تاریخ ورود: 09/8/91   نیم نگاهی به میادین تهران/ بیژن علی آبادی میدان چیست: در لغت نامه به معنای محوطه - جایگاه - محدوده - فلکه -عرصه تعریف شده و در زبان عامه به محدوده دایره شکل و وسعت آن بستگی به تعریف دارد . بسیاری از شعرا این کلمه را درسروده ها و نوشته های خود بکار برده اند مخصوصا" فردوسی که در اشعار حماسی خود با کلمه دیگر ترکیب نموده وبارها و بارها بکار برده است با کلماتی همچون میدان کارزار - میدان جنگ - میدان مبارزه - میدان مشق - میدان زور آزمایی و سایر کلمات ترکیبی دیگرکه این کلمات نماد نشانگرمعنای خاص و معرف مطلبی است که شاعر و یا نویسنده قصد معرفی آن را داشته است وشکل میدان ها و کاربرد آنها متفاوت می باشد . در دنیای امروز کلمه میدان در شهرها بصورت نماد و معرف شاخصه ای خاص مطرح گردیده و گاهی اوقات این میدانها بصورت نماد جاودانه شهر در آمده اند . در این مقاله با توجه به تعریف فوق و معانی دیگر فقط به بکی از فضاهای شهری که همان میدان است پرداخته میشود . در تمامی شهرهای ایران میادین بصورت بزرگ و کوچک و شاخص و غیر شاخص وجود دارند. احداث میادین از زمان قدیم مخصوصا" از زمان حکومت صفویه رونق خاصی داشته است که بارزترین آن دو میدان در اصفهان بوده و میدان نقش جهان یکی از از این دو میدان شاخص می باشد میدان نقش جهان میدانی چند منظوره بوده است . پیام خاصی درمیدان های احداثی زمان قاجاریه به بعد مشاهده نشده و اگر بوده فقط به یک موضوع اختصاص داشته است . در زمان پهلوی اول با توجه به الگو برداری از معماری غربی شکل درونی میادین با نصب تندیسها و باغچه بندی رواج پیدا کرد و این مورد بیشتر در شهر تهران قابل مشاهده است . در تعریف شهرسازی امروزی میدان به محدوده و گره ترافیکی نیز اطلاق میشود که این گره گاهی اوقات بدلیل وسعت قسمت میانی ومسافت مسیر فرصت اننخاب و تعیین مسیر را به رانندگان می دهد یا بعبارت دیگر نقش میدانها هدایت ترافیک عبوری در مسیربوده و اطراف میدانها مخصوص ترافیک پیاده گذر می باشد. تقسیمات فضایی یک میدان : میدان ها به سه محدودهفضایی تقسیم میشوند اول هسته میانی و دوم حلقه و یا رینگ ترافیکی و حوزه سوم محدوه و لبه تجاری و مسکونی و .. با توجه به مطالب کلی اشاره شده و شناخت محدوده های میدان نیم نگاهی به میدانهای شهر تهران می اندازیم . شهر تهران فعلی دارای دهها میدان می باشد که بعضی از این مبدانها بصورت نماد شهری و بعضی دیگر از نظر موقعیت و دسترسی منطقه ای و محلی می باشند . میدان های مهم قدیم اصلی شهر تهران بنام ها و موقعیت های محلی نامیده می شد که چند میدان اصلی و قدیمی شهر تهران در ذیل ذکر می شود : سبزه میدان- چاله میدان- میدان مشق- میدان اعدام- میدان راه آهن- میدان باغشاه- میدان دروازه قزوین- میدان توپخانه- میدان بیست وچهار اسفند- میدان بیست وپنج شهریور- میدان ژاله- میدان فوزیه- میدان شهیاد- میدان فردوسی- میدان شاهپور- میدان شوش- میدان تجریش- میدان کاخ- میدان مخبرالدوله- میدان ارگ- میدان گمرک- میدان ولیعهد- میدان هفت حوض نارمک- میدان شاه عبد العظیم- میدان شاه- میدان ونک چندین میدان دیگر که بعد ازپیروزی انقلاب بعضی از این میدان ها تغییر نام داده و بعضی دیگر اصالت وصلابت خود را از دست داده اند. تغییر نام بعضی از میدان ها بشرح زیر اعلام میشود : میدان بیست چهار اسفند به میدان انقلاب میدان شهیاد به میدان آزادی میدان اعدام به میدان محمدیه میدان ژاله به میدان شهدا میدان فوزیه به میدان امام حسین میدان توپخانه به میدان امام خمینی میدان بیست و پنج شهریور به میدان هفت تیر میدان ولیعهد به میدان ولیعصر میدان باغشاه به میدان حر وسایر اسامی تغییر نام داده شدو این تغییر نامها بدلیل اتفاقات و مناسبتها و رخداد های خاص در آن میدان ها بوده است که بعنوان نمونه میدان ژاله بدلیل واقعه 17 شهریور به میدان شهدا و میدان شهیاد بدلیل محوریت آزادی خواهی به میدان آزادی و میدان بیست چهار اسفند به میدان جمهوری و میدان فوزیه بدلیل رشادت و فداکاری در راه دین به میدان امام حسین و میدان باغشاه به میدان حر و میدان دروازه قزوین به میدان فارابی و.. .تغییر نام یافت و بعضی از میدانهای قدیمی تهران ازبین رفته و یا ارزش خود را از دست داده اند و فقط نامی از آنها دریادها برخی افراد و یا تاریخ شهرسازی باقیمانده است همانند چاله میدان و یا میدان مشق و ......... بررسی مختصر فیزیکی میدانهای شهر تهران : میدانهای شاخص شهر تهران دارای سه بخش بوده که در بخش مرکزی میدانهای شاخص شهر تهران بناهای یادبود ویا تقش برجسته و یا تندیس و یا مونومانی که پیام آور موضوع و نام میدان باشد انتخاب و نصب گردیده است ودر برخی میادین نماد و یا شاخص میانی بصورت بنایی باالهام از معماری تلفیقی ایرانی احداث شده است که از این نمونه میتوان میدان آزادی رابرشمرد . روند و گسترش شهرتهران باعث شد که بعضی ازمیدانهای شاخص و نمادین حالت و فرم فیزیکی خود را از دست داده و حالت پخش کننده و به چهارراه تبدیل گردند و اصالت میدانی خود را از دست بدهند هرچند بنام میدان معروفند ولیکن در عمل به یک گره ترافیک شهری مبدل شده اندکه می توان میدان هفت تیر را ازاین گروه برشمرد . میدان هفت تیر فعلی که ازگره های اصلی ترافیکی شهر تهران است وجمع و پخش کننده ترافیک بزرگراه مدرس و بلوار کریم خان و خیابان بهار شیراز و خیابان شهید مفتح و چند خیابان کم اهمیت دیگر میباشد هویت میدانی خود را ازدست داده و بصورت دالان ترافیکی درآمده است . وجود ایستگاه مترو خود نیز یکی دیگر از پدید آورندگان راحتی و همزمان ترافیک جمعیتی شده است این میدان را نباید میدان نامید و میبایست نام دیگر متناسب با عملکرد برآن نهاد . میدان شهدا به چهارراهی تبدیل شده که هویت تاریخی و رشادت های مردمی درآن در سایه قرارگرفته ویا جندان گویا نیست. سبزه میدان در منطقه بازاربه کنجی تبدیل شده که دارای هویت مجهولی است . میدان و یا فلکه دوم تهران پارس به چهارراه تبدیل شده است . میدان مشق در محوطه حفاظت شده قرار گرفته و برای برخی میدان گم شده برخی ناشناخته است . ازچاله میدان که مرکز اشخاص شرور و گردن کش بوده دیگر اثری نیست . میدان راه آهن دیگر آن صلابت را ندارد . میدان امام حسین هر چند گاهی دچار تغییرات درونی و حاشیه ای میگردد تغییرات درونی و یا بیرونی میدانها شاید به نوعی بتواند در نقش هدایت ترافیک موثر باشد ولیکن گسترش حاشیه ای نیاز به تخریب بعضی از بناهای قدیمی داشته و خواهد شد ولیکن بنظر میرسد این امر در کم اثر کردن اصالت میدان موثر میباشد. بطور کلی بنظر می رسد که بعضی از این میدان های شهر تهران بیشرنقش یک گره ترافیکی و گره گشا بوده و هویت و نقش میدانی را کمتر ایفا می کند که باید این نقیصه به ترتیبیبرطرف شود . چکیده کلام ‌: چکیده مطالب که به صورت چند پیشنهاد اولیه ارائه می شود شاید بتوان با سایر پیشنهادهای صاحب نظران که ارایه خواهد شد ادغام و پیشنهادی جامع تر در جهت تثبیت هویت ملی و تاریخی میدان ها و نمادهای شهری حاصل شود و پیشنهادات بشرح زیر می باشد : حفظ هویت اصلی و تاریخی میدان های شاخص حفظ و حراست ازآنها شود و اگر تغییراتی لازمست در پوسته خارجی انجام گردد با رعایت هویت و شخصیت میدان داده شود . بررسی ترافیک ورودی به میدانها و در صورت لزوم کاهش قسمتی از ترافیک ورودی به میدان با تمهیدات لازم تغییر مسیر داده شود و موجب صلابت و حفظ نمادشهری گردد . بازنگری فرم درونی میادین و تغییردادن فرم اصلی میدان با توجه به اصلیت و نماد اصلی شهر . پایداری الگوی حاکم بر میادین از نظر انتخاب فرم داخلی و مونومان مرکزی . نکته : باید هر چند سال نماد میانی میدانی بنا به سلیقه و یا الگوی جدیدی تغییر کند . زمانیکه برای میدان صنعت در شهرک غرب نمادی در نظرگرفته شده و سرمایه و نیروی فکر وکاری جهت ساخت آن صرف شده چرا باید آن نمادجمع آوری شود نمادقبلی مظهر کفر نبوده بلکه نمادی گویای صنعت بوده است . خلاصه کلام : وظیفه مسئولین و برنامه ریزان شهری مخصوصا" برنامه ریزان و طراحان میدانها و محلات شهرها ی بزرگ و متوسط و بزرگ است که نسبت به حفظ هویت تاریخی و هویت قومی و شهری اقدام نمایند و از تخریب و قطعه قطعه نمودن نماد های شهری مخصوصا" میدان ها و یا محلات و نقاط با ارزش آنهم بدلیل ساماندهی ویا هدایت ترافیک خودداری نموده و با حفظ آنها در مقیاس وسیعترنسبت به طراحی و اجرای آن اقدام نمایند زیرا نمادهای شاخص شهرها گنجینه وتاریخ وهویت شهرها می باشند درخاتمه مقاله بنظر می رسد که این شعار سرلوحه قرارگیرد : برنامه ریزی شهری برمبنای حفظ ارزشها و تاریخ و سنت ها و دانش روز و اگردر این راستا صحیح اقدام شود برنامه ارائه شده به یک فرصت تبدیل و اگر از این فرصت استفاده نشود به تهدید تبدیل می شود که جای افسوس برای همگان خواهد داشت . http://www.ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/نیم-نگاهی-به-میادین-تهران/ تاریخ ورود: 11/8/91   گالری تصاویر قدیمی از میادین تهران در انجمن مفاخر معماری ایران http://ammi.ir/اسناد-مصور/میادین-تهران/ تاریخ ورود: 11/8/91   2-2 خیابان واژه خیابان در لغتنامه دهخدا خیابان . (اِ) گلزار. (ناظم الاطباء) چمن . (یادداشت مؤلف). رسته ای که در باغ می سازند برای عبور و مرور و کنارهای آنرا گل کاری می کنند. (از ناظم الاطباء). راهی که در میان صحن چمنها باشد. (آنندراج) روشی که در باغها می سازند و در میان آن راه دارند. راه ساخته و بیشتر در میان دو صف درختان باغ . (یادداشت مؤلف ). گذرگاهها که میان باغچه ها و درختها بطول و عرض باغ ترتیب دهند در برابر یکدیگر. خیابان / ویکی پدیا خیابان نوعی گذرگاه ارتباط دهنده، و اغلب قسمتی از بافت شهری می‌باشد که محل تردد و یا عبور وسایل نقلیه و یا عابرین است. http://fa.wikipedia.org/wiki/خیابان تاریخ ورود: 09/8/91   ملاحظات محیطی در طراحی و بهسازی خیابان های شهری/ بهناز امین زاده، فرامرز داعی نژاد چکیده: علیرغم کوشش های انجام شده و گفتگوی بسیار از توسعه پایدار و طراحی اکولوژیک در مجامع تخصصی کیفیت محیطی شهرهای بزرگ کشورمان به دلایلی از جمله عدم باور بسیاری از کارفرمایان برنامه ریزان و طراحان از وخامت شرایط کنونی محیط زیست و فقدان یک برنامه و سیاست جامع محیطی با افت روزافزونی مواجه شده است. به این موارد می باید فقدان مفاهیم و اصول روشن را در ارتباط با راه حل های پایدار اضافه نمود. به لحاظ اخیر هدف از این مقاله تاکید بر ملاحظات محیطی در جهت دستیابی به پایداری و سرزندگی و حیات شهری از طریق ارائه اصولی در طراحی خیابان های شهری است.  بهسازی و سازماندهی معابر شهری نیاز به رویکردی جامع در ارتباط با برنامه ریزی مدیریت و طراحی فضا دارد. نقش طراحی از این جهت مهم و هدایتگرست که می تواند زمینه زندگی متعادل تر و خود کفاتری را از نظر منابع و بستر سرزنده تری را از نظر روح مکان ایجاد نماید. در همین راستا سه اصل کلی نظم دهی به محیط در یک چارچوب اکولوژیک توجه به محدودیت های مربوط به مصرف انرژی و الویت دادن به احیا مرمت و بازیافت به جای تعریض و احداث می توانند در پایداری شهری ارتقای کیفیت فیزیکی خیابان و نیزسرزندگی و حیات شهرها نقش مهی داشته باشند پس از بررسی اجمالی معضلات و مشکلات خیابان های شهر تهران به نکاتی در جهت ساماندهی مورد تحقیق با توجه به اصول فوق اشاره شده است. لینک متن کامل مقاله: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=2986 تاریخ ورود: 09/8/91   درآمدی بر مفهوم خیابان‌ به عنوان فضای شهری‌ نگرشی بر نظریات و تفکرات معاصر / مسعود خادمی-محمد رضا پورجعفر- روجا علی‌پور چکیده: خیابان‌ها چارچوب و بدنه و ساختار اصلی فرم هر شهر را تشکیل‌ می‌دهند.خیابان‌ها درحقیقت جزئی از فضاهای عمومی شهر هستند که با ایجاد ارتباط بین بخش‌ها و فعالیت‌های مختلف یک شهر،همانند شریان‌ها در بدن،آن را زنده و پویا نگه می‌دارند.به عبارتی خیابان‌ها محل اتصال و ارتباط فضاها و فعالیت‌های شهری به یکدیگرند.نمونه‌ی‌ واقعی زندگی ساکنین یک شهر اعم از فعالیت‌های عمومی و خصوصی‌ در خیابان‌های آن وجود دارد.همین فعالیت‌ها است که هماره با هر چیز دیگری که نمایانگر ارزش‌های ساکنین یک شهر باشد سرانجام‌ در کالبد شهر انعکاس پیدا خواهد کرد.با این دید لزوم بررسی مفهوم‌ خیابان به عنوان یکی از فضاهای عمومی شهری و مفاهیم مرتبط به‌ درستی تبیین می‌گردد. در این مقاله سعی شده با بررسی اجمالی مفهوم فضاهای شهری، پیشینه‌ی مفهوم خیابان به عنوان یک فضای عمومی شهری مورد واکاوی قرار گیرد.در این راستا با تبیین جایگاه خیابان در شهر،به روش‌ توصیفی به بررسی آراء،افکار و نظریات اندیشمندان پیرامون خیابان و فضای شهری پرداخته خواهد شد. به این ترتیب با دیدگاه فوق و تبیین جایگاه خیابان در شهر،خیابان‌ در معنای امروزی به مفهوم فاضیی شهری و محملی برای فرآیندهای‌ اجتماعی-مکانی تلقی می‌گردد.ازاین‌رو برنامه‌ریزی و طراحی در آنها حساسیت و ظرافت خاصی را طلب می‌نماید. لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/631207 تاریخ ورود: 12/8/91   گالری تصاویر قدیمی از خیابان ها و محلات تهران در انجمن مخاخر معماری ایران http://ammi.ir/اسناد-مصور/خیابان-ها-و-محله-های-تهران/ تاریخ ورود: 11/8/91   خیابانهای معاشر پذیر؛ محل درنگ و ماندن / م.معینی از دیدگاه اجتماعی/ فرهنگی، فضاهای عمومی به مکانهایی جهت ایجاد و تقویت مناسبات و روابط بیرونی، تعاملات، تغییرات و رویاروییهای اجتماعی گفته می شود که گروههای مختلف با خواستها و علایق متفاوت می توانند در آن جمع شوند ( رفیعیان و مهسایی ، 1384). در دسته بندی سه گانه فعالیتها (جان گل 1982) ( ضروری، انتخابی و اجتماعی )، آرشیتکت و شهرساز مشهور دانمارکی، آنها را مرتبط به کیفیت /مطلوبیت فضاهای شهری تعریف می کند و اینکه هر چه کیفیت فضاهای عمومی بهتر و مطلوبتر باشد، میزان این فعالیتها افزایش می یابند. اما جایگاه فعالیت اجتماعی و میزان حضور افراد در فضاهای عمومی با دو نوع فعالیت ضروری و انتخابی اشاره شده به دلیل تاثیر پذیری شرایط خاص فرهنگی/ اجتماعی در فضاهای شهری متفاوت است. در آن دسته از فضاهای شهری که فاقد جنبه های لازم جهت تقویت روابط اجتماعی هستند، تنها تعداد کمی از این فعالیتها نسبت به شرایط و موقعیت مکانها امکان بروز می یابند. در حالیکه انجام دو نوع فعالیت دیگر تحت هر شرایطی امکانپذیر است و میزان آنها ارتباط کمتری با ویژگیهای منحصر به فرد اجتماعی افراد اجتماع دارد. بنابراین، فعالیتهای اجتماعی شامل سهم قابل توجهی از روابط متقابل جامعه در فضاهای شهری هستند. پیش از ورود اتومبیل و شکل گیری شهرسازی نوین، شهرهای ما متشکل از محله هایی تشکیل شده از تجمع، پیوستگی، معاشرت نزدیک، روابط محکم همسایگی و اتحاد غیررسمی میان گروهی از مردم بودند. این محله ها همچنین براساس حرکت پیاده شکل گرفته و پیاده محور بودند. محله ها تعدادی گذر و زیرگذر پیاده داشتند که به میدان، بازارچه یا بازاری منتهی می شدند که برخی نیز مسقف بودند. هر چه محله ها بزرگتر بودند، ابعاد بازار و ملحقات آن گسترش بیشتری داشت. وجود مغازه ها، قهوه خانه ها و کاروانسراها و ... در بازار، علاوه بر فعالیتهای اقتصادی معمول باعث می شد تحرک و دید و بازدیدهای روزانه ی مردم از مراکز محله ها بیشتر شود. مراکز محله مکانی برای تعاملات اجتماعی مردم و حافظه ی تاریخی شهر محسوب می شدند. این مکانها در طول روز و ایام هفته پذیرای بسیاری از افرادی بودند که همدیگر را می شناختند یا گاهی نیز با هم غریبه بودند، مکانی که برای دادو ستد، دیدار، خرید و گذران اوقات فراغت مردم بود. از ویژگیهای مهم این مکانها یا به تعبیر الدنبرگ "مکان سوم" یعنی جایی غیر از خانه و محل کار، دسترسی راحت و فاصله نزدیک آنها از محل خانه و کار برای همگان بود. لینک متن کامل مقاله: http://zibasazi.ir/fa/commentarticle/item/2546-خیابانهای-معاشر-پذیر؛-محل-درنگ-و-ماندن---ممعینی.html تاریخ ورود: 09/8/91   2-3 پیاده رو واژه پیاده رو در لغتنامه دهخدا پیاده رو ] دَ / دِ رَ / رُو ] (اِ مرکب ) قسمتی از دو طرف راه یا خیابان یا کوچه که گذرگاه پیادگان فقط می باشد. مقابل سواره رو، بمعنی قسمت میانی رهگذر یا خیابان . هریک از دو کناره یا بر خیابان برای رفتن پیادگان . پیاده گرد. || (نف مرکب ) آنکه غیر سواره رود.آنکه با پای خود بی مرکبی طی طریق کند. مجرد رو. (آنندراج) : مردم پیاده رو را حال بتر از این بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 626). و مردم آن جمله ایراهستان سلاح ور باشند و پیاده رو و دزد و راه زن . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 132).  و مردم پیاده رو و سلاح ور و دزد و خونخواره باشند. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 141). در حضرتش از علو پایه  ارواح پیاده روچو سایه .میرزا فصیحی (از آنندراج ).   پیاده رو/ ویکی پدیا پیاده‌رو راهی است که در امتداد خیابان و برای عبور عابرین پیاده ساخته می‌شود. گاهی پیاده‌روها به وسیله جدول و یا باغچه با پوشش گیاهی (درخت، چمن، شمشاد) از خیابان جدا می‌شوند. گاهی پیاده‌روها فقط یک راه هموار مناسب برای قدم زدن و کاملا مستقل از خیابان هستند و مثلا برای تردد عابرین در یک پارک ایجاد می‌شوند. لینک: http://fa.wikipedia.org/wiki/پیاده%20رو تاریخ ورود: 12/8/91   پیاده رو و حیات جمعی شهر/  م. آزاد ارمکی مقدمه هر تبیین جامعه‏شناسانه، اگر به زندگی روزمره ارجاعی نداشته باشد، تبیینی ناکارآمد خواهد بود. بسیاری از بنیان‎گذاران علوم انسانی، مسئلة اصلی‏شان زندگی روزمرة جامعة مدرن بوده است. متفکرانی چون فروید، مارکس، وبر، زیمل و دیگران نه‌ تنها برای مسائل اصلی، نظریات خود را درون زندگی روزمره جست‌وجو کردند، بلکه مواد تحلیل خود را نیز از بستر زندگی روزمره اخذ کردند.تلاش و دغدغة این متفکران، نقد زندگی روزمره و امید به رهایی‌بخشی آن بوده ‏است. (کاظمی: 1388) شاید بنیادی ترین مسئله در رابطه با زندگی روزمره ابهام بیش از اندازه ی این اصطلاح باشد که تعریف و بیان مختصات آن را دشوار می سازد. ماهیت ظاهرا عادی زندگی روزمره یعنی پیوستگی های اجتناب ناپذیرش با امور مانوس و بدیهی گاه منجر به غفلت از اهمیت آن به عنوان یک موضوع اجتماعی ارزشمند میشود در حالیکه خود این پیوند آن را به موضوعی درخور توجه برای پژوهشهای اجتماعی تبدیل میکند. ضمن اینکه زندگی روزمره بر خلاف ظاهر عادی و تکراری اش ماهیت بسیار کثرت گرا و پرمنازعه ای دارد.(بنت:1386) و درست مانند فرهنگ، دیگر نمی توان آن را اصطلاح یکپارچه و متجانسی به شمار آورد که بیانگر حقیقت راستین تجربه افراد درباره ی دنیای پیرامونشان است. زندگی روزمره اقلیمی است که مشحون از چالش و منازعه است. « فضا» ها و «مکان» های زندگی روزمره که پیش از این به واسطه ی وجود اجتماعات قومی متجانس و تقریبا ایستا به وضوح مرزبندی می شدند اکنون بسیار کثرت گرایانه و پر منازعه شده اند. (بنت : 1386) سیالیت، بی شکلی و حضور ممکن همه و همچنین رهاشدگی از ساختارهای رسمی که قواعد نظام سیاسی و اجتماعی را بازنمایی میکنند (آزاد:1387) زندگی روزمره را همانطور که دوسرتو می گوید به عرصه ی مقاومت تبدیل کرده است. مقاومتی که باعث میشود زندگی روزمره به تسخیر نظام سازنده فرهنگ و کالاهای فرهنگی در نیاید. این مقاومت صرفا به معنای مترادف ساده ای برای مخالفت نیست بلکه هم میتواند ناشی از نوعی بی حرکتی و قبول وضعیت و هم ناشی از اشکال خلاقانه ای از متناسب کردن موقعیت ها باشد. (اباذری: ؟) فیسک نیز در فهم فرهنگ عامه زندگی روزمره را قلمرویی میخواند که در آن منافع متعارض جوامع سرمایه داری دائما به مبارزه کشیده میشود. مبارزه ای اجتماعی که به شکل مبارزه برای معنا متبلور میشود. از نظر او جامعه، کلی یکپارچه و سازمان یافته نیست بلکه شبکه پیچیده‏ای از گروه‏ها و با منافع متفاوت است. وی روابط اجتماعی را نه فقط در چارچوب قدرت‏ اجتماعی و سلطه ی ایستا بلکه محل کشمکش دائمی می‏بیند. مبارزه ی اجتماعی(و مبارزه‏ طبقاتی در نگاه مارکسیستی) چیزی جز اعتراض طبقات فرودست به این قدرت نیست. در این نگاه محصولات و مکانهای زندگی روزمره از جمله پیاده رو مکانهایی اشباع شده از قدرت فرض نمیشوند. بلکه مکانهایی ناتمام هستند که مصرف کنندگان، خریداران و پرسه زنان آنها را تمام میکنند.(اباذری:؟) لینک متن کامل مقاله: بخش اول: http://zibasazi.ir/fa/commentarticle/item/2802-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D9%88-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1---1---%D9%85%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D9%85%DA%A9%DB%8C.html   بخش دوم http://zibasazi.ir/fa/commentarticle/item/2803-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D9%88-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-2-%D9%85%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D9%85%DA%A9%DB%8C.html   بخش سوم: http://zibasazi.ir/fa/commentarticle/item/2804-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B1%D9%88-%D9%88-%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D8%AA-%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C-%D8%B4%D9%87%D8%B1-3-%D9%85%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B1%D9%85%DA%A9%DB%8C.html   تاریخ ورود: 11/8/91   پیاده رو، جایگاهی برای حضور شهروندان / ج.پاکزاد در کلانشهر تهران تنها 15 درصد شهروندان دارای خودروی شخصی هستند و 85 درصد دیگر مجبورند از حمل و نقل عمومی و پیاده روی استفاده کنند. هم و غم ما تا به حال تنها متوجه آن اقلیت 15 درصدی بوده و غافل از این مهم بوده ایم که حرکت پیاده طبیعی¬ترین، قدیمی ترین و ضروری ترین شکل جابه جایی انسان در محیط است. پیاد روی مهم ترین فعالیتی است که به انسان امکان درک مکان ها، فعالیت ها، زندگی اجتماعی و کشف ارزش ها و جاذبه های نهفته در محیط را می دهد. بنابراین، پیاده رو صرفاً به معنای فضایی برای عبور پیاده نیست. پیاده رو مکانی است که در درون خود رفتارهای متنوعی چون قدم زدن، دویدن، ایستادن، تماشا کردن، نشستن و گپ زدن، نشستن و استراحت کردن، بازی کردن، تماشا کردن، دستفروشی و ... را شامل می شود. اما آنچه که امروزه به عنوان پیاده‌رو با آن روبرو هستیم، سرشار از بی‌توجهی به نحوة حضور و حرکت پیاده‌ها (چه به لحاظ فیزیکی و چه به لحاظ روانی و نوع رفتار آنها) است. علی رغم آنکه نخستین توقعی که از یک پیاده راه می رود، روانی حرکت و ایمنی است، چه بسیارند مواردی که فرد پیاده در مسیر حرکت خود در پیاده رو با موانعی چون رامپ پارکینگ یک واحد مسکونی که به فضای پیاده رو تجاوز نموده، پله ی ناشی از اختلاف سطح، مسیر سواره ای که مسیر پیاده را بدون هیچ علامت هشدار دهنده ای قطع نموده و .... مواجه می شوند که بدون هیچ اقدام طراحانه¬ای بر سر راه او قرار گرفته و حرکت روان و ایمن او را مختل نموده است. در حال حاضر پیاده روهای شهری بدون توجه به مکان آن شبیه هم طراحی می شوند. پیاده روها، حداکثر، بر اساس نیاز کمی شهروندان و بی توجه به تفاوت  مکانی و نحوه رفتار شهروندان در هر مکان، فارغ از آن که این پیاده رو بخشی از یک خیابان عبوری است یا یک خیابان تجاری، از یک الگوی کلی تبعیت می کنند. الگویی که بر اساس آن دو مسیر پیاده به صورت نواری باریک در دو طرف یک مسیر پهن سواره واقع شده و عموماً توسط جدول، جوی آب، ردیف درختان و یا باغچه های نواری از هم جدا شده اند. در بهترین شرایط هم در فواصل مشخص در آنها از نیمکت یا سطل زباله استفاده شده است. به طور کلی می توان گفت پیاده‌روهای شهری، در بسیاری از موارد فاقد هر نوع کیفیت برای حضور انواع رفتارهای پیاده‌هاست. عدم وجود مبلمان و سایر تجهیزت مورد نیاز پیاده یکی از مهم ترین معضلات پیاده روهاست. کف آنها در بهترین حالت از آسفالت پوشیده شده و سرشار از پستی و بلندی‌هایی است که فرد را ناچار می‌کند در هر چندین قدم یک بار پیش‌پای خود را وارسی کند. اگر هم در مواردی نوع پوشش کف مناسب باشد در کوتاه زمانی به دلیل نیاز به تعمیرات تأسیسات زیربنایی کنده و تخریب می‌شود. عدم تحویل به موقع و درست از پیمانکار تأسیسات شهری، باعث می‌شود تا صاحبان مغازه‌ها و واحدهای تجاری مجبور به کف‌سازی پیاده‌روی ملک خویش شوند که اولاً با سایر بخش‌ها هماهنگی ندارد و شاهد وصله پینه‌ای از انواع کف‌سازی‌ها هستیم، ثانیاً در بسیاری از موارد این کف‌ها بدون توجه به اصول و قواعد کف‌سازی برای پیاده مرمت شده‌اند. برای مثال از مصالح صیقلی و لغزنده‌ای استفاده می‌شود که اساساً مناسب برای حرکت پیاده بخصوص در روزهای برفی و بارانی نیست. از سوی دیگر همین امکان پیاده‌روی مختصر هم بعضاً به واسطة انباشت مصالح ساختمانی ابنیة حاشیة خیابان، مسائل امنیتی خاص برخی از مراکز دولتی، تعرض رامپ‌ها و پله‌های ابنیة حاشیه و..، به حداقل خود می‌رسد. در حال حاضر یکی از ضعف‌‌های عمدة مدیریت شهری، عدم کنترل تأثیرات کارگاه‌های ساختمانی بر روی فضاهای عمومی است. از آنجائیکه عملیات ساختمانی در اغلب موارد زمانی طولانی را دربر می‌گیرد، مستلزم اعمال کنترلهایی است که اولاً متضمن ایمنی افراد در عرصه‌های عمومی باشد، دوم اینکه حتماً در داخل محدودة پلاک خودش تمام شود و مصالح آن به داخل فضاهای عمومی سرریز نشود، سوم اینکه به لحاظ بصری نیز پانلی حائل میان کارگاه و فضای عمومی برپا شود تا اغتشاش بصری فضا را به حداقل برساند. از طرف دیگر پیاده رو می‌بایستی پاسخگوی حضور اقشار متنوع اجتماعی شهر باشد، این در حالیست که در شرایط فعلی عدم وجود مسیری ایمن و هموار حضور افراد سالمند، خریـداران با بـار، کودکـان و معلولین را شدیداً دچار مشکل ساخته است. گاهی مسیرهای حرکتی برای پیاده آنقدر مغشوش هستند که خسته‌کننده تر می‌شوند. وضعیت نابسامان مسیرهای پیاده به لحاظ شرایط فیزیکی، کالبدی بر روان شهروند هم تأثیر منفی گذاشته و باعث می‌شود که افراد سعی در فرار هر چه سریعتر از آن و استفاده از خودروی شخصی نمایند. در این میان نه تنها دود و آلودگی هوای شهر بیشتر   می شود، بلکه شهروند نسبت به بسیاری از محرکهای محیط از جمله مکانهای تاریخی، نقاط خاطره‌انگیز و… بی‌توجه شوند. این بی‌توجهی در طول زمان، زمینه‌های تخریب این نقاط را فراهم می‌نماید. به فراموشی سپردن آنها، باعث عدم واکنش مناسب از سوی شهروندان در مقابل تخریب آنها می‌شود. به این ترتیب کم‌کم، به هزار و یک توجیه عملکردی، این نقاط ارزشمند، بدون هیچگونه  اعتراض مؤثری از بین می‌روند. نقاطی که قابلیت‌های ویژه‌ای در یادآوری خاطرات، تداعی‌ها، حس‌ مکان، ایجاد تعلق‌خاطر داشته، هر کدام از آنها به تنهایی برای ایجاد محملی جهت زندگی و تعاملات اجتماعی کفایت می‌نمایند. امروزه حتی جوی‌های آب که می‌توانستند به دلیل خاصیت تلطیف ‌کنندگی هوا و صدای آب نقشی مؤثر در بهبود محیط داشته باشند مشکل‌آفرین شده‌اند. این مجاری تبدیل به کانالی برای انتقال زباله‌ و مانعی برای حرکت عرض پیاده شده‌اند. در زمان‌های بارش شدید، طغیان آب و مسدود شدن جوی‌ها به دلیل انباشته بودنشان از زباله‌هایی که مردم در آنها ریخته‌اند، آب جوی‌ها را بر سطح خیابان جاری ساخته و همان زباله‌ها را روانة سطح پیاده رو می‌کند. البته مشکلات و معضلات پیاده روهای شهری ایران محدود به مسائل کالبدی و عملکردی نمی باشد. همانطور که پیش تر نیز اشاره شد، یکی از مهم ترین مشکلاتی که اغلب پیاده روهای ما با آن مواجهند، عدم توجه به موقعیت و کاراکتر آنهاست. پیاده روها بسته به مکان قرارگیریشان در شهر به انواع مختلفی تقسیم می شوند که هر یک از آنها حال و هوا و ویژگی های خاص خود را طلب می کند و طراحی و تجهیز هرکدام می بایست در راستای هماهنگی با روحیه کلی حاکم بر فضا و با رفتارهایی که در آن رخ دهد. به عنوان مثال طراحی پیاده رویی که در مجاورت یک خیابان عبوری واقع است با طراحی پیاده روی یک خیابان تجاری متفاوت است. در اولی معمولاً افراد به دنبال فضایی هستند که به سرعت، با احساس ایمنی و امنیت از آن عبور کنند در حالی که در دومی عموماً شهروندان از فضای پیاده رو به عنوان مکانی برای تفرج، گذران اوقات فراغت، خرید از دستفروش ها، تماشای ویترین مغازه ها و ... استفاده می¬کنند. بنابراین، ضرورت بازنگری در مفهوم پیاده رو، ارائه دسته بندی جدیدی از آن با رویکرد مکان محور، همراه با تدوین دستورالعمل ها و رهنمودهای طراحی جنبه های مختلف آن، امری ضروری به نظر می رسد که نیازمند تلاش و دقت قابل توجهی است. در همین راستا، بهترین روش برخورد با این مسأله آن است که پس از بررسی انواع پیاده روها و ضرورت پرداختن به آنها، برای هر یک از انواع پیاده روهای شهری دفترچه ای مجزا تهیه و در زمینه های مختلفی که پیاده رو با آن مواجه است، به ارائه دستورالعمل و راهنما جهت طراحی پرداخته شود. در این دستورالعمل ها می بایست پس از معرفی مشکلات و مسائل هر نوع پیاده رو و نسبت به همجواری آن با ساختمان مسکونی یا فضای سبز و یا ...، علاوه بر ارائه ی راهنماها و دستورالعمل های لازم، چند طرح و جزییات اجرایی برای سطح مسیر، نبش ها و کج ها، مسیر دوچرخه، اتصال با مبلمان، تداخل با سواره، رمپ و پله و ... با ذکر مصالح مناسب آنها ارائه گردد. عناوین پیشنهادی دفترچه های مذکور و زمینه های مطالعاتی آنها در نمودار زیر مشخص شده است. لینک مقاله همراه با نمودار یاد شده: http://zibasazi.ir/fa/commentarticle/item/1569-پیاده-رو،-جایگاهی-برای-حضور-شهروندان.html تاریخ ورود: 11/8/91   2-4 بوستان و پارک واژه پارک در لغتنامه دهخدا پارک . (فرانسوی ، اِ) باغ وسیع پردرخت که گردش و شکار و جز آن را بکار است : پارک مخبرالدوله . پارک اتابک . پارک امین الدوله .   واژه بوستان در لغتنامه دهخدا بوستان . (اِ مرکب ) پهلوی «بوستان ». مخفف بستان ، مرکب از بو (= بوی - رایحه ) و ستان (اداة مکان ). جایی که گلهای خوشبو در آن بسیار باشد. باغ باصفا. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).مرکب از کلمه ٔ بو و کلمه ٔ ستان که بمعنی جای پیدا شدن است . (غیاث ). جنت . (مهذب الاسماء) (ترجمان القرآن ). حدیقه . جایی که درختان گل و درختان که میوه هاشان خوشبو باشد، چون سیب و امرود و ترنج و نارنج و امثال آن . (از شرفنامه ٔ منیری ). جایی که بوی بسیار از آن خیزد از عالم گلستان . (آنندراج ). جایی که گلهای خوشبودر آن بسیار باشد.   بوستان/ ویکی پدیا بوستان یا پارک به مکانی محفوظ می‌گویند که به صورت طبیعی یا نیمه طبیعی توسط دولت به وجود آمده‌است، و در کنار آن برای تفریح و لذت بردن انسان، یا برای حفاظت از حیات وحش یا زیستگاه طبیعی. بوستان‌ها ممکن است شامل سنگ، فواره، خاک، آب و قسمت‌های چمن باشد. بسیاری از پارک‌ها قانونا حفاظت شده و محفوظ اند. بیابان‌ها پارک‌های دست نخورده و توسعه نیافته‌ای هستند که به طور عمده توسط حیوانات وحشی مورد استفاده قرار می‌گیرند. بیابان توسط قانون حفاظت شده‌اند تا گونه‌های وحشی زنده بمانند. بیابان‌ها تمرکز زیادی برای زنده ماندن جانوران دارند و برای بقاء جانوران تلاش می‌کنند که به طور مثال می‌توان به گوریل‌ها و شامپانزه‌ها اشاره کرد. تاریخچه  اولین پارک‌ها، پارک‌های گوزن بودند، که زمین آن‌ها در کنار مکان‌های شکار بود و توسط اشراف در زمان قرون وسطی ایجاد شده بود. آن‌ها دیوار بلند داشتند و هم چنین هجز در اطراف آن بود تا بتوانند در داخل آن بازی کنند و مردم بیرون پارک باشند. این بازی‌ها به تکامل سرزمین پارک‌ها کمک می‌کردند و از آن پس در اطراف قصرها پارک‌های بزرگی ساخته شد. پس از آن خانه‌های اطراف شهر از قزن شانزدهم دارای پارک شد. پارک‌ها ممکن بود برای شکار ساخته شوند ولی هم چنین آن‌ها ثروت و وضعیت مالک آن را هم نشان می‌دادند. زیبایی پارک‌ها و چشم انداز آن‌ها در آغاز فقط برای خانه‌های با شکوه بود ولی چشم انداز پارک‌ها نشان گر هنر معماران نیز بود. وقتی که استقبال پارک‌ها زیاد شد، مکان‌های شکار خصوصی هنگامی که شلوغ شد، زمینه ایجاد پارک‌ها برای عموم به ارمغان آمد. با انقلاب صنعتی پارک‌ها معنی جدیدی پیدا کردند و حفظ حس طبیعت در شهرستان‌ها و شهرها بودند. لوازم فعالیت‌های ورزشی به طور عمده در پارک‌های سطح شهر فراگیر شد. مناطق زیبایی برجسته طبیعی بودند، هم چنین در کنار مجموعه پارک‌های ملی، از آلودگی هوا جلوگیری می‌کرد. پارک‌های ملی یک پارک ملی معمولا برای ذخیره زمین است، و همیشه اعلام نشده که متعلق به یک دولت ملی خاص است، هم چنین محفوظ است از توسعه انسانی و آلودگی. هر چند که ممکن است برای دولت خاصی نباشد ولی در مکانی وجود دارد که صاحب آن یک دولت خاص است. پارک‌های ملی مناطق حفاظت شده‌ای از دسته انسان‌ها هستند. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86 تاریخ ورود: 12/8/91   آشنایی با سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران شهر > سازمان‌ها- همشهری‌آنلاین: سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران از سازمان‌های وابسته به شهرداری تهران است. در این مدخل از وب سایت همشهری‌آنلاین با تاریخچه و اهداف این سازمان آشنا می‌شوید. وب سایت رسمی: سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران http://parks.tehran.ir/Default.aspx?tabid=41   تاریخچه: طرح ایجاد تشکیلاتی بنام اداره باغات در سال 1339 به اجرا درآمد. در سال 1342 پس از چندی که از تاسیس این اداره می‌گذشت و به دنبال آشکار شدن بیش از پیش؛ نقش و اهمیت فضای سبز؛ نام آن به سازمان پارک‌‌ها تغییر یافت. این تغییر عنوان و در پی آن دگرگونی اهداف، به تدریج بر بار وظائف و مسئولیت‌‌های اسن سازمان افزود و این روند کماکان ادامه داشت تا اینکه در سال 1369 باتعین اهدافی گسترده‌تر و تغییر اساسنامه به سازمان پارک‌ها وفضای سبز شهر تهران تبدیل شد. این سازمان از سال 1369 علاوه بر برنامه‌ریزی و اجرای سیاست‌‌هایی در زمینه بهره‌وری از شیوه‌های علمی نگهداری و توسعه کلان فضای سبز، به نظارت مستقیم بر مجموعه فضای سبز شهر تهران همت گماشت و به موازات آن توسعه و گسترش کمربند سبز پیرامون شهر تهران را نیز در دستور کار خود قرار داد. اهداف و وظایف سازمان پارک‌ها و فضای سبز شهر تهران: اعمال نظارت عالی در جهت ارتقاء کمی و کیفی فضای سبز شهر تهران در قالب گروه‌های کارشناسی (ناظرین فضای سبز- حفظ نباتات- بهداشت و محیط زیست) نظارت عالی بر عملکرد پیمانکاران شاغل در بخش فضای سبز شهر تهران طراحی, اجرا و نظارت بر پروژه‌های پارک‌ها و فضاهای سبز تولید و خرید و فروش گل و گیاه و درخت و درختچه زینتی طراحی, اجرا و نظارت بر عملیات آبرسانی فضای سبز شهری جنگل‌کاری, توسعه و نگهداری جنگل‌های دست کاشت در قالب طرح عظیم کمربند سبز پیرامون شهر تهران اجرای طرح‌های آموزشی و پژوهشی تهیه آمار و اطلاعات مربوط به پارک‌ها و فضاهای سبز ایجاد تمهیدات لازم برای تهیه شناسنامه درختان از طریق مناطق شهرداری اقدامات لازم در زمینه ارتقاء سطح دانش و بینش فنی کارکنان فضای سبز شهر تهران ایجاد ارتباط با مراکز علمی و دانشگاهی و سایر سازمان‌ها و اشخاص ذیربط داخل و خارج کشور تشکیل کمیته‌های برنامه‌ریزی آب و خاک و فضای سبز, دفع آفات و بیماری‌های گیاهی و بررسی آلودگی‌ها تدوین آئین‌نامه‌های مربوط در ارتباط با طرح جامع فضای سبز بررسی اراضی و املاک مناسب و پیشنهاد تغییر کاربری آنها به منظور تامین اهداف سازمان بازسازی فضای متروک یا فرسوده بافت شهری و یا فضاهای فرسایش یافته همجوار شهر و استفاده از آنها جهت تامین پارک و فضای سبز و تفریحی مورد نیاز با توجه به قوانین و مقررات مربوط با تصویب موردی شورای سازمان بررسی و پیشنهاد مقررات, معیارها, آئین‌نامه‌ها و بهینه‌های مناسب حفظ و گسترش فضای سبز جهت تصویب مراجع ذیربط شناسایی گونه‌های موجود درختی و درختچه‌ای و تهیه نقشه پراکندگی آنها در شهر تهران بررسی و شناسایی گونه‌های بومی درختی و درختچه‌ای تهران بررسی سازگاری اکولوژیکی گونه‌های گیاهی زینتی با اقلیم شهری و تعیین گونه‌هایی که نسبت به آلودگی‌های زیست محیطی حساسیت و یا مقاومت دارند تعیین مناطق زیست محیطی شهر تهران در رابطه با مسائل گیاهی فراهم آوردن تمهیدات لازم جهت کمک به اشخاص حقیقی و حقوقی در ارتباط با ایجاد فضای سبز  http://hamshahrionline.ir/details/189121 تاریخ ورود: 10/8/91   2-5 مرکز  الف)مرکز شهر   مرکز شهر/ویکی پدیا به مناطق اصلی و میانی هر شهر که معمولاً قلب تجاری آن شهر به حساب می‌آیند مرکز شهر گفته می‌شود. کاربرد در کشورهای گوناگون در کشورهای مختلف عبارات گوناگونی برای اشاره به مرکز شهر به کار می‌رود که تقریبا معنایی مشابه دارند. ناحیه تجاری مرکزی که به اختصار سی بی دی CBD نامیده می‌شود. عنوان دیگری برای اشاره به مرکز شهر است. در آمریکای شمالی از واژه downtown داون تاون برای این منظور استفاده می‌شود. در ایران، عبارت «مرکز شهر» و برابر انگلیسی آن یعنی City centre در تابلوهای راهنمایی و رانندگی در خیابانها و جاده‌ها به کار می‌رود اما معمولاً مرکز شهر فاقد محدودهٔ معینی است. بطور سنتی مرکز شهرهای ایران شامل بازار و مناطق اطراف آن می‌شود که هسته قدیمی و اولیه شهر را تشکیل می‌دهد. در اصل در گذشته شهرها به صورت شبکه‌های مختلفی بوده در اغلب این شبکه‌ها تمام خیابانها به سمت قسمت مرکزی شهر بود که در این قسمت مرکزی کلیسای بزرگ یا معابد و همچنین دستگاه حکومتی و اکثر ادارات وفعالیتهای مهم شهری قرار داشت و مردم روزها از حومه شهر به سمت مرکز می آمدندو شبها به خانه هایشان باز میگشتند . مرکز شهر تهران از قوانین ترافیکی خاصی نظیر مقررات طرح ترافیک و مقررات طرح ترافیک زوج و فرد برخوردار است. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%B4%D9%87%D8%B1 تاریخ ورود: 11/8/91   مرکز شهر و چگونگی تعیین محدوده آن/ بذرگر، محمد رضا - جمالی، ابراهیم - کریمی صالح، محمد جعفر نشریه: جامعه شناسی و علوم اجتماعی « جستارهای شهرسازی » بهار 1384 - شماره 12 مقدمه آنچه که پیش‌روی دارید با هدف شناخت‌ معیارهای تعیین محدودهء مرکزی شهر به رشتهء تحریر درآمده است.در این نوشتار ضمن ارائهء تعاریفی از مرکزیت و مرکز شهر به مسألهء شناخت‌ دقیق و جامع محدودهء بخش مرکزی شهر توجه‌ گردیده است.این مطالعه پنج معیار مهم شامل‌ تراکم ناخالص جمعیت،ارزش زمین،تعداد شاغلان،تعداد سفرهای جذب‌شدهء درونشهری و عناصر شاخص و نمادین شهری را به منظور تعیین‌ منطقهء مرکزی شهر برگزیده و سپس چگونگی‌ سنجش معیارهای شناخت و تعیین محدودهء بخش‌ مرکزی شهر را مورد بحث و بررسی قرارداده‌ است.انتظار می‌رود با استفاده از این معیارهای‌ پنجگانه بتوان به تعیین محدودهء مرکزی شهرها اقدام نمود و آنگاه طرحها و برنامه‌های ویژه‌ای را برای سازمان دادن به این محدوده‌های مهم و اساسی به کار گرفت.در حال حاضر به ویژه در ایران‌ تعیین محدودهء مرکزی شهرها با ابهام و به صورت‌ غیرعلمی صورت می‌گیرد و امید می‌رود این‌ معیارها بتوانند درجهت تعیین علمی محدوده‌های‌ مرکزی شهرها کمک شایسته‌ای را ارائه نمایند. لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/330494?sta=%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%20%D8%B4%D9%87%D8%B1   تاریخ ورود: 08/8/91   سخن روز:مرکز شهر کجاست؟/ جهان شاهی، محمد حسین نشریه: جامعه شناسی و علوم اجتماعی » جستارهای شهرسازی » بهار 1384 - شماره 12 آیا مرکز هر شهر خانهء حاکم شهر است؟یا به سبک و سیاق‌ امروزی،کاخ ریاست جمهوری و نخست‌وزیری یا استانداری و فرمانداری و...؟یا آنجا که وقتی پدر به قصد قدم‌زدن و گردش‌ یا خرید می‌رفت و من درپی او،در طول راه به آشنایان زیادی‌ برخورد می‌کرد و کلاه از سر برمی‌داشت و می‌گفت:«عصر به خیر»؟!یا آنجا که با مادر برای خرید آخر سال و شب عید، خرید لباس و کفش و کیف و اسباب‌بازی برای من،برادر و خواهر،خودش و پدر به آنجا می‌رفتیم.یا آنجا که وقتی اول هر ماه پدر حقوق می‌گرفت،برای صرف نهار می‌رفتیم و پدر با آشنایان و همکاران اداره سلام و علیک می‌کرد،همانجا که‌ بعضی وقتها به سینما می‌رفتیم یا در کافه‌ای بستنی و کیک‌ می‌خوردیم‌و.. لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/330488?sta=%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%20%D8%B4%D9%87%D8%B1   تاریخ ورود: 08/8/91   ب) مرکز محله رسالۀ باززنده سازی مرکز محله مسجد ملک/ افسون مهدوی چکیده: این پایان نامه در 4 فصل تدوین گردیده است: در فصل اول به بررسی تعاریف شهر و شهرسازی و تعریف شهرسازی از سه منظر مصنوع هنری، فضای کالبدی و نهاد اقتصادی و اجتماعی بر پایه سرزمین پرداخته و در ادامه به شهرنشینی در دوران اسلامی و عوامل مشخصه آن پرداخته است. در فصل دوم به معرفی کامل کرمان، بافت قدیم کرمان، روند توسعه شهری کرمان قبل از اسلام، شهر کرمان پس از اسلام و پس از سال 1300 هجری شمسی، بررسی تجربه های تاریخی در ساماندهی شهر کرمان، محلات کرمان قدیم و جدید، ساخت جدید شهر، و وضعیت محلات قدیم کرمان در حال حاضر شرح داده شده است. در بخش سوم پایان نامه به تفصیل درباره محله مسجد ملک، شکل گیری، عوامل پیدایش، وجه تسمیه ، عناصر شهری آن، مکان یابی مسجد، جایگاه مسجد در نظام فضایی - کالبدی شهر کرمان و شناخت تاریخچه مسجد امام و حمام شیخ الاسلام بعنوان عناصر تاریخی این محله صحبت شده و در بخش نهایی درباره چگونگی روند شهری، طراحی شهری و معماری، معماری بومی ایران، معماری سنتی، نیازسنجی های مرکز محله و چگونگی روند طراحی، شناخت طرح پیشنهادی و شرایط اقلیمی، جغرافیایی، زمین شناختی و اقتصادی اجتماعی کرمان اشاره شده است. کلمه های کلیدی: ساماندهی، تاریخ ایران، باززنده سازی، مسحد ملک، محله ها لینک: http://www.ensani.ir/fa/content/85921/default.aspx تاریخ ورود: 11/8/91   لیست رساله های مرتبط با مرکز محله در دانشگاه تهران http://etd.ut.ac.ir/thesis/UTCatalog/UTThesis/Forms/Search.aspx?query=%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2%20%D9%85%D8%AD%D9%84%D9%87   تاریخ ورود: 12/8/91   2-6 بازار واژه بازار در لغتنامه دهخدا   بازار. (اِ) در پهلوی واچار ۞ (در هوجستان واچار = سوق الاهواز. رجوع شود به خوزستان ) در پارسی باستان آباکاری ۞ مرکب از: آبا ۞ در سانسکریت سبها ۞ . بمعنی محل اجتماع و جزو دوم مصدر کاری ۞ ، بمعنی چریدن (دارمستتر، تتبعات ایرانی ج 2 ص 129، 131). گیلکی واچار ۞ .(نیز: بازار ۞ . م) فریزندی ویرنی بازار ۞ . نطنزی واچار ۞ (1 ص 290). سمنانی وازهار ۞ . سنگسری وزر ۞ . سرخه ای ، لاسگردی و شهمیرزادی بازار ۞ . (2 ص 188). استی بزر ۞. (استی 114)؛ محل خرید و فروش کالا و خوراک و پوشاک . لغت فرانسه ٔ بازار ۞ از پرتقالی گرفته شده و پرتقالیان نیز از ایرانیان گرفته اند. (نداب 3: 3-4 فرامرزی ) و رک : دایرة المعارف فرانسه . (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ج 1 ص 218) ۞ . اعراب در آن تصرف کرده الف را به «یا» بدل کرده بیزار گفته و بیازره بر آن جمع بسته اند. (انجمن آرا) (آنندراج ). و رجوع به شعوری ج 1 ورق 161 شود. دورسته از دکان های بسیار در برابر یکدیگر که غالباً سقفی آن دو رسته را بیکدیگر می پیوندد. میدان داد و ستد.کوی سوداگران . مغازه . دکان . دکه .: بازار صحافها. بازار بزازها. بازار کفاشها. بازار خیاطها. بازار سراجها و غیره . بازار عطرفروشان ؛ لَطِمَه . (منتهی الارب ).ج ، لطایم . سوق . (دهار) (ترجمان القرآن ). ج ، اسواق . قَسیمة. (منتهی الارب ). تیم . رجوع به دزی ج 1 ص 48 شود. در قاموس کتاب مقدس آمده : (انجیل لوقا 7: 32) بازار: معروف است و در آنجا هر گونه متاع بفروش میرودو گاهی کوچه های درازی ترتیب داده در طرفینش دکانها میساختند چنانکه حال نیز معمول است و گاهی این لفظ دلالت بر محل وسیعی مینماید که در میان شهر قرار داده خریدار و فروشنده در آنجا جمع میشدند و متاعهای خود را بفروش میرساندند و بتدریج احکام و مباحثات و مسائل مشکله ٔ فلسفیه و سیاسیه را در آنجا گفتگو مینمودند. (کتاب اعمال رسولان 16:19 و 17:17). و اهالی دهات وقضات و صاحب منصبان در آنجا فراهم میشدند لذا فرمایش مسیح در انجیل مرقس 12:38  میفرماید که ایشان سلام رادر بازارها دوست میدارند صحیح میباشد و اطفال و اشخاص بیکاره نیز در آنجا جمع می شدند و چون خداوند ما مسیح خواست که فریسیان را توبیخ و سرزنش نماید چون که اعمال عجیبه در میان ایشان بجا آورده و با وجود آن او را ترک کرده رد نمودند و یوحنا را قبول کردند و حال آنکه اعمال عجیبه بجا نیاورد ایشان اشخاصی را که متابعت والدین خود مینمایند تشبیه فرمود و باید دانست که عمله هائی که طالب کار بودند در میان بازار فراهم میشدند تا هر کسی که خواهد ایشان را کار فرماید چنانکه در این روزها نیز معمول است . (قاموس کتاب مقدس ) || دکان های موقت بی ترتیب در زیر چادرها و سقف هایی از پارچه که هفته ای یکبار در بعض قری کنند، و بیشتر در نواحی شمالی ایران معمول است . بازارهای موقت که سالی یکبار در بعض شهرها تشکیل شود برای عرض کالاها بمشتریان که از شهرها یا ممالک دیگر بدانجا آیند مانند بازارمکاره ۞ و سوق عکاظ در میان تازیان جاهلیت و غیره : پنج شنبه بازار، اردوبازار، جمعه بازار، چهارشنبه بازار، دوشنبه بازار، سه شنبه بازار، شنبه بازار، یکشنبه بازار. عرضگاه یا نمایشگاه که در بعض ممالک چند سال یکبار برپا کنند ۞ : طواویس ، شهرکیست از بخارا... و اندر وی هر سالی یک روز بازار است که خلق بسیار اندر وی گرد آیند. (حدودالعالم ). و اندر مرسمنده ، در هر سالی یکی روز بازار بود که گویند آن روز در آن بازار افزون از صد هزار دینار بازرگانی کنند. (حدود العالم).  بازار عکاظ ؛ مشهورترین بازارهای عرب در زمان جاهلیت. بازار عکاظ واقع میان طایف و نخله بوده است و موقعی که اعراب قصد حج داشتند از اول ذی القعده تا بیستم در بازار عکاظ اقامت میکردند، سپس از عکاظ بمکه رفته مراسم حج بجا می آوردند و بخانه های خود بازمیگشتند. معمولاً بزرگ هر قبیله ای ببازار قبیله ٔ خود میرفت ولی تمام بزرگان عرب بلا استثناء ببازار عکاظ می آمدند. هرکس اسیری داشت برای دادرسی بعکاظ می آمد و نزد داوران که از قبیله ٔ بنی تمیم بودند دادخواهی میکرد و هر کس خونخواهی میخواست و طرف خود را نمیشناخت برای پیدا کردن گمشده ٔ خود بعکاظ می آمد. هر کس شهرت طلب بود و در پی تحصیل شهرت میگشت برای نیل بمقصود بعکاظ می آمد، هر کس میخواست با کسی مباهات کندو مفاخر خود را بگوید در فصل عکاظ به آن محل میشتافت و عربها در این قسمت بقدری مقید بودند که در بزرگی و سنگینی مصیبت ها بر یکدیگر مباهات میکردند و یکی از آن موارد مفاخره ٔ خنساء و هند است ... عربها از تأسیس بازار مکاره و اجتماع قبیله ها استفاده ٔ فرصت میکردند و مجلس مناظره و مباحثه و سخنوری و مشاعره تشکیل میدادند. شعراء شعر میخواندند، خطیبان خطابه سرایی میکردند و دانشمندانی از آن میان انتخاب میشدند که بهترین و برترین گفتارها را تشخیص داده اعلام نمایند وهر گاه که نابغه ٔ ذبیانی ببازار عکاظ می آمد سراپرده ای از چرم قرمز برای او می افراشتند و شاعران اشعار خود را در محضر او میخواندند و هر شعری که از همه بهتر بود آن را با آب طلا نوشته در عکاظ و یا در کعبه می آویختند که معلقات سبع نیز از آن اشعار میباشد. اتفاقاً این کار عرب ها بکار یونانیان قدیم شبیه است ، چه آنها نیز در محلی موسوم به گیمنازیوم برای ورزش های بدنی و بازی های پهلوانی حاضر میشدند و فیلسوفان و دانشمندان از آن اجتماع استفاده کرده بمباحثه و مناظره مشغول می شدند و عیناً عملیات عربها در بازار عکاظ درآنجا نیز معمول میشد. بدیهی است که در نتیجه ٔ چنین اجتماعاتی حقایق بسیاری کشف میشد و قریحه ٔ هوشمندان و باذوقان بکار می افتاد، بعلاوه زبان آنان رشد و نمو میکرد و از پاره ای معایب تصفیه میشد. مثلاً قریش که ببازار عکاظ می آمدند لغات سایر قبایل را نیز میشنیدندو آنچه را که نیکو بود برمیگزیدند و در لغت خود بکار میبردند و در نتیجه لغت قریش فصیح ترین لغت های عرب شد و از پاره ای عیوب و کلمات رکیک ناپسند تصفیه شد وچیزهایی مانند کشکشه و کسکسه و عنعنه و فخفخه و کم ووهم و عجعجه و استنطاء و شنشنه و عیوب دیگر که در سایر لهجه ها یافت میشد از آن لهجه خارج گشت ۞ . (ترجمه ٔ تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان چ 1333 امیرکبیر ج 3 صص 43-46).   بازارهای عرب ؛ عرب ها در زمان جاهلیت سالی چند بار بازارهایی دایر میکردند و در فصل های معین مردم از دور و نزدیک به آنجا می آمدند و همین که از این بازار فارغ میشدند ببازار دیگری میرفتند، به این ترتیب که از روز اول ماه ربیع الاول در دومةالجندل از نواحی مرتفع نجد برای خرید و فروش و داد و ستد بازارهایی ترتیب میدادند و سپس از آنجا به هجر میرفتند و یک ماه در آن بازار بودند آنگاه از هجر به عمان منتقل میشدند و از عمان بحضرموت و عدن کوچ میکردند و بعضی به صنعاء عزیمت مینمودند و در آنجا بازار دایر میکردند. بعد در ماه های حرام بازار عکاظ که از بازارهای مشهور عرب بود دایر میشد، علاوه بر آن بازارهایی در نواحی موسوم به شحر، صحاری ، مخنه ، حباشه ، مشقر و غیره دایر میکردند. (ترجمه ٔ تاریخ تمدن اسلام جرجی زیدان چ 1333 امیرکبیر ج 3 ص 43).    خوانش فضایی بازار؛ بازار چهارسوق شهرستان ساری/ زهره نظام محله چکیده هنگامی که افراد و گروههای انسانی در فضایی گرد هم جمع می شوند و نیاز به برقراری ارتباط می یابند  فضا را مطابق ذهنیت و عمل خود تغییر داده و نشانه هایی را  بر آن افزوده یا از آن حذف می کنند. این فرایند نشانه گذاری نوعی تفکیک و تمایز ایجاد کرده و مرزهایی انسان ساخت میان این فضاها کشیده که نیازمند نوعی خوانش و قرائت است. در این پژوهش که نتیجه بررسی انسان شناختی نماد و نشانه در بازار چهارسو ساری می باشد از روش های کیفی و ژرفانگر به کار رفته در مردم شناسی، استفاده گردیده است.  پژوهشگر سعی نموده بازار چهارسو را بر اساس خوانش های فضایی مانند نشانه شناختی ، زیبایی شناختی و قرائت زمانی نظیر جشن ها و یادبودها مورد بررسی قرار دهد که نتایج حاصله نشان می دهد افزون بر کارکردهای ارتباطی و اقتصادی که در بازار وجود داشته مبادله ی کالا تحت تاثیر نوعی انتخاب و گزینش فرهنگی افراد و گروههای موجود در بازار تعیین می شود که علم به دانش نمادها و نشانه ها و حس زیبایی شناختی را دارا هستند. واژگان کلیدی:  نماد و نشانه شناسی، خوانش و قرائت، عمل و ذهنیت، سلیقه و حس زیبایی شناسی لینک متن کامل مقاله: http://anthropology.ir/node/14943 تاریخ ورود: 09/8/91   نشریه «هفت شهر» ویژه بازار/ میترا نظام محله نشریه ی شهرسازی و معماری هفت شهر ، شماره ی 20 ، تابستان 1386؛ ویژه ی " بازار در آینده " نشریه ی" هفت شهر " ، به سردبیری حمیدرضا سپهری و مدیر مسئولی ابوالفضل موسوی نشریه ی شهرسازی و معماری است که این شماره ی خود را به مفهوم" بازار در آینده" اختصاص داده است . این نشریه به پنج بخش عمده ی 1. مقاله ها 2. گفت وگوها 3. نقد ونظر 4. دیدگاه ها 5. مورد پژوهی تقسیم شده که در هر بخش آن  به موضوعاتی درباره ی بازار پرداخته است . فهرست مطالب : 1. مقاله ها : بازار در ادب فارسی / علی اکبر خان محمدی بازار به نقل از دانشنامه ی جهان اسلام / تلخیص : سولماز کهنمویی اقدم مراسم آیینی و بازار های موسمی / محمد میرشکرایی پیشه وران بازار : در گذار از آداب فتوت به شعائر شیعه/ احمد کاظمی موسوی تحولات اجتماعی و تاثیر آن بر بازار و بهای فرآورده ها از دیدگاه ابن خلدون / محمد علی شیخ نقش محوری شریعت اسلام در سازماندهی نظام عدل بازار اسلامی / محمدعلی آبادی 2. گفت و گو محورهای پژوهش بازار با رویکرد به آینده / گفت و گو با فتانه نراقی ، محمد منصور فلامکی ، حسین شیخ زین الدین و فرخ زنوزی 3. نقد و نظر بازارهای هفتگی مناطق کردنشین جنوب استان آذربایجان غربی یا بازارهای هفتگی روستایی در منطقه ی کردنشین مکریان / بهمن فریور (سوران سنه ای ) 4. دیدگاه لزوم مقاوم سازی بازارهای سنتی در مقابل بروز زلزله و مخاطرات ناشی ازآن / اصغر محمد مرادی 5. مورد پژوهی چالش سنت و نوگرایی در بازارهای سنتی شهرها – مورد پژوهی : بازار سنتی شهر زنجان / ابوالفضل مشگینی ، علی رضا محمدی   مقاله ی : بازاردر ادب فارسی در این مقاله ،  از جنبه های اقتصادی و معماری بازار عبور کرده  و سعی شده بیشتر به جنبه ی ادبی آن ، رابطه ی بازار و ادبیات فارسی ، عملکردهای یکی در دیگری پرداخته شود . ابتدا یک تعریف عام از بازار ارائه گردیده و اشاره به این شده که در این تعریف، از بازار به عنوان محل عرضه ی ادب و فرهنگ هر جامعه و فرد گنجانده نشده است . سپس به نمونه هایی از این مسئله در طول تاریخ اکتفا می کند . نکته ی قابل بحث این است که چرا در اشاراتی که از روند تاریخی بازار رفته از تاریخچه ی آن نزد اعراب جاهلیت آغاز شده است ؟ زیرا در ایران قبل از آن نیز ما دارای بازار بوده ایم.    با این حال اگر کمی سهل گرفته و به میزان توجه نویسنده به جنبه ی ادبی بازار نگاهی بیفکنیم شاید بتوان این قضیه را نادیده گرفت زیرا اگر بخواهیم منشا بازارهایی که پس از ورود اسلام باعث تغییر در سبک بازارهای ایرانی شده اند را بررسی کنیم می رسیم به تعریفی از بازار در میان اعراب که  شعر وخطبه خوانی در آن رواج بسیار داشته است. بدین ترتیب که اعراب از تشکیل بازارها و اجتماع قبایل بهره می بردند و علاوه بر دادوستد مرسوم ، مجالس مناظره ، یا مباحثه و سخنوری ترتیب می دادند.   درادامه به مفهوم بازار  در ادب فارسی اشاره شده که به دوگونه است : نخست از باب مفهوم کلی و حقیقی (یعنی مواضعی که بازار به عنوان محل داد و ستد کالا، رونق و رکود ، محل تجمع افراد بیشمار ، و خلاصه اموری از این قبیل که دقیقا با معانی ظاهری این واژه منطبق است به کار رفته است )  ، دیگر از جهت مجاز و کنایه (آن دسته از ترکیبات و اصطلاحاتی است که با توجه به معنی ظاهری بازاردر ادب فارسی رایج شده است که ارتجالا یا حالت اضافی دارند یا کنایی و یا تشبیهی و...) . در پایان هم این مقاله در عین تازه بودن موضوع مورد بررسی، به نتیجه گیری نپرداخته است . مقاله ی : بازار به نقل از دانشنامه ی جهان اسلام این مقاله تلخیصی از مطالب ارائه شده در دانشنامه ی جهان اسلام درباره ی بازار است که به چند بخش تقسیم گردیده : 1. تعریف بازار در واژگان نوین اقتصادی 2. شهر و بازار در دوره ی اسلامی 3. مهم ترین خصوصیات بازارهای مرکزی شهرهای اسلامی 4. کلیاتی در معماری و مصالح ساختمانی بازار 5. نظام درونی بازار 6. پیشینه و خاستگاه بازار بزرگ شهری 7. بازارهای موقت 8 . بازار در ایران . 1. تعریف بازار در واژگان نوین اقتصادی : در این بخش با توجه به جنبه ی اقتصادی ، بازار اینگونه تعریف شده است: منطقه ای معین ، در دست مجموع افرادی خاص که به تناسب حرفه ی خویش و عرضه و تقاضایی که در جامعه وجود دارد – به تنهایی یا گروهی – دادوستد می کنند . 2. شهر و بازار در دوره ی اسلامی : در این بخش ابتدا به زمینه ی اصلی بازار یعنی شهر اشاره شده و زمینه ی مطالعه برای بازاراسلامی را شهرهای منطقه ی خاورمیانه دانسته است . محققان بیگانه نیز اسلام را آیینی خاص شهرنشینان می دانند و درشهرها به دنبال نوعی سازماندهی فضایی و عناصر اصلی چون ارگ ، مسجد جامع و بازار هستند . جایگاه بازار در شهر اسلامی : ارائه ی طرحی شامل و تعریفی جامع از شهر اسلامی دغدغه ی بسیاری از خاورشناسان ، اسلام شناسان و جغرافی دانان قرن بیست بوده که برخی مسجد جامع را بخش اساسی شهر دانسته و برخی دیگر بازار را . اما در مجموع می توان سه رکن اصلی برای شهر درنظر گرفت : 1. ارگ 2. مسجد جامع 3. بازار در شهر اسلامی بازارها پیوند نزدیک کالبدی و کارکردی با مسجد جامع داشتند . مسجد جامع به سبب تقدم وظایف مذهبی در جای مناسبی در هسته ی مرکزی و محوری اصلی شهر ساخته می شد و بازار به عنوان مرکز معیشتی مردمی و فعالیت های صنفی معمولا در جوار مسجد جامع قرار داشت . مهم ترین خصوصیات بازارهای مرکزی شهرهای اسلامی  : 3-1 نقش سازماندهی بازار در امور اقتصادی و مالی : بازار با خرید و فروش ، تولیدو پیشه وری گسترده به صورت مرکز رهبری امور اقتصادی و مالی شهر درآمده و با این اعتبار به عنوان جایگاه محوری سیاست و مذهب نیز محسوب می شود. با این برداشت بازار نهادی معادل محله ی مرکزی معاملات شهرهای بزرگ است با این تفاوت که جنبه ی مالی و اعتباری بازار خاورمیانه به دلیل فشارهای حکومتی  بر خلاف محله ی مرکزی معاملات برملا و عیان نیست. دوم اینکه روش رهبری اقتصادی و مالی  بازار نیز با آنچه در غرب به صورت سرمایه گذاری تولیدی مرسوم است تفاوت هایی دارد از آن جمله مسئله ی استفاده از سرمایه با بهره ی مالکانه و تفوق اقتصادی شهر بر حومه های روستایی آن است . 3-2 فعالیت های گوناگون اقتصادی بازار و نظام همبستگی آنها : در بازارهای مرکزی شهرهای بزرگ خاورمیانه اسلامی ، بخشهای خرده فروشی ثابت و سیار ، عمده فروشی وبنکداری ، واسطه گری و.... وجود دارد که در هم پیوسته و به هم وابسته اند و بر هم تاثیر متقابل دارند . 3-3 ساختار پیکر بازار : میان بخش های مختلف اقتصادی و مالی بازار و نوع ساختار  بنا و معماری آن به تدریج و با گذشت زمان هماهنگی معقولی ایجاد شد . در بنای بازارهای اسلامی ، با معماری سنتی سه بخش اصلی را می توان از هم تمییز داد :  1.کوی ها یا گذرگاههای اصلی و فرعی (راسته ها) 2. مجتمع های تجاری دارای انبارها و محلهایی برای سکونت موقت بازرگانان (خان ، سرا، کاروانسرا) 3. مجتمع های تجاری بی امکان سکونت (قیصریه ، تیمچه ، بوستان) 3-4 پیوستگی میان اجزای مختلف بازار با قدمتهای متفاوت 5-3 جدا بودن محل کار (بازار) از محل سکونت: در بازارشرقی که در درجه ی اول یک مرکز اقتصادی است اصولا مسکن و منزلی وجود ندارد و این فصل ممیز بازارهای خاورمیانه با بازارهای شهرهای کهن غربی و هندی است. همین امر باعث پیدایش ساختمان های یک طبقه در بازار گردید. برای این ویژگی نمی توان دلیل قاطعی بیان نمود اما می توان تا حدودی حدس زد ، حرمیتی که یک فرد مسلمان برای زندگی خصوصی و خانوادگی اش لازم دارد او را وامی دارد که خانه اش را به دور از ناآرامی ها و هیاهوی بازار و جهان خارج نگه دارد . 3-6 تجمع پیشه وران مختلف در بازار 3-7 مهمترین گونه های بازار از لحاظ شکل و کارکرد : 1. بازارهای خطی (طولی) 2. بازار چند محوری 3. بازارمرکزی خرده فروشی با خانهای پیرامونی (منظومه ای) 4. بازار صلیبی (با دو محور متقاطع ) 5. بازار محله (بازارچه) 6. بازار بیرون شهری(حومه) 7. بازار صحرایی 8. بازار زیارتی 9. بازار صنایع دستی 4. کلیاتی در معماری و مصالح ساختمانی بازار: شبکه ی بازارها را در هر نوع می توان یکی از ارزشمند ترین تجربه های شهرسازی و معماری در قلب شهرهای اسلامی به شمار آورد . جایگاه بازار در بافت همگن شهر چنان است که به کمک شبکه های مواصلاتی ، بخش های گوناگون شهر به راحتی به آن دسترسی دارند . کار انتقال بار و کالا در آن به دلیل رعایت شیب مورد نیاز به سهولت انجام می شود . یک از ویژگی های بازار شیوه ی نوررسانی است . 5. نظام درونی بازار: در این بخش به تشکیلات صنفی و تعاریفی از صنف بسنده نموده است . 6.    پیشینه و خاستگاه بازار بزرگ شهری: طرح بازار به صورت چهارسو با دو دالان مسقف عمود برهم ، بر سفالی از هزاره ی چهارم پیش از میلاد برجای مانده است . برای راسته یا کوی پیشه وران نیز شاهدی معتببر از دوهزار سال پیش در کاوشهای باستان شناسی شوش یافت شده است . 7. بازارهای موقت : این بازارهای شامل : بازارهای روز ، بازارهای هفتگی ، بازارهای نمایشگاهی نوین. 8. بازار در ایران بازار ایرانی مجموعه واحد و مستقلی از دکانها ، تیمچه ها ، کاروانسراها ، میدان ها ، بناهای مذهبی، حمام ها و دیگر مکانهای عمومی است . این مرکز تجاری سنتی معمولا دارای طاق ضربی ، آجری است . شکل بازارهای ایران ، بیشتر خطی (طولی) است . دیگر بخش های بازار مانند راسته های خرده فروشی ، سراها ، خان ها در طی زمان شکل گرفتند .  http://anthropology.ir/node/12393 لینک دانلود نشریه: http://www.udro.org.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1181:-20&catid=115:version&Itemid=119 تاریخ ورود: 07/8/91   سازمان یافتگی فضای بازار یزد/ زهره نظام محله چکیده در دوره های متعدد و از جنبه های مختلف به بازارهای ایران نگاه شده است اما بیشتر آنها رویکردی مجزا از شهر داشته اند یا اگر این روند را دنبال نموده اند نتوانسته اند پیوندی را که شهر و بازار با هم داشته اند را بیان دارند . با این وجود همین انباشت علمی برای موضوع مهمی نظیر بازار بسیار مفید فایده است. در این مقاله سعی شده که به بازار با رویکردی از سازمان یافتگی فضا پرداخته شود و محوریت بحث را بر پیوند کالبدی که بازار با شهر و انسان دارد قرار دهد. به گونه ای که هر تغییری در فضا- زمان شهر بر بازار تاثیر گذارده و متقابلا تغییرات کالبدی در بازار نیز در پیوند با شهر و ساکنین آن بوده است. شهر مورد مطالعه ، با توجه به بازار آن که از سابقه ی دیرین برخوردار بوده ، یزد است . علاوه بر این دلیل دیگر انتخاب ، قرار داشتن شهر یزد در گروه شهرهای متوسط و میانه ایران است که توان قرار گرفتن به عنوان معیار برای مقایسه را دارد. یعنی نتایجی که در شهر یزد در زمینه اجتماعی – فرهنگی بدست می آید قابلیت تعمیم بر شهرهای دیگر ایران را خواهد داشت . روشهای به کار گیری در این پژوهش میدانی ، اسنادی با تکنیک های  مصاحبه ، مشاهده است. لینک متن کامل مقاله: http://anthropology.ir/node/15049 تاریخ ورود: 11/8/91   ب) فضای معماری 2-7 مسکن واژه مسکن در لغتنامه دهخدا مسکن. ] م َ ک َ / م َ ک [  ۞ (ع اِ) جای باشش و خانه . (منتهی الارب ). منزل و بیت . ج ، مَساکن . (اقرب الموارد). جای سکونت و مقام . (غیاث ) (آنندراج ). جای آرام . (ترجمان  القرآن علامه جرجانی ). آرامگاه . (دهار). جایباش . مقر. مقام .جای . جایگاه . نشیمن : لقد کان لسباً فی مسکنهم آیة جنتان عن یمین و شمال ... (قرآن 15/34).   جایگاه شاخص های مسکن در فرآیند برنامه ریزی مسکن/محمد مهدی عزیزی چکیده تدوین یک برنامه جامع بخش مسکن نیازمند شناسایی کامل و تجزیه و تحلیل عمیق ابعاد گسترده مسکن و عوامل موثر بر آن است. در این میان پرداختن به شاخص های مسکن به عنوان کلیدی ترین ابزار برنامه ریزی و تشکیل دهنده شالوده اصلی آن را می توان از حساس ترین مراحل برنامه ریزی دانست. با انجام تحقیقات و پژوهش های جدی در شناخت و تجزیه و تحلیل شاخص های مختلف مسکن - می توان میزان کارایی برنامه های مسکن را به طور چشمگیری افزایش داد. پیچیدگی ابعاد مختلف مسکن و تعدد شاخص های مورد نیاز برای تجزیه و تحلیل و تصمیم گیری ها در فرایند برنامه ریزی مسکن - ایجاب می کند که این شاخص ها در گروه های مختلف اقتصادی - اجتماعی و کالبدی دسته بندی شوند - هرچند برخی از شاخص ها می توانند عملکرد دو گانه و یا چندگانه داشته باشند. مقاله حاضر به بررسی ابعاد مختلف شاخص ها پرداخته و ضمن دسته بندی آنها در گروه های مختلف برنامه های مسکن کشور را نیز بررسی می کند. یافته های تحقیق به این امر تاکید دارد که شاخص های مسکن موثرتر از آن هستند که با برخورد و بررسی سطحی در برنامه به کار گرفته شوند. ضروریست بررسی جامع از شاخص ها به عمل آمده و آنها را در قالب دسته های مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرارداد. لینک متن کامل مقاله: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=3012 تاریخ ورود: 05/8/91   تحلیلی بر جایگاه و دگرگونی شاخص های مسکن شهری در ایران/محمد مهدی عزیزی مروری بر شرایط مسکن در جوامع مختلف نشان می دهد که تقریبا هیچ کشوری مدعی حل مشکلات مسکن در جامعه خود نیست.مسائل برخی از کشوره از نوع کمی بوده که ناشی از کمبودهای موجود مسکن –رشد جمعیت –مهاجرت و تنگناهای اقتصادی است و عمدتا کشورهای در حال توسعه را شامل می شود.در مقابل-مسائل مسکن در کشورهای توسعه یافته بیشتر از نوع کیفی و نیز تغییر ساختارهای جمعیتی و اجتماعی است.شاخص های مسکن از یک سو ابراز شناخت وضعیت مسکن در ابعاد مختلف فوق الذکر بوده-و از سوی دیگر-ابراز کلیدی برای ترسیم چشم انداز آینده مسکن و برنامه ریزی آن هستند.مقاله حاضر به برسی تعدادی از شاخص های مسکن شهری در ایران پرداخته و جایگاه و سیر تحول آنها مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد.یافته های تحقیق نشان می دهد که شاخص های مسکن شهری در ایران تحت تاثیر دو نوع عوامل بیرونی و درونی قرار داشته اند.عوامل بیرونی موثر بر مسکن – نظیر عوامل جمعیتی-اقتصادی و اجتماعی موجبات رونق و رکود مسکن را فراهم کرده اند و برنامه های مسکن کمتر در وضعیت کلی مسکن و بهبود شاخص های آن موثر بوده اند.عوامل درونی مسکن-که عمدتا تحت تاثیر چگونگی و فرایند برنامه ریزی مسکن قرار دارند نیز در ابعاد خاصی- وضعیت مسکن را شکل می دهند .یکی از عوامل درونی مهم موثر بر مسکن- نگرش به شاخص های مسکن شهری و چگونگی بکار گیری آنها در برنامه های مسکن است.ضروری است جایگاه شاخص های مسکن در برنامه از دیدگاه علمی و بطور جامع تعیین شده و نقش آنها در قالب ابعاد اقتصادی-اجتماعی و کالبدی مورد پژوهش قرار گیرند.تبیین رابطه علت و معلولی شاخص های مسکن و سایر عوامل می تواند ضمن روشن کردن علت تحولات و دگرگونی شاخص های مسکن در کشور- موجب ارتقاء برنامه های مسکن و توسعه شهری را فراهم آورد. لینک متن کامل مقاله: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=3056 تاریخ ورود: 05/8/91   ازخانه تا برج / حسین سلطانزاده یکی از مهم ترین پدیده هایی که سبب شد از حدود یک قرن پیش در آمریکا و اروپا و سپس در سایر سرزمین ها مانند ایران ، به جای ساختن خانه و ساختمان های چند طبقه به بلند مرتبه سازی و پس از آن به برج سازی توجه شود کمبود زمین در شهرهای بزرگ و پر جمعیت بود. در بخش های پر تراکم و تجاری یا اداری شهر ، بیش تر از برج های تجاری و اداری استفاده می شود و برای بخش های مسکونی در شرایط مناسب تلاش می شود برج های مسکونی در منطقه خاص شهری ساخته شوند که فضای باز و سر سبز کافی برای ساکنان آنها در نظر گرفته شود .در این صورت می توان به ساختن بناهای بلند مرتبه و برج های مسکونی به عنوان پدیده ای قابل پذیرش در نواحی و شهرهای پرجمعیت نگریست . اما آنچه در چند شهر بزرگ ایران به ویژه تهران اتفاق افتاده است ساخت شمار فراوان برج های تجاری ، اداری و مسکونی در نواحی و خیابان های پر تراکم و شلوغ شهری است که نه تنها مسائل موجود و خدمات رسانی را پیچیده تر کرده است بلکه ترافیک و بسیاری از مسائل شهری را به شکل بغرنج تری در آورده زیرا در این گونه موارد نه تنها به امکانات محیطی توجه نشده بلکه حتی به موضوع تراکم جمعیت و امکانات شبکه ارتباطات شهری نیز دقت نمی شود و در مواردی مشاهده می شود که در یک ناحیه یا منطقه شهری که تا حدود دو دهه پیش در آن یک تراکم جمعیتی کمابیش مناسب وجود داشت اینک تراکم جمعیت به 5 تا 10 برابر افزایش یافته بی آنکه شبکه ارتباطات شهری ، فضای سبز و شبکه خدمات شهر به صورت مناسبی دگرگون و مناسب سازی شده باشد . یکی از مسائل بسیار مهم در معماری معاصر ایران که به نظر می رسد هنوز به صورت مناسبی در عرصه بسیاری از ساختمان ها و برج های مسکونی در شهرهای بزرگ حل نشده است مسئله محرمیت و دید مناسب برای آپارتمان هاست . عموم خانواده های ایرانی بر اساس پدیده های آیینی و فرهنگی مایل هستند که فضای درونی آنان از دید افراد نامحرم به طور کامل پوشیده باشد . این موضوع در دوران گذشته در شهرهای دارای بافت های متراکم شهری و ساختمان های دارای حیاط مرکزی تامین می شد اما از زمانی که بافت های شهری و ساختار کالبدی واحدهای مسکونی به تدریج از ابتدای قرن معاصر دگرگون شد و به صورت روز افزونی میزان محرمیت و داشتن منظر مناسب برای بسیاری از آپارتمان ها کاهش پیدا کرد سبب شد تا بیش تر مردم در شهرهای بزرگ همواره جلوی پنجره های واحدهای مسکونی به تدریج از ابتدای قرن معاصر دگرگون شد و به صورت روز افزونی میزان محرمیت و داشتن منظر مناسب برای بسیاری از آپارتمان ها کاهش پیدا کرد سبب شد تا بیشتر مردم از پرده های توری و نازک و در شب از پرده های ضخیم استفاده می کنند زیرا فضای درونی بسیاری از آپارتمان ها می تواند در معرض دید افراد نا محرم باشد به این ترتیب فضای درونی بسیاری از آپارتمان ها درون خود بسته شده و از جنبه بصری با فضای بیرونی به صورت مناسبی ارتباط پیدا نکرده است . یکی از عناصری که می تواند بین فضای درونی آپارتمان و فضای شهری ارتباط برقرار کند بالکن است که گویا به شکل معاصرش از برخی نمونه های اروپایی اقتباس شده است زیرا در بسیاری از بخش های اروپا از بالکن های واقع در سمت فضاهای شهری ارتباط برقرار کند بالکن است که گویا به شکل معاصرش از برخی نمونه های اروپایی اقتباس شده است زیرا در بسیاری از بخش های اروپا از بالکن های واقع در سمت فضاهای شهری استفاده می شد اما با وجود آنکه این عنصر معماری در حدود نود سال است در ساخت برخی ساختمان ها مورد استفاده قرار می گیرد اما غالبا آنرا تغییر شکل یا تغییر کاربری می دهند . وجود قوانین و ضوابط معماری شهری احترام به ارزشهای محیطی و خصوصیات سیمای شهری می تواند موجب شود که نماهای بیرونی یک برج مسکونی د ر چارچوب مناسبی که با محیط اطراف خود هماهنگ باشد طراحی شود زیرا نماهای ساختمان های معاصر به ویژه برج های مسکونی را می توان پدیده ای شهری دانست که در شکل دهی به سیما منظر شهری نقش دارد و نمی توان انتظار داشت که کارفرما یا طراح هر برج به هر ترتیبی که تمایل داشت ساختمان مورد نظر خود را طراحی کن یا آن را به صورت دلخواه بسازد زیرا نما و منظر یک برج تنها به ساکنان یا مالکان آن تعلق ندارد و بخشی از سیما و منظر شهری است و می توان بیان کرد که مردم محیط اطراف بطور معمول ممکن است آن را بیش تر از ساکنان ببینند . بنابراین تنوع و گوناگونی بیش از حد در طراحی نمای بیرونی ساختمان های بلند و برج ها را می توان پدیده ای نا مناسب ارزیابی کرد که مانع پدید آمدن منظر و سیمای موزون برای یک شهر یا بخشی از آن می شود اما درباره معماری داخلی آپارتمانها می توان به گونه ای دیگر اندیشید و آن را عرصه ای دانست که اعضای هر خانوار با توجه به فرهنگ بینش ، خواسته ها و نیازهای خود بتوانند آن را شکل دهند . زیرا در دوره معاصر در بسیاری از موارد ممکن است خانوارهایی با فرهنگ ها قومیت ها و مشاغل متنوعی در یک برج زندگی کنند و طبیعی است که تا حد امکان هر یک از آنان بتوانند از آزادی لازم و مناسب برای مشارکت یا دخالت در طراحی داخلی فضای آپارتمان خود برخوردار باشند . برای این منظور لازم است در طراحی داخلی آپارتمان ها به گونه ای عمل شود که انعطاف پذیری ممکن برای مشارکت افراد در طراحی داخلی و دگرگونی در آن وجود داشته باشد که در مقاطع زمانی مناسب نیز با کمترین هزینه بتوان دگرگونی لازم را در طراحی فضا ایجاد کرد زیرا افزون بر وجود افراد و خانوارهایی با فرهنگ های گوناگون دو پدیده دیگر نیز باید مورد تو جه قرار بگیرد : نخست تنوع طلبی است که آن را می توان یکی از پدیده های دنیای معاصر دانست و به هر ترتیب حق طبیعی و اجتماعی افراد و خانوارها به شمار می آید که پس از یک دوره زمانی مایل به نغییر برخی عناصر و پدیده های معماری داخلی آپارتمان خود باشند و دیگر آنکه افراد پس از دوره های آپارتمان خود را می فروشند و آپارتمان دیگری خریداری می کنند و در نتیجه در هر جا به جایی ممکن است حجم و مقدار تخریب و دگرگونی معماری داخل بنا زیاد باشد در حالی که اگر از پیش در این زمینه پیش بینی های لازم انجام شود این امکان پدید خواهد آمد که با هزینه و تخریب کمتری بتوان تغییراتی در ساختمان پدید آورد . یکی از عادت های دیرین بسیاری از خانوارهای ایرانی استفاده از مبلمان و اساسیه فراوان در داخل خانه است و به نظر می رسد که این عادت به زندگی آپارتمان نشینی نیز راه یافته است به ویژه آنکه در چند دهه اخیر عادت دیگری در ادامه برخی از سنت های کهن رواج یافته و آن نگهداری شمار فراوان ظروف و اشیایی تزئینی و لوکس کریستال و چینی در قفسه های چوبی در درون آپارتمان است که در ساختمان های بلند مرتبه و برجها در هنگام وقوع زلزله می تواند خطرناک باشد به ویژه آنکه بسیاری از شهرهای بزرگ کشور ما در نواحی زلزله خیز قرار دارن . لازم است با روش های مناسب تفوت های زندگی در یک خانه و آپارتمان و به ویژه آپارتمان واقع در یک برج از لحاظ پدیده های مربوط به طراحی داخلی و مبلمان و اثاثیه آن برای مردم بیان شود و طی فرایندی مناسب بر اساس الگوهای صحیح و مناسب توسعه یابد و از سوی دیگر بستر ضروری را برای تحول در طراحی و تولید مبلمان و اثاثیه پدید آورد تا کالاهای سبک و کوچک به زودی جایگزین کالاها و مبلمان سنگین وبزرگ شوند . http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C/%D8%A7%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%B1%D8%AC/ تاریخ ورود: 11/8/91   معماری ایرانی ، الگوی واقعی مسکن پایدار/محمد صادق عابدینی پایداری از جمله مباحثی است که حتی از نظر لغوی نیز کاربرد فراوانی یافته است . در دهه های اخیر موضوع توسعه پایدار از نظر لغوی نیز کاربرد فراوانی یافته است . در دهه های اخیر موضوع توسعه پایدار از سوی سازمان های بین المللی و نهادهای برنامه ریزی در کشور در قالب برنامه های بلند مدت جهت زندگی بهتر انسانها پیشنهاد شده است . مسئله مسکن نیز نمی تواند خارج این موضوع دیده شود . رسین به مسکنی مناسب و پایدار که همسو و همگام با توسعه باشد یکی از نیازهای امروز جامعه ما است . از این رو کارشناسان بر آن شده اند تا راهکارهایی جهت رسیدن به آن ارائه دهند . در حاشیه برگزاری نشست هم اندیشی (مسکن همساز با توسعه پایدار ) که از سوی انجمن مفاخر معماری ایران برگزار شد فرصتی دست داد تا از نظر کارشناسان معماری کشور پیرامون این موضوع و اهمیت پرداختن به آن آگاه شویم . (سید علیرضا قهاری ) ، رئیس انجمن مفاخر معماری ایران ، در گفت و گو با (مسکن ) می گوید : در واقع مساله پایداری و توسعه صحبتی است که در محافل علمی ، محافل اقتصادی و در کل کشورهای پیشرفته شنیده می شود و در تمام شئون زندگی از جمله مسکن لحاظ می گردد . ایرانیان همواره در طول تاریخ مسئله مسکن پایدار مطابق با محیط زیست و هماهنگ با اقلیم را مد نظر داشته اند اما در یکصد سال اخیر از این قضیه تا حدی دور افتاده ایم متاسفانه امروزه هم معماران و هم بهره برداران با این مقوله کمتر آشنایی دارند . قهاری دلیل این عدم آشنایی را اینگونه بیان می کند ، ما آمده ایم در یکصد سال اخیر معماری غربی را کپی کرده ایم بدون آنکه با فرهنگ غربی آشنا باشیم و اصولا آن فرهنگ متعلق به ما نبوده است . بنابراین هم از گذشته امان بریدیم و هم به چیزی عمل کردیم که برایمان غریبه بوده . همین باعث نوعی سردرگمی در میان معماران ، بهره برداران و مسئولان شده است و هنوز هم روشن نیست که چه چیزی می تواند جایگزین معماری با شکوه و افتخار گذشته شود . ما نیاز داریم که در محافل آموزش ، تصمیم گیری و اجرایی به این مساله توجه شود از جمله با این موضوع که مسکنی ساخته شود که با شرایط کشور ما هماهنگ باشد . وی با اشاره به اینکه در مسکن پایدار باید هماهنگی هم از لحاظ فنی و هم بعد فرهنگی وجود داشته باشد ادامه می دهد فرهنگ زیر بنای معماری است . همان طور که معماری فرهنگ ساز است . فرهنگ هر منطقه بر اساس پیشینه ، آداب و رسوم و اقلیم آن مجموعه زیستی به وجود می آید . رئیس انجمن مفاخر معماری ایران در خصوص اینکه آیا در مسکن مهر به موضوع پایداری توجه شده است یا خیر ؟ می گوید به نظر نمی رسد که زیاد به آن توجه شده باشد دلیل آن هم این است که مسکنی که در سمنان ساخته می شود مشابه همان مسکنی است که در تهران یا هرمزگان بنا شده اند و با هم هیچ فرقی نمی کنند و این نشان می دهد که یک جای کار می لنگد . دکتر (ایرج شهروز تهرانی ) یکی از سخنرانان این همایش نیز در گفتگو با (مسکن ) پیرامون لزوم بازگشت به معماری می گوید : تا ما نتوانیم معماری قدیم خود را که بر اساس راحت زندگی کردن انسان ترسیم شده بود درک کنیم و الگوها و مفاهیم آن را در معماری جدید به کار نبریم ، هیچ گاه به آن مسکن دلخواه که قابل استفاده نیز باشد ، نمی رسیم . شهروز تهرانی می گوید : ما آمده ایم مدرنیته اروپایی و آمریکایی را گرفته ایم بدون اینکه متعلق به فرهنگمان باشد و شروع به بلند مرتبه سازی می کنیم . ما در آسمان زندگی می کنیم . حال اگر خدای ناکرده زلزله ای بیاید کسی که تمام زندگی اش را فروخته و آپارتمانی در طبقات بالا خریداری کرده است زندگی اش نابود می شود . حال وی باید به چه کسی رجوع کند ؟ ضمنا زندگی آن شخص مخصوصا اگر مسن نیز باشد در صورت خرابی آسانسور با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد شد . وی ادامه می دهد : آپارتمان هایی که اکنون در شهرهای ما ساخته می شوند ، جای دهنده هستند و مسکن به شمار نمی آیند بلکه تنها جایی برای تنازع بقا می باشند . علاوه بر آن خیابان های ما کشش این همه جمعیت را ندارد ، زمانی که خیابان ها طراحی شده بودند ساختمان ها یک یا دو و حداکثر سه طبقه بودند اما اکنون ساختمان ها چندین طبقه شده اند و ظرفیت خیابان ها ثابت مانده است . دکتر تهرانی می افزاید : ما در گذشته الگوهای واقعی پایداری را داشته ایم هم اکنون باید مفهوم آن پایداری را درک و آن را در زندگی خود پیاده کنیم . این به معنی کپی کردن نیست بلکه باید با پیاده سازی آن مفاهیم و استفاده از تکنولوژی جدید بهترین شرایط زندگی را مهیا کنیم . محمد صادق عابدینی - دو هفته نامه خبری مسکن لینک: http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/اخبار-معماری-و-شهرسازی/معماری-ایرانی-الگوی-مسکن-پایدار/ تاریخ ورود: 11/8/91 اخبار و مقالات مربوط به مسکن در وبسایت انجمن مفاخر معماری ایران http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA//%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86/1 تاریخ ورود: 11/8/91     فصلنامه آبادی ویژۀ مسکن اجتماعی با رویکرد مسکن اقشار کم درآمد سال بیستم، شماره 34 (پیاپی 69)، زمستان 1389 فهرست مطالب: گفتار سردبیر/ ابوالفضل مشکینی   ص 4 نقد و آسیب شناسی سیاست گذاری و برنامه ریزی عملیاتی مسکن مهر در ایران/کیومرث حبیبی، مصطفی بهزادفر، کمال ترابی، وحید محکی   ص 6 مسکن مهر: همگامی با رشد شهر یا تحمیل گستره های برنامه ریزی نشده به آن امیرحسن پورجوهری   ص 14 اعطای حق نگهداشت مسکن روشی برای مواجه با چالش مسکن شهروندان کم درآمد شهر/ آتوسا مدیری، نیکو مدقالچی   ص 18 برآورد نابرابری مسکن در استان هرمزگان با استفاده از ضریب جینی ابوالفضل مشکینی، کرامت الله زیاری، فریاد پرهیز، علیرضا غلامی   ص 28 تحلیل رابطه برنامه ریزی بخش (اقتصادی) و برنامه ریزی فضایی در نظام برنامه ریزی ایران (مطالعه موردی : مسکن مهر در شهرهای جدید)/ کرامت اله زیاری، ناهید سجادیان، ماندانا مسعودی راد   ص 34 مروری بر طرح مسکن مهر در شهرهای زیر 25000 نفر/ اکبر پرهیزکار، ناصر شاهدی   ص 44 آسیب شناسی طرح مسکن مهر/ محمد جواد غلامی   ص 50 بررسی عوامل طراحی تاثیر گذار بر هزینه ساخت مجموعه های مسکن مهر و بهینه سازی طرح ها/ سیدمجتبی حسینعلی پور، محبوبه شریعتی نیا   ص 56 رهن کارای مکان، تجربه ای نو در بخش مسکن/ تایماز لاریمیان، محمدرضا درودی   ص 70 فرآیند طراحی یک مکان با هویت/ راضیه رضازاده، بهاره حیدری   ص 80 تحلیل روند توسعه فضایی شهر بجنورد به منظور ارائه راهکارهای بهبود وضعیت مسکن شهری (با تاکید بر رشد هوشمند)/مهین نسترن، حمیده محمدزاده تیتکانلو، محمدرضا ضمیری   ص 90 تعیین عوامل پایداری اجتماعی - فرهنگی در طراحی مجتمع های مسکونی اقلیم سرد و خشک ایران - مطالعه موردی اردبیل/ اسماعیل ضرغامی، حمیدرضا عظمتی، بهرام صالح صدقپور، کاظم قلیزاده   ص 98 نقش گزینش گیاهان در منظر سازی پایدار/ سیدمجید مفیدی، ندا صحراگرد منفرد   ص 106 نگاهی به برنامه مسکن مهر و برخی مسائل شهرسازی و معماری مربوط به آن/ بهرام صالحی   ص 112 معرفی بنا/ هاشم هاشم زاده، ساناز شبیری   ص 116 در جهان معماری/ آزاده شاهچراغی، عاطفه واحدی   ص 124 معرفی کتاب/ اعظم ادهمی   ص 134 http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=1472&Number=69 تاریخ ورود: 12/8/91   2-8 مرکز تجاری (خرید) واژه پاساژ در لغتنامه دهخدا پاساژ.(فرانسوی ، اِ) ۞ بازار سرپوشیده که دو در دارد دخول و خروج را. مرکز خرید/ ویکی پدیا پاساژ به معنی گذرگاه یا میانه دو چیز می باشد. در دوران گوناگون تیمچه‌ها یا گذرهای، با جای دادن حجره ها و مغازه ها در درون خود نقش نوعی بازارچه یا مرکز خرید را ایفا می کردند. امروزه پاساژ ها در درون یک ساختمان یا مجموعه‌ای از ساختمان‌ها قرار دارند. که شامل فروشگاه‌های گوناگون هستند و با راهروهای مرتبط با هم باعث آسانی دیدار مشتریان از فروشگاه‌ها می‌شوند. راهروهای یک پاساژ می‌تواند بن بست یا مرتبط با راهروهای دیگر باشد. پاساژهای امروزی معمولاً چندطبقه بوده و راهروها در طبقات گوناگون بر روی هم قرار گرفته‌اند. بازارهای ایران بویژه بازار تبریز، اصفهان و تهران خود نمونه‌های اولیه پاساژهای امروزی هستند. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B1%DA%A9%D8%B2_%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF   تاریخ ورود: 11/8/91   از سرا تا پاساژ و مراکز خرید /  حسین سلطانزاده پیشینه شکل گیری مراکز تجاری به دوران بسیار کهن پیدایش مجتمع های بزرگ سکونتگاهی می رسد . زمانیکه تبادلات اقتصادی به تدریج شکل گرفت . در آن هنگام مراکز تجاری غالبا در همان فضاهای تولیدی و کارگاهی قرار داشت و به عبارت دیگر فروشندگان همان تولید کنندگان کالاها بودند . چنین شرایطی کمابیش با صورت هایی دیگر هنوز تا چند دهه پیش در برخی از نقاط وجود داشت . برخی از اینگونه مراکز تجاری و کارگاهی در قسمتی از خانه یا در کنار سکونتگاه پیشه وران قرار داشت . در شهرهای بزرگ به تدریج برخی از مراکز تجاری در عرصه ای متمایز از بخش های متمایز از بخش های سکونتگاهی شکل گرفت و گونه ای از فضا که بعدها بازار نامیده شد ، پدید آمد. بازارها به دو صورت شکل گرفتند . نخست بازارهایی که پیرامون یک میدان یا میدانگاه پدیدار شدند و دوم ، بازارهایی که به صورت خطی و در امتداد مهمترین مسیرهای سکونتگاه توسعه یافتند . بیش تر بازارهای بزرگ ایران به خصوص در دوران اسلامی به صورت خطی بودند . این گونه بازار بطور معمول از نزدیک مهم ترین و پر تردد ترین دروازه شهر شروع و گاه تا دروازه دیگر امتداد می یافت . در برخی از شهرها که از لحاظ تجاری پر رونق تر بودند و به سبب وجود حصار و محدوده ای معین ، امکان توسعه خطی بازار در یک امتداد وجود نداشت ، دو راسته موازی شکل می گرفت . بازار تبریز تقریبا چنین وضعی یافته است . البته اینگونه از بازارها به خصوص در شهرهای بزرگ بیش تر برای خرید کالاهای روزانه یا هفتگی به بازارچه ها یا بازارهای کوچک محله ای که در قسمتی از راسته اصلی یک محله قرار داشت ، مراجعه می کردند ، مگر در شهرهای کوچک که بازار شهر برای خریدهای روزانه و هفتگی شهر نشینان نیز مورد استفاده قرار می گرفت . حجره یا دکان را می توان عنصر اصلی بازرا به شمار آورد که به صورت خطی یا متمرکز سازماندهی می شدند . وجود محدودیت امتداد و طول بازار به سبب محدود بودن وسعت شهر و طول راسته های اصلی معابر و بازار و از سوی دیگر به علت ایجاد تراکم کاربری ها در برخی از قسمت های بازار ، به ناچار برای توسعه فضاهای تجاری از فضاها و سطوح واقع در پشت راسته بازار استفاده کردند و سازماندهی فضا به شکل یک کاروانسرا صورت گرفت . بنابراین علت پیدایش بیشتر کاروانسراهای شهری به صورت عمده ، نیاز به گسترش فضاهای تجاری یا تجاری - خدماتی در بازارهایی بود که طول بازار پاسخگوی شکل گیری فضاهای جدید تجاری نبود و به ناچار در پشت بدنه بازار فضایی با سازماندهی متمرکز طراحی و احداث می کردند که در بیش تر موارد دارای یک حیاط مرکزی بود و به ویژه برای کالاهایی طراحی و در نظر گرفته می شد که برای نشان دادن و خرید و فروش آن به فضایی وسیع و سرپوشیده نیاز داشت و فضای مرکزی کاروانسرا نیز برای نگهداری کالا استفاده شده بود ، از سراهای سرپوشیده و مسقف که تیمچه نامیده می شدند استفاده می کردند . بسیاری از سراها و تیمچه ها چند کارکردی بودند . از طبقه همکف برای فضاهای تجاری یا در مواردی کارگاهی و از فضاهای واقع در طبقه فوقانی برای دفاتر تجار یا کارگاههای هنری استفاده می شد . در بعضی از سراها یک طبقه زیر زمین برای انبار کردن کالاها وجود داشت . در برخی از آنها نیز فضاهایی برای انبار کردن کالاها در پشت حجره ها در نظر می گرفتند . در شهرهای بزرگ ، تما یا قسمتی از طبقه فوقانی چند کاروانسرا به عنوان مهمانخانه مورد استفاده قرار می گرفت . در دوره پهلوی اول از یک سو به دلیل توسعه استفاده از خیابان و مسیرهای مستقیم کالسکه رو که از اواخر دوره قاجار مورد توجه قرار گرفته بود و از سوی دیگر به سبب استفاده از اتوموبیل برای حرکت در شهر که در دوره پهلوی به تریج رو به فزونی بود و هم چنین به دلیل شکل گیری شرایط جدید اجتماعی و تامین امنیت جمعیت و شهری به گونه ای که بافت شهری ارگانیک کهن مورد نیاز نبود ، شکل بافت جدید شهر دگرگون و در بیش تر موارد از تقسیم بندی شطرنجی شکل استفاده شد . یکی از پیامدهای تغییر ساختار شهر ، شکل گیری خیابان هایی برای تردد وسایل نقلیه موتوری بود که در دو سوی آن پیاده روها شکل گرفته بود و در آغاز فضاهای اداری جدید مانند ساختمان بانک ها ، اداره ها ، دفاتر و موسسات دولتی و خصوصی و سپس فضاهای تجاری به صورت دکان هایی که به شکل ردیفی در کنار هم قرار می گرفتند ، ساخته شدند. در خیابان هایی که از جنبه تردد و تراکم جمعیت ساکن و عابران در وضع متناسبی بودند ، شماری دکان در دو سوی خیابان و پیاده روها ساخته شد و کمبود فضا برای توسعه کاربری های تجاری وجود نداشت ، اما به تدریج در برخی از خیابانهایی که از رونق تجاری خوبی برخوردار شدند و در بدنه واقع در کنار خیابان چندان جایی برای توسعه دکان ها وجود نداشت ، یا رونق و تقاضا برای فضاهای تجاری و اداری به گونه ای روز افزون در حال افزایش بود ، پاساژ ساخته شد . نخستین پاساژها در خیابان لاله زار و جمهوری و اطراف میدان بهارستان ایجاد شد . شکل گیری پاساژها در کنار در کنار خیابان ها را می توان تا حدودی با چگونگی ساخت کاروانسرای شهری در کنار راسته بازار مشابه دانست ، زیرا بطور معمول پاساژها در نقاطی از شهر و در خیابان هایی طراحی و ساخته می شده اند که از یک سو رونق اقتصادی وجود داشت و از سوی دیگر امکان توسعه دکان ها در لبه پیاده رو و خیابان به سادگی وجود نداشت . پاساژهای نخستین ، شباهت بسیار زیادی به کاروانسراهای شهری داشت ، اما به تدریج صورت های جدیدی از پاساژها پدید آمد که برخی از آنها بیش تر به دفاتر کار اختصاص یافتند . بناهایی مانند ساختمان پلاسکو و ساختمان آلومینیوم را از این گروه از فضاها می توان به شمار آورد که در برخی از زمینه ها به ویژه در طبقه همکف به پاساژها شبیه هستند اما ماهیت کارکردی آنها با پاساژهای نخستین متفاوت است . افزون بر این به پیروی از فروشگاههای بزرگ و گاه زنجیره ای در آمریکا و اروپا در ایران شکل گرفت . فروشگاه فردوسی ، فروشگاه ایران و و فروشگاههای زنجیره ای کوروش از این گونه فضاها به شمار می آیند . در دهه های اخیر نوع دیگری از مجتمع ها و مراکر تجاری شکل گرفته که افزون بر دفاتر اداری و خدماتی ، بردفاتر اداری و خدماتی ، برخی از فضاها و فعالیت های مربوط به گذران فراغت یا فضاهای فرهنگی نیز در آنها پدید آمده است . با وجود آنکه به تدریج خرید کالا از طریق اینترنت در برخی از جوامع در حال توسعه است ، اما باید توجه داشت که فعالیت خرید ، افزون بر جنبه های اقتصادی و اجتماعی آن ، در مواردی همراه با نوعی گذران فراغت و سرگرمی است و از این جهت جذابیت خاص خود را دارد و هنوز مشاهده کالا از نزدیک و مقایسه آن با کالاهای مشابه از نکاتی است که بر اهمیت و جذابیت مراکز و مجتمع های تجاری می افزاید . http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C/%D8%B3%D8%B1%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D8%B3%D8%A7%DA%98-%D9%85%D8%B1%D8%A7%DA%A9%D8%B2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%AF/ تاریخ ورود: 11/8/91   خرید در پاساژ گلستان/ عباس کاظمی  مرکز خرید گلستان در فاز یک شهرک غرب (قدس) و در خیابان ایران زمین واقع شده است. شهرک غرب یکی از مناطقی است که طبقات بالای شهر در آن ساکن هستند. این شهرک قبل از انقلاب ساخته شده است و در طراحی اولیه آن ساخت مرکز خرید پیش بینی شده بود اما عملیات ساخت آن بعد از انقلاب انجام گرفت. مالک اولیه آن بنیاد مستضعفان بوده که آن را به بخش خصوصی واگذار کرده است. مرکز تجاری با 18 هزار مترمربع و 149 باب مغازه در سال 1368 افتتاح شد. ساختمان آن شش طبقه دارد، سه طبقه اصلی، تجاری و اداری، دو طبقه پارکینگ و یک طبقه انباری است که به مالکان مغازه ها تعلق دارد. هر طبقه پارکینگ پنج هزار و 500 متر است، علاوه بر این پارکینگ دیگری خارج از مرکز و روبه روی آن ساخته شده است. این مرکز از یک حیاط ورودی، یک ساختمان اصلی شامل راسته های بازار و یک میدان مرکزی و یک حیاط پشتی تشکیل شده است. معماری پاساژ حول هسته ای اولیه (حوض آب) شکل گرفته است. سه راهرو از این هسته منشعب می شود، این سه راهرو فضای بیرونی ساختمان را به سه حیاط شرقی، غربی و شمالی تقسیم می کند.از فضای محوطه شرقی می توان رستوران های مک دونالد (بوف) و چند بانک را نام برد. محوطه غربی با باغچه های کوچکش تاحدی از سرزندگی بیشتری برخوردار است و تعدادی نیمکت در آن قرار گرفته است. جنب این حیاط اتاق نگهبانی و کنار آن در پارکینگ قرار دارد. محوطه شمالی با وجود داشتن در ورودی، کمتر توسط خریداران استفاده می شود و بیشتر مورد استفاده کارکنان و مالکان است زیرا تاسیسات ساختمانی و دفتر مدیریت در این قسمت قرار دارد. ساختمان اصلی شامل سه طبقه است. طبقه اول فروشگاه هایی چون کیف و کفش، پوشاک، زیورآلات، لوازم خانگی و لوازم التحریر را شامل می شود. این طبقه به یک تراس منتهی می شود که به حیاط پشتی مشرف است و علاوه بر فروشگاه هایی چون لوازم ورزشی و پوشاک، دو کافی شاپ هم در آن وجود دارد. در طبقات دوم و سوم که در آن رفت و آمدهای کمتری می شود، بیشتر دفاتر اداری، بیمه، وکالت نامه، کاربری هایی چون صنایع دستی و فروشگاه های فرش است. در حیاط ورودی هم به جز چند فروشگاه پوشاک و لوازم خانگی، فروشگاه های مواد غذایی و شیرینی وجود دارد. در این جا نیمکت هایی تعبیه شده است که افراد و پرسه زنان برای استراحت از آنجا استفاده می کنند. در میدان مرکزی درون ساختمان مرکز خرید، حوضی بزرگ با فواره و گیاهانی در اطراف آن، مکان مناسبی را برای نشستن و استراحت کردن پدید آورده است. در این جا پرسه زنی شکل جدیدی می یابد. افراد ضمن نشستن در میدان مرکز خرید، به تماشای پرسه زنان درون راهروها می پردازند. آنها گاهی ساعت ها در جایی به طور ثابت می نشینند. دور حوض در ابتدای ظهر خالی است اما به تدریج از ساعت سه به بعد محل تجمع و نشستن گروه های متفاوتی از مردم می شود. تا جایی که مکانی برای نشستن نمی ماند. در طبقه همکف، در کنار بازار اصلی، بازار کوچکی به نام گلستان 252 شکل گرفته است که پیوند ضعیفی با بازار اصلی دارد. این بازار حاشیه ای نقش مهمی در جذب افرادی دارد که قدرت خرید کمتری دارند. محله های فضایی: سیاحت کنندگان آخر هفته سیاحت کنندگان پاساژ را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد، خریدارانی که با خانواده یا همراه زوج شان جهت بازدید از کالاها و خرید آنها به مرکز می آیند. آنها ممکن است خرید کنند یا صرفابه محک زدن قیمت های کالاها مشغول باشند. بخش عمده ای از آنها مشتریان ویترینی هستند. کالاها در پشت ویترین ها می درخشند و آنها در کشاکش وسوسه و مقاومت فضای پاساژ را طی می کنند و به خرید ویترینی می پردازند. دسته دوم پرسه زنانی هستند که نه خانوادگی می آیند و نه لزومابا زوج های خود پرسه می زنند. بیشتر این دسته دختران و پسران جوان هستند که مسیرهای تکراری پاساژ را بارها طی می کنند. در جمع های دو نفر و چند نفره و گاه به تنهایی به نوعی راهپیمایی مقدس و مناسکی می پردازند. چنین کلیسایی از کالا، صرفااز نگاه خریداران تقدیس نمی شود بلکه برای پرسه زنان غیر خریدار نیز لحظه های اصیلی است که تجربه های دلنشینی به بار می آورد. گویا چشم هایشان به ویترین ها می نگرد اما در واقع توجه چندانی به کالاها ندارند و کمتر به وسوسه انگیز بودن ویترین ها و کالاهایشان توجه می کنند. آنها نه ویترین و نه فروشگاه های درون پاساژ بلکه به خود پاساژ توجه می کنند. پاساژ برای آنها مرکز خرید نیست بلکه مکانی برای ثبت حضوری حماسی است; حماسه قدم ها و نگاه ها، حماسه پرسه زدن، نظر انداختن و مصرف از منظری دیگر. آنها خود نوعی ویترین هستند. ویترین های سیار و متحرکی که کالاهای درون پاساژ را با خود حمل می کنند و درعین حال که برای خریداران وسوسه انگیز به نظر می رسند، می توانند کلیت سلطه سرمایه دارانه را نیز به بازی بگیرند. مساله این است که در این متن در هم پیچیده و کلاف های تو در تو مشتری، پرسه زن و فروشنده جای خود را دایماعوض می کنند. این تصور که مرز مشخصی بین پرسه زنان، خریداران و فروشندگان وجود دارد، صحیح نیست. فروشندگان هم می توانند خریدار و هم پرسه زن باشند. خصوصااین که نظربازی و چشم چرانی موضوعی نیست که صرفابه پرسه زنان جوان اختصاص داشته باشد. خصلت مبهم و سیال هویت ها در مرکز خرید، زیگموند باومن 19933) را به این نتیجه رساند که مراکز خرید را «جزیره ای پست مدرن در دریای مدرن» تعبیر کند.    جنسیت پرسه زنان پرسه زنان را می توان در دو دسته کلی پرسه زنی جنسیتی( زنانه و مردانه) و پرسه زنی جمعی (دخترها و پسرها باهم) تقسیم کرد. همان طور که ممکن است از شهر برای قدم زدن صرف استفاده شود. پرسه زنانی وجود دارند که خریدار نیستند و سیاحت در پاساژ را نه برای خرید یا بازدید از کالا بلکه استفاده از فضای خود پاساژ انجام می دهند. همه اجناس و کالاها و ویترین ها در حاشیه متن زندگی پرسه زن به عنوان تابلوهایی تزیینی قرار دارند. بین همه اشکال پرسه زنی دو شکل پرسه زنی جوانان و پرسه زنی زنانه مهم تر و چشم گیرتر به نظر می رسد. در کنار آنها مردان بازنشسته و سایر مردان طبقه متوسط حایز اهمیت است. جوانان گلستان به لحاظ هویتی تشخیص پذیر نیستند. لباس ها، آرایش مو، صورت و غیره نمی تواند معرف طبقه و سبک زندگی آنها باشد. اگرچه پاساژ های شلوغ و پرطرفدار در مناطق مرفه نشین و طبقات متوسط شهری قرار دارد اما پاساژگردی لزوماحرفه افراد طبقات بالا نیست. درحالی که کافی شاپ ها و رستوران ها به زوج ها و خانواده ها بیشتر تعلق دارد جوانان پرسه زن بیشتر علاقه مند هستند که در محوطه باز حیاط بنشینند یا درون پاساژ قدم بزنند. دورتادور حیاط، جایگاه های سنگی و سیمانی تعبیه شده است که به عنوان مکان تجمع جوانان و پرسه زنان شناخته شده است. حیاط مرکزی، مهم ترین بخش جمع شدن پرسه زنان، خانواده ها و کودکان است. دسته ای از جوانان نشسته اند و دسته ای از دختران با پسران در کنار یکدیگر گفت وگو می کنند. ترکیب جوانان مجموعه ای است از جوانان نظرباز، علافان و بیکاران، جوانان خریدار، زوج های جوان و جوانان معتاد. برخی جوانان سبک های پوشش خاصی دارند. گلستان شهرک غرب از این نظر در مقایسه با سایر پاساژها نمونه ای منحصر به فرد است. گروهی از پسران با مو هایی که به کمک ژل به بالا کشیده شده، ابروهایی مرتب شده و «دستمال هایی به سبک دزدان دریایی» منظره خاصی برای پاساژ ایجاد می کنند. جماعتی با ظاهری آشفته، شلوارهای جین گشاد، شیوه خاص قدم زدن، کلاه بافتنی مندرس و نیمه پاره نمونه ای دیگر از جوانان پرسه زن پاساژ است. دختران نیز همانند پسران جوان، پاساژ را به نمایش مد و تیپ مبدل کرده اند. بخش قابل توجهی از پاساژگردها، دانش آموزان هستند که بعد از تعطیلی مدارس برای وقت گذرانی، پرسه زدن، نمایش دادن یا دیدن مناظر، مد و تیپ های مختلف به این جا می آیند. پاساژگردها کمتر پاساژ را با فلان خیابان یا بهمان فضای تفریحی مقایسه می کنند. معیار مقایسه این دسته از افراد پاساژهای مطرح دیگر است، خصوصاپاساژهایی که نزدیک پاساژ مورد مطالعه است. گشت و گذارهای بچه ها چند نفری است، شاید جمعی پرسه زدن اعتماد به نفس بیشتری در نظربازی به آنها می دهد. در پاساژ پرسه زنی انفرادی بسیار کمتر از پرسه زنی جمعی است.  فروشنده ها از چنین پرسه زنی هایی گلایه دارند و حضور فراگیر جوانان را مانع کسب و کار می دانند. فروشندگان معتقدند که خریداران واقعی در میانه هفته به مرکز می آیند. آخر هفته اگرچه مرکز خرید شلوغ تر از همیشه است; اما بیشتر خریداران واقعی نیستند. اما حضور زنان و پرسه زنی آنها ماهیتی متفاوت از پرسه زنی جوانان دارند. زنان در پاساژ بیشتر برای وقت گذرانی، قدم زدن با یکدیگر و دیدن کالاهای جدید می آیند. زن ها علاوه برپرسه زنی، بیشتر مایل اند راجع به قیمت ها بدانند. موضوع دیگری که زنان از آن بسیار لذت می برند به تن کردن لباس های مختلف است (به اصطلاح پرو کردن) بدون آن که آن را بخرند. در گفت وگوی زیر ترفندهای مختلف زنان برای استفاده از پاساژ به خوبی منعکس شده است: «زنانه فروشی کار سختی است، خانم ها دارای روحیات متفاوتی هستند، برخوردشان گاهی غیرمنتظره است و آدم را عصبی می کند... روی قیمت ها چانه می زنند... گاهی اوقات پول را کامل نمی پردازند... عده ای هم برای نگاه کردن به ویترین ها و قیمت گرفتن می آیند... عده ای می آیند این جا لباس پرو می کنند و مدل برمی دارند» ( مرد، 37 ساله، فروشنده پوشاک زنانه). منبع: روزنامه سرمایه - شماره 203 29/3/85-  صفحه 7 (گزارش)  http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1108670 تاریخ ورود: 10/8/91   زندگی روزمره و مراکز خرید در شهر تهران/ عباس کاظمی- یوسف اباذری چکیده هدف نویسندگان بررسی زندگی روزمره در جامعهء ایرانی از خلال مطالعهء مراکز خرید است. نکتهء مهم این است که دریابیم مراکز خرید چگونه به موقعیتی برای نمایش فرودستان شهری‌ و اقلیت‌های فرهنگی در جامعهء ایرانی بدل می‌شوند.داده‌های این مقاله به کمک روش‌های‌ کیفی(مصاحبه،گفت‌وگو و مشاهده)جمع‌آوری شدند و سپس براساس نظریه‌های مطالعات‌ فرهنگی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.نتیجه آن‌که در مراکز خرید مورد مطالعه گروه‌های‌ فرودستی چون زنان خانه‌دار،مردان بازنشسته،جنوب شهری‌ها،و نوجوانان مورد وارسی‌ قرار گرفته‌اند.همه این گروه‌ها به نحوی متفاوت از رویه‌های جاری مراکز خرید را مورد بهره‌برداری قرار داده‌اند،بنابراین حضور آن‌ها در این مراکز حاوی معانی پنهانی است که‌ منتقد فرهنگی دست به اکتشاف آن‌ها می‌زند. واژگان کلیدی:مراکز خرید،اقلیت‌های فرهنگی،مطالعات فرهنگی،زندگی روزمره،مصرف و پرسه‌زنی. لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/109675 تاریخ ورود: 05/8/91   تیپولوژی خریداران در مراکز خرید شهری: مطالعه مورد مرکز خرید بوستان/ عباس کاظمی‌- مهدی حسین آبادی چکیده: مراکز و فضاهای خرید در شهرها دیگر همچون گذشته صرفا مراکزی جهت خرید اقتصادی‌ و تهیه مایحتاج زندگی روزمره بشمار نمی‌روند،بلکه به عرصه برای فراغت و مصرف فرهنگی تبدیل‌ شده‌اند.به عبارت دیگر،گرچه این مراکز در ابتدا به منظور رفع نیاز اقتصادی طراحی شده‌اند ولی‌ پیامدهای ناخواسته‌ای از جمله گذران فراغت و امکان شکل‌گیری گروههای جدید و مصرف فرهنگی‌ نیز داشته‌اند و مصرف‌کنندگان این مراکز را به مراکزی غیر از نیازهای اقتصادی صرف تبدیل کردند. از آنجا که مراکز خرید جدید کارکردهای متفاوتی یافتند،تیپ‌های مختلفی از خریداران نیز در این‌ مراکز شکل گرفتند که به طرق مختلفی به مصرف این فضاها می‌پردازند.در این مقاله سنخ‌شناسی لسر و هیوگ در مرکز خرید بوستان مورد داوری قرار گرفت و بر اساس یافته‌های تحقیق گونه‌شناسی‌ موجود از مرکز خرید مذکور را ارائه داده‌اند. کلید واژگان: مرکز خرید؛فراغت؛مصرف فرهنگی؛گونه‌شناسی خریداران؛مرکز خرید بوستان؛تهران. لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/732668 تاریخ ورود: 11/8/91   2-9 فضای آموزشی مرور تاریخی بر فضای آموزشی در ایران/ سیدحجت الحق حسینی شناخت نهادهای آموزشی در گروههای انسانی وقتی انجام میگیرد که از شرایط زمان و جغرافیای فرهنگ، تمدن و هنر ملتی اگاهی همه جانبه بدست آمده باشد. اگر نخستین نهاد آموزشی رسمی را « خانواده » بدانیم، آموزشگاه بنیاد مییابد و آموزشگران بر پایه ارزشهای جامعه و اصول پذیرفته شده فرهنگی و هدفهای برخاسته از همبستگی ملی و انسجام اجتماعی، میراثهای فرهنگی جامعه را به نسل آینده انتقال میدهند. نشانههای آموزش و پرورش، از کهنترین روزگار در ایران دیده شده است. هدف نهایی در سامانه آموزش ایرانیان، پاسخگویی نیازهای آینده و گوناگون جامعه بوده است. بر این پایه: 1. کودک و نوجوان برای زندگی فردی و اجتماعی بر پایه فرهنگ قومی و ارزشهای برین جامعه تربیت میشده است. 2. تواناییهای کودک و نوجوان و آموختن پیشه و حرفهای برای داشتن شغل و زندگی اقتصادی، کشف و بازپروری میشده است. خانواده به گونهای نهادی بنیادی، پرورش و به مرور زمان آموزش فرزندان خود را بر عهده داشت و مادران در انتقال فرهنگ گذشته و بارور ساختن فرزندان آینده، مسولیت زیادی داشتند. در صورت نبود مادر، دیگر زنان خانواده، کودک و نوجوان را پرورش میدادند و همواره تلاش میکردند تا فرزندانی تندرست، نیرو مند و پایبند به فرهنگ و ارزشهای اجتماعی تربیت کنند .آموزشگاهها، از درون و برون نهادهای دینی رفته رفته، نهادی فرهنگی و مستقل در همسایگی پرستشگاهها، بنیان یافتند و تنها آن دسته از آموزشگاهها که به گروههای ویژه و برجسته وابسته بود، درون دربار یا کنار کاخ پادشاهی بنا گردید. آموزگاران و آموزشگران، همگی از «مغان» بودند و پس از گسترش آموزش و پیدایی آموزشگران نوین، دگرگونی تازهای در جامعه پدید آوردند و با گذشت زمان از جایگاه والایی برخوردار شدند. آنان با داشتن جایگاهی بلند پایگاه برای پرورش روان، احترامشان از پدر و مادر افزونی مییافت. آموزگاران، از میان مردانی سالمند و خوش کردار، شکیبا و پاکیزه و دارای توانایی پرورش انسانها، گزینش میشدند. بیشتر آنان افرادی دانشور و هوشمند بودند که گونهای رابطه مهربانانه و درست با دانش آموزان داشتند. بخشی از برنامههای آموزشی نهاد رسمی آموزش، جنبه ورزشی و رزمجویی بود. بخشی دیگر به امور دینی، اجتماعی و اخلاقی بود. کودکان در آموزشگاه، برنامه سوادآموزی نیز داشتند. البته برنامه آموزشی آموزشگاههای گوناگون یکسان نبوده است. دختران همسان پسران در دوره نخست دانشآموزی، آموزش میگرفتند. هنگام آموزش نیز پس از برآمدن آفتاب تا نیمروز بود. در برخی از فصلها، پس از فروخفتن خورشید نیز، آموزش ادامه داشت. در ایران مانند جامعههای کهن، بنیاد آموزش بر حافظه استوار بوده است؛ با این همه نگارش و نوشتار، نقش بنیادینی داشته است و در درس از لوحههای چوبی و زغال استفاده میشده است. در دورههای گوناگون تاریخ ایران در پیش از اسلام، خانواده نقش بسیار برجستهای از لحاظ فرهنگی بر عهده داشت. این نهاد در پیوند با نهاد مذهب، نقش سازنده آموزش را عهدهدار بود. در فرهنگ ایرانی، بنیاد خانواده بر پاکی است. و آموزش فرزندان نیز در همین راستا انجام میشده است. برنامه آموزشگاهها از دیدگاه محتوای آموزشی و جایگاه اجتماعی چند گانه بوده است. پاره از درسها همانند فراگیری نوستارهای دینی، آداب و رسوم دینورزی و رفتار میهنی، خواندن و نوشتن و حساب کمابیش همگانی بود و دین باوران زرتشتی، آموزههای دینی را یاد میدادند. آموزش خط و زبان پهلوی که کارآمدی بیشتری را میخواست، بر عهده مغان و هیربدان کاردان بود. این گروه به زبان و خط آرامی آگاهی همه جانبه داشتند و میتوانستند شاگردان خود را با آگاهی بیشتری آموزش دهند. فرزندان نجیب زادگان و گروههای بالای جامعه، افزون بر آموزشهای گفته شده، به چوگان، شطرنج، شمشیربازی، شکار، تیراندازی، سوارکاری و کشتی نیز آموزش داده میشدند.آموزشگران و دانشیاران این درسها و ورزشها از تواناترین، ورزیدهترین و پاکدامنترین کسان جامعه گزینش میشدند و درسهای خود را با راستی و درستی یاد میدادند. در میان دانشآموزان آنان، گاه دختران خانوادههای برجسته نیز حضور داشتند. پارهای از ورزشهای گفته شده، در میدانهای شهر به طور همگانی نیز آموزش داده میشد و بیتردید سنتهای پهلوانی ایرانیان ریشه در این امر دارد. در دوره اسلامی، در سرزمینهای ایرانینشین، پس از آموختن خط و زبان عربی و وارد کردن واژههای تازی در زبان کهن پهلوی و پدید آمدن زبان فارسی تازه و نگارش حرفهای پهلوی به خط تازی، مکتب خانهها به وجود آمدند. ایرانیان که در طی یک سده، از سال 31 مهی تا پایهگذاری دولت عباسیان به سال132مهی، ضمن نگهداشت بسیاری از سنتهای میهنی خویش و زبان فارسی میانه، اندک اندک با اسلام آشنا شدند و با خط جدید و زبان تحول یافته خود، تکالیف نوینی را بر عهده گرفتند که ریشه آن در مکتب خانهها نهاده شد و نسلهای جدید از پنج سالگی در این نهاد، نخستین آموزشهای خود را دریافت میکردند. مکتب خانهها که با آموزش قرآن شکل گرفته بودند، از آن پس با خواندن کتابها و نگارش، نقش آموزشی یافتند. این مراکز به دلایل مذهبی بیرون مساجد قرار داشتند، اما فاصله چندانی از آنها هم نداشتند. گاهی به صورت ضمیمه در کنار مدرسههای بزرگ بودند. مکتب خانهها، به سبب گستردگی و توسعه روستاها و شهرها و محلههای گوناگون کوچک و بزرگ بودند. سازمان مکتب خانه، از آغاز تا دوران جدید تغییرات زیادی نداشت بر یک شیوه باقی ماند. الف)فضاهای آموزشی: مکان آموزش در فصلهای مناسب در حیاط بود و در زمستان و بارندگیها در اتاقهای بزرگ تشکیل میشد. کودکان، بیشتر وقتها گلیمی کوچک همراه خود میآوردند و روی آن مینشستند. آموزگار، در ورودی مکتب بر روی سکوی فرشدار، بر فرش مخصوص و نرمی مینشست و بیشتر وقتها ترکه بزرگی نیز در کنارش بود که در مواقع ضروری دانش آموزان را مینواخت. ب) اوقات آموزشی: شاگردان صبح و عصر به مکتب میآمدند. گاه ناهار خود را در چاشت بند نهاده و در مکتب خانه میخوردند و پس از نماز ظهر و عصر درس را ادامه میدادند. عصر پنج شنبه، روز آدینه، روزهای جشن نوروز و روزهای سوگواری دینی، مکتبخانه بسته بود. یادگیری و یاددهی، بر پایه روشهای انفرادی قرار داشت.شاگردان یکی پس از دیگری نزد استاد میرفتند و درس پیشین را پس میدادند. شاگردان خوب را با نام خلیفه برای یاددهی دیگر دانش آموزان میگماشتند. خواندن همیشه با صدای بلند بود، این امر موجب تلفظ درست کلمات میشد و شاگرد تمرکز بیشتری پیدا میکرد. با اینکه روش آموزش، کمابیش در کشورهای اسلامی متفاوت بود و در ایران نیز همه جا یکسان نبودف اما فراگیری بر روی هم بر حافظه استوار بود و فهمیدن و تفکر در این نهادها یا وجود نداشت یا در جایگاه دوم قرار میگرفت. پ)هزینه های آموزشی: برای درس خواندن بچهها در مکتبخانه، خانوادهها به فراخور قدرت مالی خود، مکتبدار را کمک میکردند و ماهانه یا هفتگی اندک حقوقی میپرداختند . گاه به مناسبت پایان بخشهایی از قرآن یا کل آن، مکتبداران، پاداشهایی از خانوادهها دریافت میکردند. نیازمندان و یتیمان، آموزش رایگان داشتند، اما برخی از آنان در مکتب کار میکردند. این کمکها برای اداره کردن مکتب ناکافی بود، از این رو انجام پارهای کارها ماند نامه نویسی، دعا نویسی، رونویسی از کتابهای دست نوشته و ... از مشاغلی بود که مکتبداران در ساعتهای اسودگی انجام میدادند. مبلغ پرداختی خانوادهها، هیچگاه معلوم نبود و به وسع مالی و همت خانواده ها بستگی داشت. انواع مکتب خانهها از لحاظ جنسیت مکتب خانهها، سه شکل داشتند: الف)مختلط: در این نوع دختران و پسران با هم به تحصیل و سوادآموزی استغال داشتند. بیشتر وقتها مکتبداران زن بودند. پسران در این مکتبخانهها تا سن کمی، سواد میآموختند. ب) پسرانه: نوع دیگری از مکتبخانهها بود که در آغاز فقط پسران در آن براب درس خواندن میآمدند. پسرانی که به سن بالا میرسیدند و دیگر جایشان در مکتبخانههای مختلط نبود به آنجا میرفتند. دخترانه: مکتبخانههایی بودند که فقط دختران به مدت کوتاهی در آنجا درس میخواندند. تاریخ ورود: 12/8/91   ضوابط و معیارهای طراحی فضاهای آموزشی منبع: سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور http://www.nosazimadares.ir/fanni/memari/DocLib4/Forms/AllItems.aspx تاریخ ورود: 12/8/91   2-10 مسجد مسجد در لغتنامه دهخدا مسجد. ] م َ ج ِ ] (ع اِ) فراء گوید در باب نصر چه اسم و چه مصدر، بروزن مَفعَل است مگر لغاتی چند که با کسر آمده چون مسجد و مطلع و مشرق و... (از منتهی الارب ). محل و موضعی که در آنجا سجده کنند و هر محلی که در آن عبادت کنند، و از آن جمله است اطلاق مسجد بر «جامع». و گویند مسجِد بالکسر.اسم است محل عبادت را. خواه در آنجا سجود بکنند یا نکنند، و هر گاه فعل و عمل آن موردنظر باشد، آن را طبق قیاس ، مسجَد گویند بفتح جیم ، و این عقیده ٔ سیبویه است . (از اقرب الموارد). مکان معین خاص که برای اداء نماز وقف کنند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). مزگت و خانه ای که در آن نماز می خوانند. (ناظم الاطباء). مزگت . مزکت .(منتهی الارب ). جای عبادت مسلمانان . خانه ٔ خدا. محل سجود. جای نماز خواندن . نمازگاه . نمازگه . خانه ای که برای گذاشتن نماز سکنه ٔ کوئی یا محلتی یا شهری سازند. بیت اﷲ. خانه ٔ خدا. ج ، مَساجد. (منتهی الارب). مساجد اولیه ٔ مسلمین ، عبارت از قطعه زمینی وسیع و تقریباً مربعشکل بود که اطراف آن را چهار دیوار یا خندق احاطه می کرد، و در سمت قبله سقف کوچکی داشت که بر ستونهایی از تنه ٔ نخل و غیره استوار گشته بود، و در این زمان مساجد را مئذنه نبود و این نقشه اساس تمام مساجد اسلامی گشت . اکنون اغلب مساجد دارای قسمتی میانه است به نام صحن که روی آن باز است و گاهی مسقف و اطراف آن چهار رواق دارد که وسیعترین آنها رواق قبله است که محراب نیز در آنجا قرار دارد، و هر مسجدی دارای یک یاچند مئذنه است . از قرن پنجم هجری نظام جدیدی در استفاده از مسجد متداول شد و آن داخل شدن مدارس در آن است و برای تناسب با محیط تدریس مذاهب ، و مسکن دادن به طالبان علم ، در نقشه ٔ مساجد تغییراتی حاصل شد، در این هنگام مسجد از یک صحن روباز تشکیل می شد که اطراف آن را چهار ایوان عمود بر هم احاطه می کرد و در طبقه ٔ دوم این ایوانها اطاقهایی بود برای سکونت طلاب علم و استادان . (از الموسوعة العربیةالمیسرة). نخستین مسجد را حضرت محمد(ص )در مدینه (یثرب ) در کنار خانه ٔ خود ساخت . زمین آن خوابگاه شتران بود و پیغمبر آن را از صاحبش خرید. سپس خلفا و حاکمان و پادشاهان بر وسعت آن افزودند و در تزیین آن کوشیدند. در زمان امویان (در فاصله ٔ قرن اول و دوم هجری ) با شرکت استادان بیزانس ۞ شیوه ٔ معماری یونانی در ساختمان مسجد به کار رفت . سپس مسلمانان شیوه ٔ مزبور را آموختند و تغییراتی در آن دادند و بمرور زمان برخی از کلیساها به مسجد مبدل شد. بدین طریق که جهت بنا را از مشرق بسوی مکه تغییر دادند. از آنجایی که برای بسیاری از مسلمانان رفتن به مسجد بزرگ پنج باردر روز دشوار و دور بود، و در آغاز امر در هر شهر بیش از یک مسجد بزرگ وجود نداشت ، پس از گذشت زمان به موازات مسجد بزرگ هر شهر که مخصوص برگزاری نماز جمعه بود، و مسجد مزبور را هم اصطلاحاً مسجد جمعه یا مسجدجامع می نامیدند، مساجد کوچک کویها حتی در روستاها بوجود آمد که اختصاص به نمازهای پنجگانه داشت . سابقاًدر ایران ، گذشته از مساجد جامع، هر کویی دارای مسجدی بوده که گذشته از محل برگزاری نمازهای پنجگانه ، محل اجتماع ساکنان کوی نیز بوده است . در دوران متأخر در هر شهر بزرگ چند مسجد جامع ۞ و صدها مسجد کوچک ، صرف نظر از مصلاهای خانگی که در املاک شخصی بزرگان و توانگران وجود داشته پدید آمد. مساجد جامع در آغاز فقط در شهرها وجود داشتند، ولی بعدها، یعنی از حدود قرن ششم هجری ، در برخی روستاهای بزرگ هم احداث گشتند. هر جا که مسجد جامع نداشت نماز جمعه را (در صورت وجود حداقل چهل نمازگزار) می توانستند در مسجد کوی ، و یا در صورت فقدان آن در هوای آزاد برگزار کنند. صحرانشینان که غالباً فاقد مسجد بودند، نماز جمعه را عادةً در هوای آزاد می گزاردند و البته روی بسوی قبله می کردند. در هر مسجدی اعم از جامع یا مسجد کوی و یا دهکده ، در جدار خلفی آن که همیشه بطرف مکه یا قبله است «محراب » وجود دارد. بعضی مساجد بزرگ چندین محراب دارند. محراب طاقنما گونه ای است و معمولاً به آیات قرآن مزین است . بعد از نیمه ٔ دوم قرن دوم هجری در برابر محراب ، چراغدان گذاشتند، و بعدها شمع و قندیل پدید آمد و مسجد را با قالی مفروش کردند. سمت راست محراب ، منبر قرار دارد و آن کرسی مرتفعی است با چند پله برای استفاده ٔ امام و واعظ و به هنگام نماز جمعه خطبه از بالای آن خوانده می شود. منبر فقط در مسجدهای جامع وجود داشت و مسجدهای کوی فاقد آن بودند و امتیاز اصلی مساجد جامع در برابر مساجد کوی در همین بود. در شهرهای آسیای میانه و برخی نقاط ایران مساجد خاصی که «عیدگاه » بوده و حیاط وسیعی داشتند بوجود آمد و مردم مسلمان شهردر عیدهای بزرگ یعنی عید فطر و عید قربان در این مساجد گرد می آمدند. به مرور زمان انواع معماری مساجد پدید آمد. در ایران بیشتر دو نوع معماری در ساختمان مساجد معمول است . نوع اول را فاتحان مسلمان با خود به ایران آوردند، و این نوع از لحاظ نقشه و ویژگیهای معماری تقلید از شیوه ٔ معماری اولین مساجد مسلمین بوده است (مثل مسجد امویان در دمشق مربوط به قرن دوم هجری و مسجد بزرگ عمروعاص در فسطاط مصر مربوط به قرن اول هجری و مسجد بزرگ کوفه در عراق مربوط به قرن اول هجری ). این نوع مساجد در آن ممالک و در ایران بطور اعم دارای حیاطی مربع یا مربع مستطیل هستند که در اطراف آن طاقنماهایی زده شده و یا دالانی وجود دارد و حوض و یا فواره ای برای وضو دارد و در عرض واقع شده ، یعنی به پهنا ممتد است نه به درازا. محل نماز بوسیله ٔ طاقهای گشاده که بر ستونها زده اند به حیاط مربوط می شود. قدیمی ترین نمونه های این نوع مساجد در ایران عبارتند از: مسجد خلیفه مهدی در ری نزدیک طهران (پایان قرن دوم هجری ) که فقط پایه اش بر جای مانده است . مسجد تاری خانه در دامغان(قرن سوم هجری )، مسجد جامع نائین (قرن چهارم هجری )، مسجد دماوند (قرن پنجم هجری ) و غیره . در نوع دوم این گونه اماکن (مسجد، مدرسه ، مرقد)سنت معماری ایرانی زمان ساسانیان ملحوظ گشته است . در این نوع مساجد بخش اصلی را شبستان تشکیل می دهد یعنی بخش مقدس مسجد با محراب اصلی و منبر که بالنسبه بنای کوچک مربع و یا هشت گوشی است و ستون ندارد و قبه ای بر آن قرارگرفته . این قبه یا گنبد مخروطی ، مدور و بعدها شلجمی شکل و یا به شکل خربوزه ٔ قاچ قاچ با سردری مستطیل شکل (پیش طاق ) است که در آن ایوان بلندی زیرطاقی مدور یا خدنگی شکل قرار دارد. از این ایوان دری به «حرم » گشوده می شود که به شکل ایوان است ولی از لحاظ ابعاد خیلی کوچکتر است . در طرفین حرم گاه نمازگاههایی قرار دارند که بوسیله ٔ ردیفهای ستون تقسیم شده اند و ستونها در صحنهای باریک مطوقی واقع است . ایوان بزرگ ورودی از طریق حیاطی چهارگوش یا مستطیل به شبستان منتهی می شود. این حیاط حوضی برای وضو دارد و در اطراف آن طاقنماها وجود دارد که غالباً دو طبقه است و چهار ایوان بلند به چشم می خورد هر یکی در مرکز هر ضلع حیاط (یکی از این ایوانها، چنانکه گفته شد، مدخل حرم است ). درقرنهای پنجم و ششم هجری در این نوع مساجد طاقهای خدنگی شکل بیشتر رواج یافت . مساجد جامع تبریز و گلپایگان و قزوین و اردستان و مسجد جمعه ٔ قدیمی اصفهان (قرن نهم هجری ) ۞ ومسجد کبود تبریز (قرن نهم هجری ) و مسجد گوهرشاد مشهد (قرن نهم هجری) ۞ و مسجد صفویان اردبیل (قرن دهم هجری ) و مسجد شاه اصفهان (آغاز قرن یازدهم هجری ) و غیره از این نوعند. نقاشی مذهبی و تصویر ائمه در اسلام مجاز نیست ، تصویرانسان و بطور اعم موجودات زنده را اسلام بت پرستی میداند، بدین سبب تصویری در مساجد دیده نمی شود ۞ . در عوض تزیین دیوارها و ایوانها و منبرها و محرابها به حد زیاد معمول است . تزییناتی از روی اشکال مطرز گیاهها و صور هندسی و کوکبی شکل با نوشته های زیبا و پرنقش و نگار عربی آیات قرآن تلفیق می گردد (به خط کوفی ، نسخ ، ثلث و غیره ). این تزیینات به یاری قطعات آجر پخته و کنده کاری بر روی سنگ و یا گچ بری صورت می گرفته . از قرن ششم هجری و بخصوص از قرن هشتم به بعد در ایران و کشورهای نزدیک آن تزیین دیوارها و ایوانها و گنبدها را بوسیله ٔ روپوش کاشی و یا موزائیک چند رنگ کاشی با نوشته های زیبا بعمل می آوردند. محرابها و منبرها نیز بوسیله ٔ تزیینات باشکوه بصورت کنده کاری بر سنگ و چوب و گچ و مرمر مزین می گشتند، یا با کاشی مرقع و یا قطعات براق تزیین می یافتند. محرابهای گچ بری شده در مساجد اصفهان و ابرقو و بسطام و غیره محفوظ مانده است . گچ بری محراب یکی از تالارهای جنبی نماز مسجد جمعه ٔ اصفهان که در سال 710 هَ .ق . از طرف اولجایتوخان مغول هدیه شده شایان توجه خاص است . محراب زیبایی که از لحاظ هنری بسیار عالی است و مربوط به سال 623 هَ . ق . و در کاشان است ، محفوظ مانده است . از زمان قدیم در هر مسجدی مناره ها یا منارهایی برپا می شده و آنها برج گونه هایی هستند که مؤذن از فراز آن اذان می گوید و مؤمنان را به ادای فریضه ٔ دینی می خواند. مناره نخستین بار در زمان امویان در سوریه پدید آمد. در مساجد بزرگ ، مجالس درس برای هریک از فقها و علما، و مدارس یا مجالس درس دائمی در مساجد بزرگ وجود داشته . و این مساجد و مدارس موقوفاتی داشتند که درآمد آنها بالتمام صرف نگهداری مدرسان و دستیاران ایشان و دیگر خدام و همچنین تعمیر و مرمت بناها و غیره می گشته است . (از اسلام در ایران ، از هجرت تا پایان قرن نهم هجری تألیف پطروشفسکی ترجمه ٔ کریم کشاورز صص 96 - 103) ). مسجد/ ویکی پدیا مسجد نیایشگاه و محل گردهمایی مسلمانان است. مسجد قدمتی به اندازه خود اسلام دارد. اولین مسجد با ورود محمد، پیامبر اسلام به مدینه در عربستان سعودی پایه‌گذاری شد. ساختمان مسجدها از بخش‌های گوناگون زیر تشکیل شده‌اند:  سردر-آستانه- گنبد- بارو- گلدسته- صحن یا میانسرا- حرم- محراب- رواق- بارگاه- چله‌خانه- حجره- شبستان- کتیبه- ستون- سرستون- طاق- خواجه‌نشین- آرامگاه- سنگ قبر http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF   تاریخ ورود: 10/8/91   توجه به معماری در ساخت بنای مساجد ضروری است/ سید علیرضا قهاری   ابوالحسن میرعمادی   حسین سلطان زاده   معماری مساجد نسبت به گذشته کمرنگ شده، به طوریکه در ساخت آن توسط متولیان حساسیت های لازم وجود ندارد. سیدعلیرضا قهاری، رئیس انجمن مفاخر معماری ایران گفت: با ورود اسلام به ایران، ساخت مساجد در کشور آغاز شد که یکی از نخستین مساجد ایرانی مسجد فهرج یزد اشاره کرد. وی افزود: بر روی معماری مساجد از یکصد سال اخیر آن طور که باید کار نشده، وقتی صحبت از معماری دوران معاصر می کنیم، مساجد جای شایسته خود را در بین سایر بناهای معماری ندارد. باشکوه ترین دوره ای که می توان از بنای فاخر معماری مساجد نام برد، مربوط به دوره صفوی است. در دوره قاجار این معماری کمرنگ شده و در دوره معاصر نیز تقریبا سبک معماری خاصی برای مساجد نداریم. قهاری تصریح کرد: مساجدی که امروزه ساخته می شوند، تقلیدی از دوره های گذشته است، به طور کلی مباحث مربوط به نمادهای فرهنگی در کشور کمرنگ شده و به طبع آن معماری مساجد نیز کمرنگ شده است؛ به ویژه در مراکز آموزشی و در مراجع تصمیم گیری در مورد ساخت بناهای مساجد حساسیت لازم وجود ندارد. رئیس انجمن مفاخر معماری ایران گفت: در مراکز آموزشی و در مراجع تصمیم گیری در مورد ساخت بناهای مساجد و معماری آن حساسیت های لازم وجود ندارد. بنای مساجد همپای بناهای مدارس بیشترین نوع ساخت و ساز در بناهای عمومی کشور محسوب می شوند، بنابراین اگر به این نوع معماری توجه نشود، الگوی مورد نیاز برای ساخت این بناها ارائه نخواهد شد. وی افزود: با وجود آنکه در ساخت بناهای مساجد بیش از 16 تصمیم گیرنده در کشور وجود دارد، به علت عدم مدیریت واحد بین این سازمانها و وجود سلایق شخصی هنوز به الگوی واحد یا شاخصه های مشخص در زمینه معماری مساجد همان طور که در گذشته با فرهنگ، اقلیم، تکنولوژی زمان خود ساخته می شد، نرسیدیم. معمولا مساجد امروزی مشابه مساجد دوره قبل ساخته می شود بدون آنکه فرهنگ معاصر و اقلیم در نظر گرفته شود. معماران در ساخت مساجد امروزی نقش تعیین کننده ای ندارند پرویز مختاری معمار، در ادامه افزود: معماری مساجد در شرایط فعلی تقلید گذشته بوده و کارها ضعیف تر است. امروزه محل ساخت مساجد درست انتخاب نمی شود. وی تصریح کرد: در ساخت بناهای مذهبی باید معنویت، تعالی و جاودانگی رعایت شود، اما در بیشتر مساجدی که امروز ساخته می شوند، این موضوع حس نمی شود، در گذشته به خصوص در دوره صفویه این معنویت در مساجد دیده می شد که می توان به مسجد شیخ لطف الله اصفهان اشاره کرد. مختاری گفت: در ساخت مساجد امروزی معماران نقش تعیین کننده ای ندارند و دستشان باز نیست که خلاقیت و نوآوری به کار ببرند و آن اراده ای که در ساخت مساجد حاکم است، معماران را مجبور می کند تا از گذشته تقلید کنند. وی افزود: در حال حاضر متولیان ساخت مساجد می گویند مساجد باید بر طبق گذشته ساخته شود و کسانی هم که می خواهند مسجد بسازند، تحت تاثیر شرایط موجود قرار می گیرند و براین اساس می سازند، بدون آنکه فرهنگ امروزی را در نظر بگیرند؛ به همین دلیل مسجدی نمی بینیم که متناسب با اندیشه و فرهنگ متعالی زمان باشد. مساجد باید به شکل مربع یا مربع مستطیل ساخته شود ابوالحسن میرعمادی، عضو انجمن مفاخر معماری ایران درباره تاریخچه معماری مساجد گفت: اولین الگوی ما در ساخت مساجد، مسجد حضرت محمد (ص) بود که در شهر مدینه ساخته شده و به عنوان نخستین و قدیمی ترین مسجد در جهان مطرح است. این الگو کم کم وارد کشورهای اسلامی می شود، از جمله ایران که در کشورمان این الگو براساس معماری ایرانی فرم می گیرد. معماری ایرانی با سابقه تاریخی که داشته، در ساخت مساجد اثرگذار بوده است. وی افزود: یکی از ویژگیهای مساجد این است که ایده اصلی اسلام که مساوات و سادگی در ساخت آن رعایت شود به همین دلیل در گذشته مساجد به شکل مربع و مربع مستطیل می ساختند اشکان پنج ضلعی و هشت ضلعی بیشتر در ساخت مقابر و آرامگاه ها به کار می برند، صفوف نمازگزار باید به صورت منظم باشد بنابراین مساجدی که در دوران معاصر ساخته می شود به صورت هشت ضلعی بوده و در حقیقت برداشت غلطی کرده اندو مثل آرامگاه ها ساخته اند. میر عمادی تصریح کرد: در گذشته مساجد مرکز اجتماعات بوده و فعالیتهای اقتصادی و اجتماعی در آن صورت می گرفته و علوم مختلفی در آن تدریس می شده و فضایی برای تفکر و مطالعه بوده است، اما امروزه مساجد تنها به مکانی تبدیل شده اند برای نماز خواندن که ساعتی بسته و ساعتی باز است. وی درباره نحوه ساخت مساجد امروزه گفت: مسجد سازی یک رشته تخصصی است به نظر من در طراحی مساجد باید نگاه تخصصی شود تا بتوانیم مساجدی را که شایسته دینمان اسلام است بنا کنیم. عضو هیئت مدیره انجمن مفاخر معماری ایران افزود: متاسفانه در حال حاضر فضاها و ارتباطی که در بخشهای مختلف یک مسجد در گذشته وجود داشت در حال حاضر رعایت نمی شود. طبیعتا هیچ جوان و آدم متفکری را جذب نمی کند در حالیکه کشورهای اسلامی بر روی این مسائل کار کرده اند، ما باید یک نهضت جدیدی در بازنگری و اهمیت نحوه ساخت مساجد بدهیم و به طراحی مسجد به عنوان تخصصی فوق العاده اهمیت بدهیم تا بتوانیم به شان معماری ایرانی و اسلامی برسیم. مساجد تجلی گاه ویژگیهای فرهنگی و هنری جهان اسلام به شمار می آید دکتر حسین سلطانزاده عضو هیئت علمی دانشکاه معماری واحد تهران مرز گفت: طراحی مکانهای مقدس مذهبی در همه ادیان از مهمترین طرحها و فضاها محسوب می شود،چون تجلی جنبه های هنری و نماد پروازی هر دینی را در این مکانها می بینیم در حقیقت مساجد مهمترین تجلی ویژگیهای فرهنگی و هنری جهان اسلام به شمار می آید. وی افزود: مساجد به انواع گوناگون مساجد جامع، ناحیه ایف محله ای و نمازخانه ای تقسیم بندی می شود، مساجد جامع به این جهت اهمیت دارند که در طول تاریخ بیشترین سرمایه گذاری مالی، معنوی و هنری برای طراحی آنها صرف شده به همین دلیل در ایران و کشورهای اسلامی بیشترین تجلیات هنری را می توان در مساجد دید، به عنوان نمونه در حوزه کاشیکاری، آجرکاری و گچبری بهترین ابداعات در مساجد مشاهده می شود. سلطانزاده تصریح کرد: نکته مهمی که در طراحی مساهد وجود دارد، این است که علاوه بر ویژگیهای فرهنگی، هنری و دینی طرحهای ملی در طراحی مساجد معاصر در نظر گرفته به گونه ای که متناسب با شرایط امروز باشد، به عبارتی دیگر مساجد امروز نه تنها باید در ادامه مساجد کهن باشد بلکه لازم است ویژگیهای این دوره نیز در آنها منعکس شود. وی با اشاره به اینکه تقلید از گذشته به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیازهای کنونی و آینده باشد، گفت: مساجدی که به طور عمده به تقلید از گذشته ساخته می شوند کمتر ابداعات هنری در آن به چشم می خورد، این نوع از فضاها به لحاظ خلاقیت هنری قالبا در سطحح عالی ارزیابی نمی شود و نشان دهنده تکامل طراحی معاصر نیست. نوع دیگری از مساجدی که ساخته می شوند ارتباط فرهنگ با اصول طراحی گذشته به خوبی لحاظ نمی شود و نوعی گسست فرهنگی و هنری در آنها دیده می شود به نظر می رسد این نوع مساجد نیز به حد کافی تداوم بخشنده فرهنگ معماری ایرانی و اسلامی نیست. عضو هیئت علمی دانشکده معماری واحد تهران مرکز افزود: مساجدی هم هستند که در طرالحی آنها از ویژگیهای معماری سنتی ایرانی استفاده و در عین حال تلاش می شود ابداعات هنری متناسب با دوره معاصر در آنها شکل گیرد به نظر می رسد این گروه از مساجد می توانند بالقوه امکان توسعه طراحی مساجد معاصر را فراهم کند. http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86/%D8%A8%D9%86%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AC%D8%AF/   تاریخ ورود: 10/8/91   درآمدی بر معماری مساجد/انوشه منصوری در طول تاریخ معماری ایران، مسجد همیشه از ارزش و توجه خاصی برخوردار بوده است و بدون اغراق در برگیرنده تمام خلاقیت‌های هنرمندان مسلمان است. برخلاف شلوغی و ازدحام جمعیت در محیط بازار، فضای باز مسجد با هماهنگی و نظم نقش‌ها، کتیبه‌ها و رنگ‌ها، محیطی با عظمت همراه با خلوص معنوی پدید آورده است. با تاکید قرآن مجید بر ساخت و نگهداری مساجد، از همان دوران صدر اسلام اهتمام ویژه‌ای مصروف مسجدسازی گردید و این اهتمام در دوره‌های بعدی نیز تداوم یافت. بنیان نخستین مسجد با دست گرامی پیامبر اسلام(ص) در سال اول هجری در مدینه نهاده شد و پس از آن با گسترش اسلام مساجد بی‌شماری بنا شدند. این مساجد در ابتدا بسیار ساده طراحی شدند ولی با گذشت زمان و تاثیر سنت‌های معماری ملل مختلف،‌ بناهای با شکوهی پدید آمد. در مورد اولین مسجد ساخته شده در ایران اطلاعات زیادی در دست نیست ولی مسجد جامع فهرج یزد و مسجد تاریخانه دامغان که هر دو در قرن دوم هجری بنا شده‌اند جزء قدیمی‌ترین مساجد ایران به شمار می‌روند. متاسفانه سیر تحول هزار ساله معماری مساجد در دوره اخیر دچار رکود گشته و هر چند هنوز هم مساجد زیادی ساخته می‌شود اما به جز تعداد بسیار محدودی بقیه از نظر هنر و فن معماری فاقد اصالت و ارزش‌های معماری اسلامی هستند. امروزه علی‌رغم پیشرفت‌های فنی در زمینه‌های مختلف معماری مدرن، هیچ‌کدام از مساجد نوبنیاد قابل مقاسه با مساجد دوره‌های گذشته نیستند. شاید از مهمترین علل آن عدم شناخت معماران تحصیل کرده امروزی از تجارت گرانقدر معماران و استادکاران معماری اسلامی باشد. تحقیق و پژوهش در همه ابعاد معماری مساجد، مکتوب ساختن تمام دانسته‌های معماری اسلامی، شناسایی و معرفی تمام بناهای تاریخی و همچنین تلاش در جهت حفظ و تعمیر آنها می‌تواند روند جدیدی در معماری مساجد ایران ایجاد نماید. http://ammi.ir/اخبار-و-مقالات/مقالات-معماری-و-شهرسازی/معماری-مساجد/ تاریخ ورود: 11/8/91   آشنایی با نمونه هایی از مساجد ایران در همشهری http://hamshahrionline.ir/details/82929 تاریخ ورود: 12/8/91   3- فضای عمومی و خصوصی 3-1 کتاب فضاهای عمومی و خصوصی شهر/علی مدنی پور-ترجمه فرشاد نوریان تهران: شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری، 1387 معرفی: ملیحه درگاهی تفکیک محیط زندگی به عرصه های خصوصی و عمومی از مؤلفه های کلیدی است درباره ی اینکه چگونه اجتماع خود را سازماندهی کنیم. این تقسیم بندی از قدیمی ترین سکونتگاهها تا کلانشهر های کنونی، قابل مشاهده بوده است؛ تقسیم بندی که هم ارتباطات اجتماعی را منعکس می کند و هم به آن شکل می دهد. اما این تقسیم بندی ساده و صرفا متضاد نیست بلکه طیف وسیعی را در بر می گیرد که دامنه ای از خصوصی ترین تا عمومی ترین عرصه های جامعه و فضای شهری، است. در واقع نحوه ی تفکیک فضا و همینطور رابطه بین عرصه های عمومی و خصوصی انعکاسی از روابط اجتماعی بوده وشاخص چگونگی و نحوه ی سازماندهی اجتماع است. بنابر این تفکیک فضا و اجتماع به عرصه های عمومی و خصوصی بر حالت روحی افراد تأثیر می گذارد، به رفتاری وی نظم می بخشد و ساختاری با دوام بر جوامع بشری و فضاهایی که این جوامع را در اختیار خود میگیرند، می افزاید. در کتاب پیش رو سرشت عرصه های عمومی و خصوصی اجتماع و رابطه بین این دو عرصه مورد بررسی قرار می گیرد. برای درک چگونگی این تفکیک بررسی مورد نظر علاوه بر فضای ملموس و کالبدی جوامع بشری، بخشی مهم از زندگی اجتماعی بشر را تشکیل داده و در بطن اینکه مردم چگونه با یکدیگر در جوامع زندگی می کنند، قرار گرفته است. اینکه چگونه افراد خود و دیگران را از هم تفکیک می کنند و به آنها معنا می بخشند. بنابراین طبیعت و رابطه بین فضاهای خصوصی و عمومی شهر و معنای اجتماعی و روانی این فضاها موضوع اصلی کتاب است. اهمیت ویژه ای که کتاب دارای آن است پرداختن به عرصه های خصوصی و عمومی به صورت توأمان می باشد. خصوصی و عمومی مفاهیمی هستند که تنها در ارتباط با یکدیگر و در مجاورت هم جنبه ی معقولانه می یابند، زیرا مفاهیمی هستند که به طور متقابل وابسته به یکدیگرند. این کتاب دیدگاهی پویا و یکدست به هر دو عرصه داشته به گونه ای که بین هر دو عرصه حرکت کرده و بررسی هر عرصه را به تنهایی و از درون عرصه ی دیگر، فراهم آورده است. مباحث مربوط به گونه ای سازماندهی شده که از فضای خصوصی و داخلی ذهن آغاز و در نهایت به فضای عمومی و غیر شخصی شهر منتهی می شود. فصل های این کتاب شامل عناوین ذیل هستند: مقدمه فصل 1  فضای شخصی بدن فصل 2  فضای انحصاری ملک فصل 3  فضای صمیمی خانه فصل 4  استفاده از فضای بین شخصی برای معاشرت با دیگران فصل 5  فضای جمعی در محله فصل 6  فضای کالبدی و نهادینه شده در محیط مشترک فصل 7  فضاهای غیر شخصی شهر فصل 8  فضاهای عمومی و خصوصی شهر فصل اول کتاب با عنوان فضای شخصی بدن، توجه اصلی به بدن یعنی به فضای باطنی و فردی و نیز فضای کالبدی-روانی، دارد. این فصل از کتاب مباحث متناظری را که درباره ی رابطه بین خود و دیگران مطرح است، بیا می کند. به عنوان مثال در نظر دکارت ذهن غیر کالبدی است و تمایز واقعی با بدن دارد. بسیاری از صاحب نظران این دو گانگی را زیر سؤال برده اند که از جمله ی آنها می توان به فروید اشاره کرد. نظریه های فروید که ریشه در آرمانگرایی آلمانی و تفکرات نیچه دارد امکان نقد روانشناسانه ی فرد را فراهم می آورد. به نظر می رسد ضمیر آگاه و ناآگاه، ذهن و بدن، به عنوان تجلی گاه عمیق قلمروهای خصوصی و عمومی، ارتباط و استمراری قویتر از آنچه بتوان با یک تمایز ساده بین آنها بیان کرد، با یکدیگر دارند. در این فصل همچنین مطرح می شود که چگونه افراد با خود و با جهان اطراف خود رابطه برقرار می کنند و چگونه روشهای گوناگون تحلیل مذکور به دیدگاههای مختلف درباره ی فضای شهری و تعیین حد و حدود عرصه های عمومی و خصوصی می انجامد. از جمله این دیدگاه ها نظریات ادوارد هال بویژه در ارتباط با فضای شخصی است. وی در رابطه با نحوه ی بکارگیری و تفسیر فضا توسط مردم مقوله ی فرهنگی را گشوده است. هال روابط بین شخصی و متعاقب آن فضای بین افراد را به چهار دسته تقسیم کرده است: صمیمی، شخصی، اجتماعی و عمومی. " او معتقد است که نوع برقراری ارتباط اصی زیر بنایی فرهنگ را تشکیل می دهد، برای هال فاصله ی شخصی یک عرصه یا حباب محافظی است که یک موجود زنده بین خود و دیگران برقرار می کند" (ص 38). این فصل در ادامه به بررسی طبیعت و ابعاد فضای شخصی و نقشی که در شکل گیری عرصه های خصوصی و عمومی ایفا می کند، می پردازد. اهمیت فضای شخصی ین است که نه تنها یک قلمرو فردی بلکه بخشی از فضای گروهی را معنا می بخشد و فقط در زمینه ی رویارویی های اجتماعی و نه به عنوان یک قلمرو مطلق شکل می گیرد. " فضای شخصی عرصه ای دینامیک و دائما در حال تغییر است که متکامل شده و بر اساس او ضاع و احوال و موقعیتی که فرد خود را در آنها می یابد، قبض و بسط می یابد" (ص55). فصل دوم یک قدم فراتر می گذارد و فضای قابل رویت و ساکن عرصه ی خصوصی یعنی ملک خصوصی را مورد بررسی قرار می دهدو ملک شخصی در واقع موجودیتی نهادینه شده و حقوقی است که ابعاد شخصی و غیر شخصی را در هم ترکیب می کند. در ابتدای فصل تعریفی از عرصه خصوصی و فضای خصوصی ارائه می شود و سپس حقوق مرتبط با حریم خصوصی از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار می گیرد به عنوان مثال بر اساس ماده ی 12 بیانیه ی جهانی حقوق بشر " به هیچ وجه نباید دخالت ناموجه در حریم خصوصی، زندگی، خانه یا ارتباطات فرد یا زیر پا گذاشتن حرمت و عابروی وی صورت گیرد. هر فرد حق دارد که علیه اینگونه دخالت ها یا تجاوزها تحت حمایت قانون قرار گیرد " (ص62). این فصل در ادامه به مفاهیم قلمرو و رفتار قلمروی می پردازد. کنترل مستمر بر بخش های خاص از فضای کالبدی توسط فرد یا یک گروه منجر به شکل گیری قلمرو می شود و مجموعه ای از رفتارها و ادراکاتی که یک فرد یا گروه بر اساس حس مالکیتی که نسبت به فضای کالبدی دارد، ابراز می کند، رفتار قلمروی عنوان می گیرد. این بحث با مطالعه درباره ی کنترل نهادینه شده انسان بر فضا که از طریق قانون به رسمیت در می آید و توسط محدوده های فیزیکی محافظت می شود دنبال می گردد. در اینجا اهمیت ملک خصوصی و عرصه ی خصوصی و حفاظت از آنها از دیدگاه رویکردهای مختلف نظری، مورد بررسی قرار می گیرد. به عنوان مثال جان لاک به مالکیت به عنوان حق طبیعی نگاه کرده و معتقد بود که مالکیت حقی است که ورای قراردادهای اجتماعی مطرح بوده و نمی تواند در معرض چانه زنی قرار گیرد. در نهایت فصل با طرح مبحثی درباره ی مرز و محدوده ها به عنوان ابزاری که توسط آن فضای کالبدی به خصوصی و عمومی تفکیک می شود و نیز نقد عرصه ی خصوصی از دیدگاه عرصه ی عمومی و همزمان نقد عرصه ی عمومی از دیدگاه عرصه ی خصوصی، پایان می یابد. در فصل 3 با عنوان فضای صمیمی خانه، خانه به عنوان یک نماد ذهنی و همینطور تجلی عینی قلمرو خصوصی تلقی شده و مورد بررسی قرار می گیرد. این بررسی در دو بعد که از هم متمایز و در عین حال وابسته به هم هستند، صورت می پذیرد. بعد اول خانه را به عنوان فضای صمیمی می شناسد، فضایی که به ساکنینش فرصت می دهد د راجتماعی ه رسمیت داشته و قانونی است اظهار وجود کنند. خانه مکانی است که در آن هویت شکل می گیرد و بسیاری از خاطرات از آن ریشه می گیرند. خانه د رواقع به مثابه نقطه ی مرجعی می ماند که فرد از طریق آن مرجع می تواند موقعیت خود را در جهان بیاید. در اینجا سؤالی که از جانب نویسنده مطرح می شود این است که  در چنین صورتی بیخانمان ها چگونه مسیر و موقعیت خود را می یابند و از کدام حقوق می توانند بهره مند شوند؟ بعد دوم درون خانه را به عنوان عرصه ای فضایی-اجتماعی در نظر گرفته که در آن تغییر روابط متقابل شخصی و خصوصیات کالبدی خانه در طی دوران های مختف اشاره به پیچیدگی و بحث انگیز بودن موضوع حریم خصوصی دارد. در این زمینه دگرگونی هایی که در مفهوم خانواده و فضای خصوصی خانه در طی قرون وسطی، دوران مدرن و دوران معاصر، بوجود آمده است مورد ارزیابی قرار گرفته اند. " همراه با ظهور خود فردی شده در دنیای مدرن بعد از قرون وسطی، خانه از کانون زندگی اجتماعی  به زمینه ای برای گسترش زندگی خصوصی فرد و خانواده ی هسته ای تبدیل شد" (ص101). از نمونه های ساخت و ساز مدرن می توان به مدل خانه ی جرجیایی اشاره کرد. در این خانه ها هم بخش های عمومی و خصوصی خانه از یکدیگر جدا بود و هم برخی فعالیت ها را درون فضایی مشترک در خانه قرار می داد. نمونه دیگر جداسازی عملکردی فضای درون خانه بود که منتج از خردگرایی ابزاری بود و باعث انطباق جنبه های اجتماعی و زیبایی شناسی بر هم شد. در ادمه ی فصل به ذکر انتقادهایی که از جانب مارکسیست ها و فمینیست ها بر این شیوه های ساخت و ساز مدرن وارد شده، پرداخته می شود. آنان عقیده داشتند تمایز میان عرصه ی خصوصی و عمومی امر یطبیعی نیست بلکه ساخته و پرداخته ی جامعه است. در انتهای فصل خانه و خانواده به عنوان نهادهایی معرفی می شوند که بین عمومی و خصوصی و بین غیر شخصی و شخصی، وساطت می کنند. فصل چهارم قدم به عرصه ی عمومی با فضاهای آشکار می گذارد، روندی که تا انتهای کتاب ادامه می یابد. در ابتدای این بخش برای شناسایی ابعاد و لایه های مختلف فضای عمومی، معانی این واژه مورد بررسی قرار می گیرند. لغت عمومی که از واژه ی لاتین populous به معنی «مردم» گرفته شده، معانی گسترده ای دارد که از یک گروه کوچک آغاز شده و تا کل بشریت را در بر می گیرد. به دلیل ابهاماتی که در تعریف این واژه وجود دارد در این کتاب عرصه ی عمومی نه بر اساس تعریفی که نهادهای حکومتی از آن ارائه می کنند بلکه آن طور که درون جامعه عملا تجلی می یابد، در نظر گرفته شده است. در اینجا عرصه ی روابط بین شخصی بجای روابط غیر شخصی که بیشتر در رابطه با حکومت مطرح می شود، مورد توجه است. بدین ترتیب چگونگی شکل گیری روابط اجتماعی در عرصه ی عمومی و بر پایه ی روابط رسمی از قرون وسطی بدین سو مورد ارزیابی قرار می گیرد. دیوید هیوم و آدام اسمیت این جهت گیری را مثبت ارزیابی کرده و معتقد بودند با این روند " امکان این فراهم شد که تودهی چهره های نا آشنای غریبه ها به صورت «تماشاگران بی طرف» در آیند تا «جذبه ی عشق افراطی به خود» و خود پرستی را قدری کنترل کنند" (ص138). هابرماس معتقد است که پارادایم مراودات و تعاملات اجتماعی در چارچوب فعالیت های کوچک مقیای بازار شکل گرفته و اکنون توسط ارتباط های غیر شخصی و پیچیده بویژه در فضای الکترونیکی جایگزین شده است. "به رغم این انتقادات و با توجه به ظهور مراودات و تعاملات غیر شخصی، برقراری ارتباط رودررو و شخصی همچنان به عنوان قویترین شکل ارتباطات پا بر جا مانده است" (ص141). در واقع آنگونه که در این فصل مطرح می شود آداب و رسوم و عرف خاصی که در قرون وسطی عاملی برای روابط بین شخصی در میان غریبه ها به شمار می رفت در واقع گویای یک ظاهر اجتماعی و نقابی بود که بین نیروهای اجتماعی و بیولوژیک به منظور ایجاد زیر ساخت اجتماعی برای تسهیل تعاملات به صورت واسطه عمل می کرد. در این زمینه نظریات اروینگ گافمن و ریچارد سنت در ارتباط با مدل نمایشگرایانه مورد بررسی قرار می گیرند. ضعف هایی که این نظریات دارند از جمله؛ جداسازی دکارتی قلمرو عمومی از «خود»، تأکید بر نقاب و بی توجهی به عاملی که در پشت نقاب قرار گرفته، تأکید اجتماعی غیر تاریخی آن، دلگرم بودن به عرف و عدم توجه به مسائل هنجاری و تمایلش به روابط اجتماعی زیبایی شناسانه، هستند. در فصل پنجم با عنوان فضای جمعی در محله به الگوهای مختلف برای محله های شهری و مفهوم طراحی و برنامه ریزی محله و نقش طراحی فضای عمومی در برنامه ریزی محله، پرداخته می شود. از جمله طرحهایی که در جهت شکل دهی به محله به عنوان فضای خصوصی صمیمی ورای خانه، برنامه ریزی شده اند طرح دهکده های شهری هزاره در انگلستان و نوشهر گرایی در ایالات متحده، هستند. این محیط های کوچک شهری و فضاهای عمومی آنها نمایانگر و شکل دهنده ساختار اجتماعی و کالبدی منسجمی هستند که توسط طرفداران شهرگرایی خرد ترویج و تبلیغ شده اند. ولی سؤالی که مطرح شده این است که آیا گرایش مورد نظر موضوعی جدید است و یا تکراری؟ مثال های بسیاری از مدل های آرمان شهری تا دهکده های صنعتی و از سکونتگاههای مهجرین هنرمند تا حومه های سبز در طی دو قرن گذشته همگی حاکی از تلاش هایی برای ایجاد محله ی منسجم بوده اند. با این وجود " ممکن است گفته شود تأکید مجددی که بر محله می شود در راستای افزایش آگاهی نسبت به محیط انجام می گیرد و در پی شکل های پایدار شهری است"(ص170). برای روشن شدن این مطلب نویسنده به ذکر نمونه هایی از این گونه طرح ها پرداخته است ولی سؤالی که مجدد مطرح می شود این است که آیا غیر از پایداری محیط زیست دلیل دیگری برای اینکه برنامه ریزی از طریق محله انتخاب مطلوبیست وجود دارد؟ از جمله دلایل دیگر می توان اشاره به این داشت که تفکر تفکیک شهر به محله ها همچنین به عنوان وسیله ای برای مدیریت شهری و ابزاری برای فعالیت بازار آزاد به شمار می آید که در راستای فعالیت های صنعت ساخت وساز نیز دارای کاربرد است. متمایز کردن محله ها سبب متمایز کردن افرار از یکدیگر خواهد شد تا هم هویت بیایند و هم موقعیت اجتماعی برای خود بدست آورند، علاوه بر این وسیله است هم برای سازنده ها تا کالای خود را از دیگران متمایز کنند و هم برای شهر ها که در رقابت بازار جهانی صاحب برتری شوند. فصل 6 بر اهمیت عرصه ی عمومی به عنوان مفهومی وسیعتر که بر شکلگیری جامعه ای دموکراتیک تأثیر می گذارد، متمرکز شده است. در این بررسی نویسنده از دیدگاههای برخی صاحبنظران همچون، هانا آرنت، یورگن هابرماس، چارلز تیلور و سیلا بن حبیب که به عرصه ی عمومی پرداخته اند، بهره برده است. آرنت و هابرماس بر این عقیده اتفاق نظر دارند که عرصه ی عمومی، عرصه ای سیاسی است. اگرچه آرنت فضای کالبدی را در تحلیل خود گنجانده بود اما هابرماس بیشتر بر رسانه های چاپی به عنوان نهادی برای برقراری مناظرات عمومی تأکید داشت. آرنت و هابرماس هر دو نسبت به کیفیت عرصه ی عمومی در دولت شهر یونان باستان و دوران روشنفکری اروپای غربی قرن 18، احساس نوستالژیک دارند و هر دو درباره ی گسترش جامعه ی توده ای، دیدگاه مثبتی ندارند. گ آنچه هر دو نادیده می گیرند این است که عرصه ی عمومی مورد علاقه ی آنها مبتنی بر نخبه گرایی بوده و در صورتی می تواند کار و رشد کند که اکثریت جمعیت مردم بیرون نگه داشته شوند" (ص207). تیلور تعریفی استعاری از عرصه در جوامع پیچیده ارائه می کند، وی بدون آنکه درگیر نوستالژی شود، بر اصالت عرصه ی عمومی در جامعه ی آزاد تأکید می ورزد. بن حبیب با آرمان های دوران جنبش روشنگری موافق است اما در ضمن معتقد است که آن آرمان ها را باید با چالش هایی که تفاوت ها به دنبال دارند، رو در رو کرد. به نظر وی مردم دموکراتیک به منظور شناسایی تشتت و تکثر درونی و برای تحمل تبعات و پیامدهای این تکثر، هویت خود را در عرصه ی عمومی بازآفرینی می کنند. مفهوم عرصه ی عمومی به عنوان وسیله ای برای دستیابی به اقدامات اشتراکی که در تفکرات اجتماعی و سیاسی مورد بحث قرار گرفته و فهمیده می شود نیز مورد توجه این فصل است. این فصل در ادامه به نقش فضا در شکل گیری عرصه ی عمومی و اینکه چگونه عرصه ی عمومی در سطوح غیر شخصی و فرا فضایی عمل می کند، پرداخته است. فصل هفتم در ابتدا به فضای عمومی غیر شخصی نظر انداخته و سپس تحول و انتقال فضای عمومی شهری را از هسته ی یکپارچه ی قصبه ها و شهرهای کوچک به حضور غیر شخصی و پراکنده ی فعلی در کلانشهر ها، مورد بررسی قرار می دهد. آگورای یونان باستان شاید یکی از معروفترین فضاهای عمومی در کل تاریخ باشد که میدان عمومی شهر و محلی برای گردهمایی مردم بوده است. " آگورا مکانی بوده که در آن فعالیت های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دوشادوش سایر فعالیت ها صورت می گرفته و به عنوان ظرفی فراگیر برای زندگی اجتماعی شهر تلقی می شده است" (ص223). به تدریج و همراه با رشد اندازه ی فضای شهری و تخصصی شدن آن این یکپارچگی جای خودرا به تنش میان فضای عمومی و خصوصی در شهر هی قرون وسطایی داد. شهر های قرون وسطایی در تقاطع مسیرهای تجارت شکل گرفته و فضای غیر دینی را برای تبادلات تجاری فراهم کردند. فضا در آنها بر اساس منافع تجاری که در رقابت با یکدیگر بودند شکل می گرفت. در بیان سیر تحول فضای عمومی شهر ها در ادامه ی این فصل به شهر متوازن و متقارن در دوران رنسانس و باروک می رسیم. " فضای عمومی در دوران رنسانس و باروک مانند ویترینی بود که با دقت به صورت متقارن طراحی شده و فضای خصوصی در پس ردیف های ساده اما مرتبی از نمای ساختمان ها پنهان می ماندند" (ص229). با شروع عصر وسایل نقلیه ی موتوری در قرن بیستم بعد کاربردی فضا غلبه پیدا کرد و بعد نمایشی آن از رونق افتاد. خیابان و محل عبود پیاده باید حذف می شد و مکانهای گردهمایی نیز درون ساختمانهای عظیم قرار می گرفت. دوران مدرن در پی این بود تا فضای عمومی را به شکل پارک در بین ساختمان های بلند مرتبه قرار دهد " البته این نوع فضا به خوبی تعریف نشده و بی استفاده باقی می ماند و نوعی فضای گمشده است، یعنی جایی که هیچ یک از عملکردهای فضایی عمومی قابل دسترس نیست" (ص231). در پایان این بخش نیز تلاشهای پست مدرنیزم برای تلفیق فضای کاربردی و نمایشی، اشاره ای کوتاه می شود. در ادامه ی این فصل سیر تاریخی این تحول در شهرهای غربی همراه با مشاهداتی در مورد فضاهای عمومی در شهر های آسیای شرقی و خاورمیانه دنبال می شود. آنچه در این شهر ها قابل ملاحظه است رابطه ی دوسویه بین فضاهای عمومی و خصوصی است. پس از این شهر مدرن و گسترش آن که با مشکلات جداسازی فضایی، قطبی شدن اجتماعی و خصوصی سازی فضا همراه بوده، مورد بحث قرار می گیرد. در طول تاریخ فضای عمومی شهر ها همواره نقش اصلی در زندگی اجتماعی شهرها ایفا کرده اند و چنانچه در انتهای این فصل به آن پرداخته می شود این فضاها می توانند بار دیگر نقش مهمی را در جذب و تشویق مردم به گرد هم آمدن که منجر به تحمل بیشتر یکدیگر و پیوند اجتماعی می شود، داشته باشند و البته از طرفی دیگر می توانند ابزاری برای بازاریابی برای مکان، به حساب آیند و بدین ترتیب نقش بالقوه ی آنها در افزایش پیوند اجتماعی و غنای فرهنگی تحلیل یابد. در فصل پایانی کتاب نیز تمامی موضوعات مطرح شده جمع بندی شده و به عنوان نتیجه گیری نهایی عنوان می شود که با ایجاد مرز بین دو قلمرو به منظور ایجاد رابطه ای متمدن می توان تهدید دخالت منافع خصوصی در قلمرو عمومی و تهدید تجاوز عمومی در عرصه ی خصوصی را به حداقل رساند و آن را مدیریت نمود. وجود یک مرز نفوذپذیر که به دقت شکل گرفته باشد و منافع و حقوق فردی را به رسمیت بشناسد و از آن محافظت کند همان چیزی است که یک محیط شهری غنی را از محیطی سردرگم و ناملایم متمایز خواهد کرد.  http://anthropology.ir/node/9668 تاریخ ورود: 10/8/91   3-2 فضای محله‌ای ، فضای گذار از خصوصی تا عمومی/ الهام منصوری چکیده: شهر پدیده‌ای است سازمان یافته جاری در فضا و زمان، منتج از در هم آمیختگی رفتارهای انسانی در محملی کالبدی . محلات صورتی از این سازمان پیچیده کالبدی - انسانی به شمار می‌آیند که در عرصه شهری نقشی مهم در هویت بخشی فردی و اجتماعی برعهده دارند. نقشی که تنها محدود به ایجاد هماهنگی در تجمع کالبدی بناها نمی‌شود بلکه بستری مؤثر در شناخت و بازیابی مفاهیم، نقش‌ها و عملکردها در طیفی از فضاها از خصوصی تا عمومی فراهم می‌آورد.  توجه به نظم و رابطه بین عناصر کالبدی ، عملکردی و زمینه های اجتماعی بوجود آورنده سلسله مراتبی از فضاها خواهد بود که مرز محلات را قابل شناسایی کرده و هویت فرد را در قالب استقلال فضای محله ای بارز می سازد. آنچه در این نوشتار به آن پرداخته می‌شود مروری است بر کتاب فضاهای عمومی و خصوصی شهر نوشته علی مدنی پور و تطبیق یافته ها و نتایج این کتاب با عرصه شهری محلات به عنوان نقطه آغازین سلسله مراتب عرصه های عمومی در مقیاس شهری. در مرور و بازیابی نتایج علمی این کتاب از متون مرتبط دیگر همچون نوشته های کریستیان نوربری شولتز نیز بهره گرفته شده و نهایتا بستر تجربی وضع موجود محلات شهری ما به عنوان لایه ای دیگر در تحلیل این مفاهیم به کار گرفته شده است. واژگان کلیدی: محله، فضای محله‌ای، فضای عمومی، فضای خصوصی، فضای گذار لینک متن کامل مقاله: http://anthropology.ir/node/10871 تاریخ ورود: 10/8/91   3-3 جامعه و فضاهای عمومی شهری/انجمن جامعه شناسی ایران گزارش نشست گروه جامعه شناسی شهر فضاهای عمومی و جامعه نقش فضاهای عمومی و معنای کنش‏هایی که در آن اتفاق می‏افتد، همواره به عنوان یک مساله در جوامع مختلف مطرح بوده است. گروه جامعه‏شناسی شهر انجمن جامعه‏شناسی ایران در یکی دیگر از نشست‏های خود این موضوع را مورد بررسی قرار داد. ورزشگاه‏ها و نقش آن‏ها در تخلیه‏ی هیجان‏های اجتماعی دکتر محسن صفابخش، عضو گروه شهر انجمن، در میزگرد فضاهای عمومی و جامعه‏، به بررسی مساله‏ی ورزشگاه‏ها را به عنوان یک فضای عمومی شهری، پرداخت. وی در بحث خود به بیان نتایج دو مطالعه‏ای که در سال‏های اخیر با موضوع "بررسی هنجارهای رفتاری در ورزشگاه‏ها" و "بررسی رفتارهای جمعی هواداران دو باشگاه پرسپولیس و استقلال" انجام داده،پرداخت. او ضمن بیان هدف اصلی این مطالعات با عنوان گونه‏شناسی و سبب‏شناسی رفتارهای هواداران تیم‏ها، گفت: در اینجا ورزشگاه را به عنوان فضایی عمومی در نظر می‏گیریم و فرض بر این است که در آن فردی که طی روزهای عادی مثل عموم مردم زندگی می‏کند، وقتی که هنگامی که در انبوه خلق و در جایگاه تماشاگران بازی قرار می‏گیرد و روح جمعی بر وی حاکم می‏شود، ممکن است دست به رفتارهای پرخاشگرانه بزند. صفابخش روش تحقیق خود را با توجه به ماهیت موضوع، اسنادی، پیمایشی و میدانی ذکر کرد و گفت که جامعه‏ی آماری این تحقیق کلیه‏ی هواداران حاضر در ورزشگاه در زمان انجام دیدار رفت دو باشگاه پیروزی و استقلال بوده که تقریباً حدود 000/100 نفر را تشکیل می‏دادند و از میان آنها، 382 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده است. وی در بیان برخی یافته‏های تحقیق خود، گفت: حدود 80% جمعیت مورد مشاهده‏ی ما در فاصله‏ی سنی کمتر از 25 سال قرار داشته‏اند. سطح تحصیلات حدود 48% از جمعیت نمونه، کمتر از دیپلم، 6/41% دیپلم و سایرین (حدود 15%) بالاتر از دیپلم بوده‏اند. حدود 5/43% افراد مورد مصاحبه شونده، شاغل و اغلب در مشاغل فنی مشغول به کار بوده‏اند. 34% نیز دانش‏آموز یا دانشجو بوده‏اند. صفابخش افزود: اغلب افراد در پاسخ به این پرسش که اگر باشگاه مورد علاقه‏ی شما از تیم رقیب شکست بخورد، چه واکنشی نشان می‏دهید؟ گفته‏اند سعی می‏کنند مسأله را فراموش کنند. حدود 16% اظهار کرده‏اند که دچار یأس و سرخوردگی شده و 11% اذعان کرده‏اند که در اثر ناراحتی، دست به اعمال خشونت‏آمیز می‏زنند. هچنین در این پژوهش، از افراد سؤال شده بود که آیا شما تا به حال در طول بازی‏ها احساس اجحاف کرده‏اید؟ حدود 82% از تماشاگران گفته‏اند که معتقدند در حق تیم آن‏ها اجحاف شده است که این موضوع، براساس تئوری‏های تحقیق می‏تواند مستقیماً به پرخاشگری و تخریب منجر شود. این در حالی است که حدود 35% از افراد، خود اذعان کرده‏اند که در چنین شرایطی، ممکن است دست به رفتارهای پرخاشگرایانه و تخریبی بزنند. 4/31% اظهار کرده‏اند که بر علیه تیم مقابل شعار می‏دهند. حدود 18% نیز گفته‏اند که حتی ممکن است با تیم رقیب خود به صورت فیزیکی درگیر شوند. 5/14% اظهار کرده‏اند که نسبت به تیم مقابل و داور فحاشی می‏کنند. 3/6 هم به کادر مربی‏گری و بازیکنان فحاشی کرده و همین تعداد نیز اذعان کرده‏اند که اشیاء و یا مواد محترقه را به داخل زمین پرتاب می‏کنند. 5% نیز گفته‏اند که در زمان بازگشت به شهر انتقام خود را از اتوبوس‏ها و خودروهای جمعی می‏گیرند و 8/3% هم در مسیر راه خود در بسیاری از موارد به تخریب تأسیسات و اموال عمومی می‏پردازند. وی ادامه داد: اغلب افراد، یعنی حدود 5/41% ، گفته‏اند که احساس قدرت و شکست ناپذیری در جمع، از مهم‏ترین عوامل مؤثر در بروز واکنش‏های پرخاشگرایانه در میان آنان است و این مسأله یکی از مواردی است که در تئوری‏های نظری در ویژگی‏های ”انبوه خلق“ به آن‏ اشاره می‏شود. 5/27 در این زمینه تقلید از دیگران را به عنوان یکی از عوامل موثر معرفی کرده و حدود 22% اظهار کرده‏اند که احساس افسردگی می‏کنند و معمولاً خشم خود را به درون می‏ریزند. این محقق افزود: یکی دیگر از ویژگی‏های انبوه خلق در تئوری‏ها، احساس وجود احتمال کم دستگیری در جمع و یا اعمال مجازات‏های بسیار سنگین در مقابل خلاف‏های آنهاست که هر دو در این پژوهش تأیید شده است. صفا بخش در ادامه‏ی گزارش خود، با بیان این‏که نیمی از جمعیت نمونه معتقدند که افراد رفتارهای تخریبی را در ورزشگاه یاد گرفته‏اند، گفت: از افراد پرسیده شده بود که در صورت پیروزی تیم مورد نظر، در خاتمه‏ی مسابقه چگونه رفتار می‏کنند. در پاسخ حدود 42% گفته‏اند که در حمایت از تیم خود شعار می‏دهند. حدود 22% در سطح شهر به رقص و پای‏کوبی می‏پردازند. 5/19% در محلات خود، شیرینی پخش می‏کنند و حتی تانیمه‏های شهر شادی می‏کنند. 7/14% اظهار کرده‏اند که در صورت برنده شدن تیم خود به تمسخر رقیب می‏پردازند و حدود 1% نیز اعلام کرده‏اند که همچنان به رفتارهای تخریبی ادامه می‏دهند. وی نتایج آزمون فرضیات پژوهش خود را این‏گونه شمرد: در این تحقیق، فرضیات ما مبنی بر وجود رابطه‏ی معنادار بین سن و رفتار خشونت‏بار و رابطه‏ی میان عوامل ایجاد کننده‏ی نارضایتی در ورزشگاه و دست زدن به اعمال تخریبی، تأیید شده است. از جمله عوامل ایجاد کننده‏ی نارضایتی در ورزشگاه، معطلی‏های زیاد تماشاگران، بازرسی‏های متعدد، درگیری‏ها و کتک‏کاری‏ها و فحاشی‏های فراوان، عدم وجود برنامه‏های اوقات فراغت، فقدان وجود دستشویی‏ها و توالت‏های عمومی، مواد غذایی نامناسب و عدم وجود آب آشامیدنی است. دکتر صفابخش افزود: برخی دیگر از فرضیات این تحقیق، مانند مسأله‏ی قرار گرفتن در انبوه خلق و تاثیرگذاری آن بر بروز رفتارهای خشونت‏آمیز، افزایش میزان گستاخی تماشاگران در فضای ورزشگاه و همچنین بالاتر بودن نرخ دست زدن به فعالیت‏های تخریبی در میان کسانی که نشریات ورزشی را از چند روز قبل مطالعه می‏کنند، نیز تایید شده است. وی در نتیجه‏گیری از بحث خود گفت: جامعه‏ی ما با سه تجربه، یکی انقلاب، دیگری جنگ تحمیلی و پیامدهای حاصل از آن و سوم بحران گذر از سنت به مدرنیته، در سال‏های اخیر روبرو بوده است. این سه عامل باعث شده که به طور کلی، نرخ رفتارهای خشونت‏آمیز و حتی تخریبی در جامعه بیش از حد معمول باشد. درواقع، در حالی که در چنین جامعه‏ای باید مجراهایی برای تخلیه‏ی خشونت‏ها و هیجان‏ها وجود داشته باشد؛ ولی متأسفانه در چنین وضعیتی، نه نهادهای مدنی و نه دولتی هیچ اقدامی در این راه انجام نداده‏اند. صفابخش در عین حال، یکی از راه‏کارهای مورد نظر خود را برای کاهش خشونت در ورزشگاه‏ها، این‏گونه بیان کرد: در بیشتر نقاط دنیا، باشگاه‏ها و ورزشگاه‏ها خصوصی هستند. به نظر من، خصوصی کردن آن‏ها در ایران و فروش سهام حاصله به تک‏تک هواداران، می‏تواند در حل بسیاری از مشکلات مؤثر باشد. به بیان دیگر، ما وقتی می‏توانیم شعار ”ورزشگاه ما، خانه‏ی ما“ را سر دهیم که هواداران را در همه‏چیز سهیم کرده و حتی برقراری نظم و انضباط را نیز به آن‏ها واگذار کنیم. سالن‏های سینما در شهرهای معاصر ایران دکتر پرویز اجلالی عضو هیات علمی دانشگاه آزاد، دیگر سخنران این نشست بود که با طرح بحث درباره‏ی "سالن‏های سینما در شهرهای معاصرایران"، به مساله‏ی فضاهای عمومی و جامعه پرداخت. وی در مقدمه‏ی بحث خود توضیح داد که از سال 1368، سینما را به عنوان پدیده‏ای مدرن و نو در فرهنگ سنتی ایران، مورد توجه قرار داده و در این زمینه، فیلم را به عنوان یک نهاد اجتماعی، در سه بخش فیلم‏سازان، فیلم‏ها و مخاطبان، بررسی کرده است. اجلالی با تاکید بر رابطه‏ی عمیق سینما با شهرنشینی مدرن و تجدد، بحث خود را با تعریف و بسط مفهوم عبارتِ دو بخشیِ "فضای عمومی"، ادامه داد و در این باره گفت: سه برداشت از مفهوم فضا در متون وجود دارد؛ نخست، برداشتی که فضا را به عنوان پدیده‏ای فیزیکی و به مثابه یک کالبد تعریف می‏کند. دوم، درکی که در عین تصور کالبدی خارجی برای فضا، آن را نوعی پدیده‏ی اجتماعی می‏داند که محل تعامل و زندگی انسان‏هاست و توسط قراردادها و عادات اجتماعی تعریف می‏شود و سوم، دیدگاهی که مفهومی کاملاً مجرد را درباره‏ی فضا بدون هیچ‏گونه تجسم فیزیکی مطرح می‏کند و بیشتر در ادبیات سیاسی به کار رفته است. وی در عین حال به مفهوم هابرماسی فضا که با عنوان ”عرصه‏ی عمومی“ شهرت یافته نیز اشاره کرد و یادآور شد که به تعبیر این اندیشمند، عرصه‏ی عمومی حوزه‏ی رشد جامعه‏ی مدرن بوده و با بیان افکار عمومی، خرد انتقادی، قضاوت عقلانی در درون خود، به عنوان مبنای مشروعیت قابل بررسی است. این جامعه‏شناس از میان مفاهیم ذکر شده، مفهوم دوم یعنی فضای تعامل انسان‏ها که تجسم کالبدی نیز دارد، را کاربردی‏ترین دیدگاه در مورد سینما معرفی کرده و البته تاکید کرد که از نظر او، زمانی که سینما به عرصه‏ی گفت و گو تبدیل می‏شود، مفهوم هابرماسی نیز در مورد آن قابل استفاده است. وی در مورد واژه‏ی "عمومی" نیز چهار برداشت مختلف را ذکر کرد؛ "عمومی در برابر خصوصی" در اقتصاد لیبرال، "عمومی به معنای شهروندی و تعلق به اجتماع سیاسی مستقل از بازار و دولت" در میان جمهوری‏خواهان، "عمومی به عنوان حوزه‏ی سیال معاشرت مردم" در قراردادهای فرهنگی جامعه یا همان Social Life و به عبارتی فضای هم زیستی ناهم‏گون‏ها و "عمومی به معنای حوزه‏های مردانه‏ی خارج از خانه در مقابل خصوصی به معنای حوزه‏های زنانه" که در ادبیات فمنیستی بر آن تأکید می‏شود. دکتر اجلالی در مورد این واژه نیز سومین مفهوم معرفی شده، یعنی آن‏چه به عنوان حوزه‏ی معاشرت انسان‏ها بیان می‏شود، را مرتبط‏ترین تعریف با آن‏چه از نظر علمی به پدیده‏هایی مثل سینما مربوط می‏شود، دانست. با این تفاسیر، وی فضای عمومی سینما را فضایی تعریف کرد که تعامل و زندگی اجتماعی در آن جریان داشته، دارای بستر و شکل کالبدی است و در آن انسان‏های ناهمگون می‏توانند حضور یافته و از وجود یکدیگر برخوردار باشند. عضو گروه جامعه‏شناسی شهر انجمن جامعه‏شناسی ایران، در بخشی دیگر از سخنان خود، سینما را به عنوان یک پدیده‏ی نو، مدرن و عمدتا غربی مورد توجه قرار داد و تاکید کرد که در مطالعه‏ی این پدیده لازم است فضای عمومی و فرهنگ ایران نیز مورد بررسی قرار گیرد. او با این توضیح، به تشریح مفهوم و سنتی در انسان‏شناسی پرداخت که به دوگانگی ظاهری و باطنی فرهنگ ایرانی توجه می‏کند. به گفته‏ی اجلالی، بنابراین نظریه، هر ایرانی ظاهر اشیاء و زندگی که شامل نیازها و تمایلات مادی، بیرونی و ناپسند است را از باطن آن که همان نیازهای درونی و معنوی است، تفکیک کرده و بدین وسیله نوعی دوگانگی در ذهن خود به وجود می‏آورد. دکتر اجلالی افزود: در فضاهای اندرونی و بیرونی ایرانیان، حوزه‏های خصوصی وعمومی آنها قابل مشاهده بوده و درواقع، همان عرصه‏هایی است که با ظاهر و باطن منطبق می‏شود. اندرونی جایی است که انسان در آن آزاد است؛ زن‏ها و بچه‏ها حضور دارند و تعارف کمتر دیده می‏شود. حال آن‏که آن‏چه در عرصه‏ی عمومی است و جایگاه بیرونی دارد، محل انجام مراسم است؛ در آن بحث‏های اجتماعی صورت می‏گیرد و بیشتر مردانه است. در واقع، فضای عمومی و همان جایگاه ظاهر است که در آن فرد باید برای حفظ مشروعیت خود، از ضوابطی تبعیت کند. سخنران این بخش از میزگرد، در عین حال با بیان این‏که یک تفریح مثل هر پدیده‏ی دیگری، برای ورود به جامعه و حفظ بقای خود، باید کارکرد (توانایی جلب مردم) و منزلت (مشروعیت از نظر منادیان اخلاق) داشته باشد؛ تصریح کرد: در بررسی ورود سینما و سیر تحول آن، در این چارچوب، مشخص می‏شود که چگونه سینما علی‏رغم محبوبیت زیاد خود، هنوز نتوانسته‏ در جامعه‏ی ایران مشروعیت لازم را کسب کند. دوربین همه جا می‏رود و همه چیز را نشان می‏دهد. در مرز اندرونی و بیرونی متوقف نشده و فرقی میان ظاهر و باطن جهان قائل نیست و این امر تضادی را با جامعه‏ی سنتی به وجود می‏آورد که باید به آن توجه کرد. اجلالی در ادامه از زاویه‏ی دید خود به تحلیل سینما در چهار دوره‏ی تاریخی پرداخت. او دوره‏ی نخست، یعنی از زمان ورود سینما در سال 1283 تا آغاز حکومت رضا شاه را دوره‏ی پیدایش معرفی کرد و گفت که طی این دوره، سینما درعین حالی که از همان روز نخست، مشروعیت مذهبی خود را از دست داده، بسیار رشد کرده است. وی دوره‏ی رضا شاه را دوران تثبیت سینما نامید که در آن دولت به طور آگاهانه سینما را به عنوان یکی از عناصر مدرن شهرها، جزء نهادهای پرورش افکار معرفی کرده و از آن حمایت کرده است. اجلالی حکومت محمدرضاشاه پهلوی را مصادف با دوران گسترش و مردمی شدن سینما دانست و آخرین دوره را دوران رشد سینمای انقلابی تعریف کرد. در بخش پایانی این میزگرد، دکتر عباس کاظمی ضمن تشکر از هر دو سخنران، به نقد و بررسی مباحث مطرح شده از سوی آنها پرداخت. وی ابتدا درباره‏ی موضوع مورد بررسی دکتر اجلالی گفت که به نظر او ارائه‏ی نوعی تیپولوژی از انواع فضاهای عمومی می‏توانست کار را جالب‏تر کند. او در توضیح نظر خود، به کارکردهای مختلف فضاهای عمومی شهری اشاره کرد و اظهار داشت که سالن‏های سینما و تئاتر حداقل در جامعه‏ی ما عموما نوعی فضاهای عمومی نخبه پسندانه هستند و این ویژگی قابل توضیح است. کاظمی همچنین با تاکید بر سیر نزولی تماشاگران، سالن‏های سینما و حتی صندلی‏های آن، در دوران بعد از انقلاب، گفت که اشاره‏ی سخنران به این بحث را تاحد زیادی ضروری می‏دانسته چرا که به نظر می‏رسد در این دوره‏ی زمانی، علی‏رغم این‏که دولت به ظاهر با سینما مخالفت نکرد اما حداقل تا سال‏های طولانی فعالیتی هم در جهت رشد و گسترش آن نداشته است. وی همچنین اضافه کرد: به نظر من در این بحث می‏توان با استفاده از مطالعه‏ی کیفی و اتنوگرافی، به قول شما شکل زندگی روزمره‏ی مخاطبان را بشناسیم. او همچنین با اشاره به مباحث زیمل درکتاب‏ "جامعه چگونه ممکن است؟" گفت که فکر می‏کند باید از فضای عمومی "در" جامعه سخن گفت، چراکه بدون فضای عمومی جامعه اساسا ممکن نیست. دکتر کاظمی همچنین در بررسی بحث نخست درباره‏ی ورزشگاه‏ها گفت: سوال من از دکتر صفابخش این است که آیا اساسا ممکن است در ورزشگاه آزادی خشونت وجود نداشته باشد؟ درواقع در شرایطی که به تعبیر زیمل، خشونت نیز بخشی از زندگی ماست، بشر متمدن باید در شهر مکان‏هایی داشته باشد که بتواند در آن پرخاشگری کند. وی افزود: به نظر من می‏توان با نگاه مثبتی هم به پرخاشگری پرداخت. در عین‏حال، اگر بپذیریم که انبوه خلق عامل پرخاشگری است، پس پرخاشگری جزء ذاتی ورزشگاه آزادی خواهد بود و نمی‏توان آن را حذف کرد. دوم این‏که به گفته‏ی شما در زمان پیروزی هم پرخاشگری ممکن است؛ پس بنابراین تئوری ناکامی در کنار نظریه‏ی انبوه خلق چندان کاربرد ندارد. درواقع من می‏خواهم بگویم که بنا بر نظر زیمل پرخاشگری اساسا باید در ورزشگاه‏ها به صورت کنترل‏شده حضور داشته باشد. کاظمی ادامه داد: من از سوی دیگر به روش کار شما هم انتقاد دارم و فکر می‏کنم نمی‏توان با وجود تایید نظریه‏ی انبوه خلق که فرد را در شرایط هیجانی خاص قرار دهد، از او انتظار داشت که به پرسشنامه پاسخ‏های صحیحی دهد. دیگر این‏که من انتظار داشتم بیشتر در مورد ورزشگاه به مثابه یک فضای عمومی سخن گفته شده و از این زاویه، حتی ورزشگاه آزادی در مقایسه با دیگر سالن‏های ورزشی، تا حدی مورد بررسی قرار گیرد. وی در پایان گفت: به نظر می‏رسد افراد مورد بررسی شما تنها تماشاگر نیستند، بلکه درواقع بخشی از بازی در جایگاه آنها انجام می‏پذیرد و این امکان وجود دارد که آنها به مثابه بازیگرانی مورد توجه و بررسی قرار گیرند http://www.isa.org.ir/node/1076 تاریخ ورود: 11/8/91   3-4  فضاهای عمومی شهری ؛ بازنگری و ارزیابی کیفی/ مهسا سیفایی- مجتبی رفیعیان چکیده: امروزه نگاه به فضاهای عمومی شهری بعنوان یک ضرورت اساسی در برنامه های توسعه شهری حکایت از باز تولید این فضاها در تقویت وجهه فرهنگی/اجتماعی شهر دارد.این در حالی است که بدلایل مختلف از جمله گرایش به زندگی خصوصی توسعه زندگی اطلاعاتی – توسعه حومه نشینی و مشکلات ناشی از فرسودگی و ازدحام فضاهای درونی شهرهاو.....در دهه های قبل این فضا ها اهمیت کمتری در الگوهای شهرسازی معاصر داشته اند.دراین مقاله با استفاده ازمنابع معتبرو جدید سعی گردیده است.ضمن بیان مفهوم فضای عمومی شهری و ضرورت بازنگری در آن بویژه درگرایشات نوین شهرسازی مورد توجه قرار گیرد.نتایج حاصله نشان می دهد که ارتقا کیفیت فضاهای عمومی شهری جهت ایجاد سرمایه اجتماعی و تقویت یگپارچگی جامعه امری ضروری تلفی می گردد. لینک متن کامل مقاله: http://www.ensani.ir/fa/content/14054/default.aspx تاریخ ورود: 12/8/91   3-5 میدان به مثابه‌ فضای عمومی موفق شهری/ دکتر محمد رضا پورجعفر-علی رضا صادقی- مسعود خادمی- فریال احمدی چکیده یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های طراحان امروز در خلق عرصه‌ها و فضاهای عمومی،رسیدن به نوعی فضای عمومی موفق است که بتواند تعالی پایدار میان فضاهای شهری و بستر طبیعی به وجود آورد و منظری اجتماعی‌ و خودکفا ایجاد کند که توانایی تامین هزینه‌های خود را داشته باشد و در مسیر پایداری گام بردارد.در این نوشتار با رویکری توصیفی-تحلیلی به بررسی میدان‌های شهری و اصول حاکم بر طراحی آن‌ها پرداخته شده است تا از این رهگذر زمینه‌ی تبدیل میدان‌های آشفته امروزی به فضاهای موفق و پایدار شهری فراهم آید. لینک متن کامل مقاله: http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/608874?sta=%D9%81%D8%B6%D8%A7%DB%8C%20%D8%B9%D9%85%D9%88%D9%85%DB%8C   تاریخ ورود: 12/8/91   4- نمونه هایی از فضاهای طراحی شده معماری و شهری در ایران: تهران 4-1 میدان مشق میدان مشق سابق یا باغ ملی فعلی از میادین تاریخی تهران با تاریخچه‌ای مملو از مسائل سیاسی، اجتماعی، نظامی، فرهنگی و هنری به شمار می‌آید. این محوطه که از بزرگترین میدان‌های نظامی بوده در حدود 400 متر طول و 400 متر عرض داشته است و مساحت آن بیش از 160 هزار متر مربع ارزیابی شده است که حدوداً برابر 16 هکتار می‌باشد، سربازخانه مرکزی در آن واقع بوده و نظامیان در آن مشق نظام می‌کردند. این میدان در زمان فتحعلی شاه قاجار (1212 ـ 1250 ه‍. ق) بنیاد نهاده شد و در دورة ناصرالدین شاه (1264 ـ 1313 ه‍. ق) تجدید و توسعه یافت. زمان فتحعلی شاه قاجار پس از شکستهای پیاپی ایران در جنگ با روسیه و حقارت ملی ناشی از این شکستها فتحعلی شاه از دولت فرانسه کمک خواست تا ارتش ایران را که توان رویارویی با ارتش مدرن روسیه را نداشت آموزش دهد و با فنون نظامی روز جهان آشنا کند. دولت فرانسه ژنرال گاردان را به تهران فرستاد و او در زمین بزرگی بیرون از باروی آن زمان تهران که به «میدان مشق» معروف شد به آموزش ارتش ایران مشغول شد. دور تا دور این زمین ساختمانهایی برای سربازان و فرماندهان و تعدادی انبار تسلیحات ساخته شد و در گوشه جنوب شرقی دروازه‌ای بنا شد. در زمان ناصرالدین شاه با گسترش تهران ، میدان مشق در داخل شهر قرار گرفت و بخشهایی از آن به سفارت انگلیس و بیمارستان آمریکاییها اختصاص یافت اما قسمت عمده آن کماکان در اختیار ارتش بود در زمان مظفرالدین شاه ژنرال روسی کاساکوفسکی مسئولیت تعلیم ارتش ایران را به عهده گرفت و دستور ساخت بنایی داد که امروز هم با همان عنوان قزاقخانه پابرجاست. در اواخر حکومت احمدشاه با قدرت گرفتن سردار سپه به عنوان یک افسر قزاق تغییراتی در میدان داده شد. این میدان به صورت مربع درآمد و دیوارهایی مشتمل بر طاقنماهای آجری گرداگرد آن ساخته شد و دروازه‌ای زیبا با یک درب دولنگه و دو طاق‌نمای مسدود که به صورت پخی بود، در ضلع جنوب شرقی قزاقخانه یعنی در شرق دروازه و سردرِ کنونی ایجاد گردید که به «سر در ناصری» معروف شد و بعضی مواقع ناصرالدین شاه از بالای آن به تماشای مشق نظامیان مشغول می‌شد. در نخستین سالهای حکومت رضا شاه این میدان با تغییراتی که در آن به وجود آمد به «باغ ملی» تغییر نام یافت و سر در ناصری نیز تخریب و به جای آن بنای جدیدی به نام « سر در باغ ملی » ساخته شد. این میدان محدوده‌ای از شمال به خیابان سرهنگ سخایی، از جنوب به خیابان امام خمینی(ره)، از شرق به خیابان فردوسی و از غرب به خیابان سی تیر محدود می‌شود و محوطه بناهای قدیمی کنونی آن عبارتند از: سردرِ باغ ملی، موزه ملّی ایران (موزه ایران باستان و موزه دوران اسلامی)، کاخ شهربانی، توقیفگاه که نام‌های دیگر آن زندان موقت شهربانی، زندان زنان، بازداشتگاه کمیته مشترک ضد خرابکاری ساواک شهربانی (موزه عبرت ایران)، اداره پست (موزه ارتباطات)، ساختمان شماره 3 وزارت امور خارجه (شرکت نفت ایران و انگلیس سابق)، ساختمان قدیمی بانک سپه، موزه 13 آبان، کتابخانه ملّی، «کاخ وزارت امور خارجه»، عمارت ثبت اسناد و املاک، مرکز قزاقخانه (سازمان خدمات درمانی نیروهای مسلح فعلی)، ساختمان شماره 7 وزارت امور خارجه (باشگاه افسران سابق)، ساختمان شماره 8 شرقی و غربی وزارت امور خارجه، بنای وزارت جنگ سابق (بیمه و بازنشستگی نیروهای مسلح فعلی)، ساختمان هنرستان دختران یا مدرسه کودکان بی‌سرپرست را در بر می‌گرفته است. از وقایع مهم این میدان می‌توان به اعدام میرزا رضا عقدایی فرزند ملاحسین معروف به میرزا رضا کرمانی ضارب ناصرالدین شاه در روز پنج‌شنبه دوم ربیع‌الاول سال 1314 و اعدام شیخ فضل‌الله نوری اشاره کرد. در راستای حفظ و احیای ابنیه تاریخی و موزه‌های موجود، دولت جمهوری اسلامی ایران مصوبه شماره 279 ـ 82/ م/ ت 27094 ه‍ را در جلسه مورخ 10/1/1382 تصویب نمود و سازمان میراث فرهنگی را مسئول پیگیری و ارائه گزارش عملکرد هر شش ماه یکبار آن به دولت، تعیین نمود. چنانچه این مصوبه شکل اجرایی به خود گرفته و عملی گردد، این مکان به قلب موزه‌های ایران تبدیل خواهد شد. پی نوشت 1ـ مکانی که تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به نام‌های زندان موقت شهربانی، زندان زنان، کمیته مشترک ضد خرابکاری و... خوانده می‌شد، در ابتدا «توقیفگاه عدلیه» نام داشت از آنجا که رضا شاه علاقه وافری به ساخت زندان داشت، در سال 1311 هجری شمسی دستور ساخت زندان دیگری به نام توقیفگاه عدلیه را در اراضی میدان مشق صادر نمود. این زندان در اداره تشکیلات نظمیه کل مملکتی (مجموعه شهربانی) با طراحی آلمان‌ها و معماری بسیار پیچیده‌ای احداث و در سال 1316 افتتاح گردید. این زندان با معماری منحصر به فرد خود دارای چندین لایه حفاظتی بود که امکان فرار را برای هر جنبده‌ای غیرممکن می‌ساخت و اگر متهمی موفق می‌شد از یک لایه حفاظتی آن عبور نماید قطعاً در تله لایه‌های بعدی گرفتار می‌شد. کلیه دیوارها و زوایا به صورت ظاهراً غیرهندسی و شکسته طراحی شده به گونه‌ای که هیچ زاویه‌ای را نمی‌توان ملاک محاسبه قرار داد و برای زندانی تشخیص راه ورود و خروج غیر ممکن بود. یکی دیگر از علل طراحی با زوایا و دیوارهای متعدد و شکست‌های زاویه‌ای و هندسی، ایجاد یک حالت آکوستیک طبیعی است که هیچ صدایی از داخل به خارج و بالعکس قدرت نفوذ نداشته باشد و صدای ناله و فریاد زندانیان در داخل ساختمان محو گردد. این خصوصیات کافی بود که این مکان بعدها به زندان مخوفی تبدیل شود که بی‌رحمانه‌ترین اعمال توسط عوامل رژیم پهلوی در آن صورت پذیرد. زندان موقت شهربانی، زندان زنان و بازداشتگاه کمیته مشترک ضد خرابکاری نام‌های بعدی آن بوده است. منبع: شکنجه‌گران می‌گویند، قاسم حسن‌پور، موزه عبرت ایران، چاپ و نشر عروج، 1386، ص 25 و 26 (به نقل از خبرنامه الکترونیکی دوران) http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C/%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%B4%D9%82/   تاریخ ورود: 11/8/91   4-2 خیابان سپه قزوین خیابان سپه قزوین نخستین خیابان طراحی‌شده ایران است که در دوره صفوی در زمان پایتختی قزوین احداث شد. در سال ۱۳۸۷ رسما به عنوان اولین خیابان ایران در فهرست آثار ملیبه ثبت رسید.[۱] این خیابان را شاه طهماسب صفوی در شمال محله شهرستان قدیم یا حصار شاپور، همزمان با ایجاد جعفرآباد یعنی عمارت و خانه‌های دو طرف این خیابان و باغ سعادت آباد و عمارت دولتخانه و حرمسرا و باغ‌های شرقی و غربی عمارات مذکور احداث کرده‌است. ظاهرا نام خیابان هم از نام محله‌ای به نام خیابان در هرات گرفته شده‌است که شاه طهماسب در دوران ولیعهدی در آن شهر ساکن بوده‌است. در زمان شاه صفی خیابان را از سوی جنوب امتداد داده و به گورستان جنوب شهر قزوین (گورستان کُهَنبر) رسانده‌اند. بعدها نام این خیابان بر قسمتی از محله شهرستان قدیم اطلاق گردید و این بخش از شهر قزوین را محله خیابان نامیدند. در زمان ناصرالدین شاه به مباشرت صعدالسلطنه که بعدها حاکم قزوین گردید در قسمت جنوبی خیابان یعنی ازمقابل مسجد جامع قزوین تا چهارراه سپه کنونی، مهمانخانه بزرگ قزوین و چاپارخانه و تلگرافخانهٔ هند و اروپ احداث گردید و خیابان سپه را از شرق مهمانخانه در معبر باریکی به خیابان طهران (تهران قدیم کنونی) متصل ساختند که هم اکنون محل بارفروشان است. این مهمانخانه و چاپارخانه در سال ۱۳۱۰ خورشیدی خراب شد و سبزه میدانی بر جال آن احداث گردید که به سبب بی آبی مخروبه ماند و بعداً با رسیدن خط آهن به قزوین و بنا شدن ایستگاهی در جنوب شهر، خیابان سپه را تا ایستگاه ادامه دادند و سبزه میدان مذکور و قسمتی از کاروانسرای سعدالسلطنه، که در ضلع جنوبی خیابانی که از دروازه طهران تا سلامگاه شاهزاده حسین امتداد داشت از میان رفت.  خیابان سپه قزوین به عنوان نخستین فضای شهری که ماهیتی متفاوت از میدان ها و میدانچه ها و یا گذرهای ارگانیک فاقد طراحی داشته و بیشتر به عنوان مسیری مستقیم و طراحی شده برای رفت و آمد شباهت داشت، شناخته می شود. این محور در دوره صفوی و در دوره پایتختی شهر قزوین از محل سردر عالی‌قاپو تا موضع تقریبی مقابل مسجد جامع احداث شده است. پس از آن و با انتقال پایتخت به اصفهان نمونه تکامل یافته تر آن در این شهر و با عنوان چهارباغ احداث شد. بنابراین اطلاق عنوان "نخستین خیابان ایران" برای این محور منطقی به نظر میرسد. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%B3%D9%BE%D9%87_%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86   تاریخ ورود: 12/8/91   4-3 آشنایی با بوستان لاله تهران شهر > زیباسازی- همشهری آنلاین:  بوستان لاله با 280 هزار مترمربع در ناحیه دو منطقه 6 تهران واقع شده و دارای گونه های مختلف گیاهی همچون سرو نقره ای، ژینکگو، ماهونیا، پالم، بربریس و...است. اراضی پارک لاله از گذشته در اختیار ارتش بوده است.زمین مزبور معروف به میدان اسب دوانی جلالیه و برای رژه از آن استفاده می‌شد.، ارتش اراضی مربوطه را در ازای مطالبات وزارت دارایی به آن وزارت خانه انتقال داد. وزارت آبادانی و مسکن وقت ماموریت یافت برای این منطقه طرحی تهیه کند.قسمت شمال پارک را برای تاسیسات فرهنگی عمومی و قسمت جنوبی صرفا برای پارک درنظر گرفته شد. طراح بوستان لاله طرح آن بوسیله طراح معروف فرانسوی «ژوفه» و سایر طراحان پارک سازی و همکاران ایرانی تهیه شد.سایر عملیات اجرایی به عهده شهرداری گذاشته شد.شهرداری عملیات اجرایی را طبق طرح ادامه داد تا در سرانجام در سال ۱۳۴۵ پارک فرح تاسیس گردید. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ نام این پارک به لاله تغییر یافت. هم اکنون این پارک در محدوده منطقه ۶ شهرداری تهران واقع شده است و از شمال به خیابان دکتر فاطمی، از جنوب به بلوار کشاورز، از غرب به خیابان کارگر و از شرق به خیابان حجاب محدود می‌شود. در همسایگی این بوستان، موزه هنرهای معاصر، موزه فرش ایران و هتل لاله واقع شده‌است. ضلع جنوب شرقی این پارک به سبک پارک‌های ژاپنی طراحی شده و دارای آب‌نما و نهرهای مارپیچ است. در خیابان‌های شمالی پارک محوطه میزهای شطرنج واقع شده است. زمین‌های ورزشی پارک شامل زمین‌های بسکتبال و والیبال نیز در ضلع شمالی واقع است. در این پارک همچنین یک مرکز تئاتر عروسکی، یک کتابخانه تحت پوشش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و یک مسجد دایر است. مجسمه‌ها و تندیس‌های متعددی نیز در این پارک وجود دارد که معروف‌ترین آنها مجسمه خیام و مجسمه ابوریحان بیرونی است.مجسمه خیام از آثار ابوالحسن صدیقی است که در سال ۱۳۵۱ و در کشور ایتالیا (به‌سفارش انجمن آثار ملی) ساخته شده است. این مجسمه پس از انتقال به ایران به این پارک منتقل شد و در معرض دید عموم قرار گرفت و پس از آن چندین بار توسط فریدون صدیقی (فرزند خالق اثر) مورد بازسازی قرار گرفت. پوشش گیاهی و امکانات بوستان لاله که 280 هزار مترمربع است جزو بوستانهای شهری محسوب می شود و پوشش گیاهی آن شامل سرو نقره ای، چنار، بلوط، ژینکگو، ماهونیا، سیدالاشجار، اقاقیا، افرا، توت، بیدسرخ، بامبو، سروخمره ای، پالم، نارون، صنوبر، بربریس، مروارید قرمز و سفید و لیگوستروم است. از امکانات بوستان نیز می توان به  مسجد، آبنما، سه زمین کودکان (مرکز، شمال غربی، جنوب غربی)، زمین چمن مصنوعی فوتبال، تیچراسکیت، سالن چند منظوره ورزشی، فدراسیون شطرنج، نگارخانه، تندیسهای خیام و ابوریحان بیرونی، بوفه، غرفه، آمفی تاتر روباز و سرویس بهداشتی و همچنین در مجاورت این بوستان هتل لاله و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اشاره کرد. http://www.hamshahrionline.ir/details/182320 تاریخ ورود: 12/8/91   4-4 مسجد امام اصفهان/حسین سلطانزاده چکیده مسجد امام یا مسجد شاه در اصفهان یکی از مساجد جامع بسیار مهم درتاریخ معماری ایران است که در دوره صفویه که یکی از دوره های تاریخ و فرهنگ ایران است طراحی وساخته شده است . اهمیت این بنا در این نکته است که چند نوآوری و ویژگی مهم در طراحی مساجد جامع گویا در این مسجد برای نخستین بار تحقق یافته یا برجای مانده است . هدف از این مقاله بررسی خصوصیات طراحی این مسجد است .پرسش اصلی این است که چه ویژگیهایی در طراحی مسجد نوآورانه است ؟ چارچوب نظری تحقیق براین رویکرد استوار است که در طراحی بناهای سنتی همواره خصوصیاتی از بناهای پیشین یا موجود را می توان در کنار برخی نوآوری ها مشاهده کرد و هیچ طرحی به طور کامل جنبه نوآورانه نداشته است . نتایج تحقیق نشان می دهد که به احتمال بسیار زیاد بعضی از ویژگیهای این مسجد مانند وجود دو گنبد در پشت ایوان های محور فرعی از مسجد جامع سمرقند گرفته شده است و برخی خصوصیات آن مانند حل ردن کجی محور قبله و محور میدان در فضای ورودی و قرار دادن سرویس های بهداشتی در قسمتی از فضای ورودی از نو آوری های راحتی در فضای مسجد است . کلید واژه ها : مسجد امام اصفهان ، مسجد شاه ، مسجد بی بی خانم در سمرقند ، میدان نقش جهان ، مساجد جامع  لینک متن کامل مقاله: http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%A7%D8%B5%D9%81%D9%87%D8%A7%D9%86/ تاریخ ورود: 11/8/91   4-5 لاله زارـ عرصه تفرج، از باغ تا خیابان(شکل گیری خیابان به سبک اروپایی در دوره ناصرالدین شاه)/ محسن حبیبی، زهرا اهری چکیده گسترش روابط ایران با غرب در زمان ناصرالدین شاه،‏ زمینه را برای ورود افکار،‏ الگوها واشیاء فرنگی باز کرد. گرته برداری از الگوهای فرنگی در شهرسازی خود را در طرح توسعة شهر تهران و تبدیل آن به دارالخلافه ناصری و ایجاد فضاهایی با حال و هوای فرنگی نمایاند.خیابان لاله زار که در بخشی از باغ لاله زار ( باغ تفرجگاهی سلطنتی بیرون شهری دوران فتحعلیشاه) ایجاد گردید،‏ از جمله شاخص ترینِ این فضاها است. این خیابان با تجهیز شدن به تأسیسات جدید شهری و آراسته شدن با سبک های جدید معماری و فراهم آوردن مکانی نو،‏ دروازه ای به غرب و ویترین نمایش نووارگی شد. نمودهای زندگی مدرن شهری مانند پارک و باغ وحش که مفهوم اوقات فراغت را به گونه ای نو مطرح می کردند،‏ در آن ایجاد شدند. تجهیزات نوین مثل چراغ گاز و واگن اسبی شباهت شکلی آن را با نمونه های اروپایی کاملتر کردند. هرچند مقصودی مشابه شهر اروپایی از ایجادشان دنبال نمی شد. حضور زنان برای تفرج و گردش آغاز عصر جدیدی در حیات شهری بود که تا آن زمان بی سابقه بود. این مقاله شرح ظهور خیابان لاله زار در دوران ناصری و خصوصیات آن از جنبه های گوناگون کالبدی،‏ فضایی و حیات شهری است. لینک متن کامل مقاله: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=14310 تاریخ ورود: 12/8/91   4-6 مدرسه سپه سالار مدرسه سپه سالار در ویکی پدیا مدرسهٔ سپهسالاریا مدرسه ناصری نام مدرسه‌ای است که میرزا حسین‌خان سپهسالار(صدر اعظم دورهٔ ناصری) در تهران ساخت. در این مدرسه، بیشتر، علوم اسلامی تدریس می‌شد. پس از تشکیل دانشگاه تهران، مدرسه سپهسالار به دانشکده علوم معقول و منقول تبدیل شد و پس از شهادت مرتضی مطهری نام آن به مدرسه عالی شهید مطهری تغییر یافت و اداره آن از طرف آیت الله خمینی به محمد امامی کاشانی سپرده شد.مدرسه عالی شهید مطهری از ابتدای انقلاب اسلامی محل پرورش بسیاری از کارگزاران جمهوری اسلامی بوده و بسیاری از فرزندان مقامات ارشد جمهوری اسلامی در این محل تحصیل نموده اند.مدرسه عالی در مقطع لیسانس در رشته های(فقه و حقوق اسلامی , فلسفه و حکمت اسلامی , روانشناسی ) و در مقطع فوق لیسانس رشته های (فقه و حقوق خصوصی , فقه و حقوق جزا , فقه حقوق اسلامی , فلسفه و حکمت اسلامی) و رشته های (فقه و حقوق خصوصی , فقه و حقوق جزا, فلسفه تطبیقی) در مقطع دکتری ( PHD ) وبه صورت غیر متمرکز (ابتدا آزمون سراسری، آزمون ورودی خود دانشگاه، سپس مصاحبه علمی و گزینش و تحقیقات محلی)دانشجو می پذیرد.در این دانشگاه دانشجویان پسر و دختر به صورت جدا از هم و در دو مکان مجزا تحصیل می‌کنند و علم فقه و علم حقوق(جدید) بطور تلفیقی به دانشجویان ارائه میگردد، لذا دانش آموختگان آن از صلاحیت های لازم علمی و اجرایی درهر دو زمینه برخوردار خواهند بود.هم چنین دانشجویان در مقطع کارشناسی فقه وحقوق پس از پایان دوره تحصیلی، مدرک پایه هفت حوزوی و در مقطع کارشناسی ارشد مدرک پایه ده دریافت می نمایند. ۱۳۱۳ ه.ق.: به همت میرزا ابوالفضل مجتهد کلانتر نخستین فعالیت های آموزشی در مدرسهٔ  عالی آغاز شد. ۱۳۲۳ ه.ق.: با به‌توپ بسته شدن مجلس و واردآمدن خسارات به ساختمان آن، مدرسه به حالت تعطیل درآمد. ۱۳۲۷ ه.ق.: حاج صدرالدوله امور مدرسهٔ  عالی را مجددا به حالت عادی برگرداند. در ۲۴ فروردین ۱۳۸۹، شورای عالی انقلاب فرهنگی، نام مدرسه عالی را به دانشگاه تغییر داد. این تغییر با مخالفت بسیاری از دانش‌اموختگان مدرسه عالی شهید مطهری مواجه شد. http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C_%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF_%D9%85%D8%B7%D9%87%D8%B1%DB%8C تاریخ ورود: 12/8/91   اخبار و مقالات مربوط به مدرس سپه سالار در انجمن مفاخر معماری ایران http://ammi.ir/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA//%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D8%B3%D9%BE%D9%87_%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B1/1 تاریخ ورود: 11/8/91   5- ماخذ شناسی 5-1 کتاب:   آزادی، اسماعیل (1389) اندیشه معماران معاصر ایران 1، تهران: نشر فرهنگ صبا اهری، زهرا (1380)، مکتب اصفهان در شهرسازی، تهران: دانشگاه هنر بحرینی، حسین (1386)، تحلیل فضاهای شهری، تهران: انتشارات دانشگاه تهران پاکزاد، جهانشاه (؟)، تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران، تهران: انتشارات آرمانشهر پاکزاد، جهانشاه (1386)، راهنمای طراحی فضای شهری در ایران، تهران: انتشارات شهیدی تکمیل همایون، ناصر (1385)، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران (جلد یک و دو)، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی تکمیل همایون، ناصر (1387)، ترویدادها و یادمانهای تاریخی تهران، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی تهران پایتخت دویست ساله، سازمان مشاور فنی و مهندسی شهر تهران، انجمن ایرانشناسی فرانسه توسلی، محمود، ناصر بنیادی (1386)، طراحی فضای شهری، تهران: مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران توسلی، محمود (1381)، ساخت شهر ومعماری در اقلیم گرم و خشک ایران، تهران: نشر پیام و پیوند نو توسلی، محمود (1379)، طراحی شهری خیابان کارگر، تهران: شرکت عمران و بهسازی شهری جعفریان، رسول (1387)، درک شهری از مشروطه، تهران: موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران حبیبی، سید محسن (؟)، از شار تا شهر، تهران: انتشارات دانشگاه تهران حائری، محمدرضا (1388)، نقش فضا در معماری ایران، هفت گفتار درباره زبان و توان معماری، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی حبیبی، محسن (1389)، قصه شهر (تهران نما شهر نوپرداز ایرانی (1332-1299)، تهران: انتشارات دانشگاه تهران حبیبی، محسن (1389)، قصه شهر (تهران نما شهر نوپرداز ایرانی (1332-1299)، تهران: انتشارات دانشگاه تهران حبیبی، محسن (1385)، شرح جریان های فکری معماری و شهرسازی در ایران معاصر، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی حبیبی، کیومرث، احمد پوراحمد، ابوالفضل مشکینی (1386) بهسازی و نوسازی بافت های کهن شهری، تهران: نشر انتخاب حسامیان، فرخ، گیتی اعتماد، محمد رضا حائری (1388)، شهرنشینی در ایران، تهران: انتشارات آگاه رجبی، پرویز (1355)، معماری در ایران عصر پهلوی، تهران: دانشگاه ملی ایران رهنما، محمد رحیم (1388)، برنامه ریزی مناطق مرکزی شهرها، مشهد: دانشگاه فردوسی سلطانزاده، حسین (1390)، تاریخ مختصر شهر و شهرنشینی در ایران، تهران: انتشارات چهارطاق سلطانزاده، حسین (1390)، نایین شهر هزاره های تاریخی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی سلطانزاده، حسین (1390)، فضای ورودی درمعماری سنتی ایران، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی  سلطانزاده، حسین (1390)، فضاهای معماری و شهری در نگارگری ایرانی، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی  سلطانزاده، حسین (1384)، فضاهای شهری در بافتهای تاریخی ایران، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی سلطانزاده، حسین (1390)، تبریز خشتی استوار درمعماری ایران، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی   شکوهی، مهشید (؟)، گونه شناسی فضا در شهرسازی، تهران: دانشگاه هنر شیعه، اسماعیل (1386)، با شهر و منطقه در ایران،  تهران: انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران  عباسی، اسماعیل (1387)، آبنامه تهران، جلد دوم از مجموعه تهران شهر، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی غمامی، مجید (1387)، درباره مسایل شهرسازی در ایران امروز ، تهران: نشر آگاه  فروحی، حمید (1390) فکر آفرینی در احیای تهران تاریخی (پیوند تاریخ و فرهنگ با معماری و مجسمه سازی)، تهران: انتشارات آذرخش فکوهی، ناصر (1390)، انسان شناسی شهری، تهران: نشر نی کاظمی، عباس (؟)، پرسه زنی   و زندگی روزمره، تهران: نشر آشیان کامروا، محمدعلی (1388)، شهرسازی معاصر ایران، تهران: انتشارات دانشگاه تهران محمدزاده، محمد (1381) میدان توپخانه، تهران: وزارت مسکن و شهرسازی مشهدی زاده دهاقانی، ناصر (1386)، تهران: دانشگاه علم و صنعت ایران نوروزی طلب، حمیدرضا (1390)، از طهران تا تهران، تهران: انتشارات یساولی   5-2 نشریات نشریه الکترونیکی برنامه ریزی و طراحی شهری آبادنامه http://abadnameh.com/index.php?option=com_content&view=frontpage هنرهای زیبا-معماری و شهرسازی http://journals.ut.ac.ir/page/journal-main-page.html?jourId=114706 آبادی http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=1472 صفه http://archurb.sbu.ac.ir/Default.aspx?tabid=1748 معماری و شهرسازی http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=1343 جستارهای شهرسازی http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=3015 نشریه هویت شهر http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=5717 فصلنامه هفت شهر، فصلنامه شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران، مدیر مسوول : ابولفضل موسوی، سردبیر: حمیدرضا سپهری http://www.udro.org.ir/index.php?option=com_content&view=category&id=115&Itemid=119 حرفه هنرمند: تجربه تهران، شماره 36، بهار 1390 http://www.magiran.com/magtoc.asp?mgID=2983&Number=36&Appendix=0 فصلنامه اندیشه ایرانشهر http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=4464 فصلنامه پژوهش و برنامه ریزی شهری http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=6127 فصلنامه ساخت شهر http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=4518 ماهنامه شهرداریها http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=1108 دوماهنامه شهرنگار http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=1386 نشریه مدیریت شهری http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=1195 فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=6228 فصلنامه هنر معماری http://www.magiran.com/maginfo.asp?mgID=3394   5-3  پایگاه اینترنتی جامعه مهندسان شهرساز http://shahrsazi.com/ انجمن مفاخر معماری ایران http://ammi.ir/ شهرداری تهران http://www.tehran.ir/ شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری http://www.udro.org.ir/ پایگاه اطلاع رسانی معماری و شهرسازی ایران http://www.aruna.ir/ همشهری http://www.hamshahrionline.ir/ سازمان زیباسازی شهر تهران http://zibasazi.ir/fa/ مرکز مطالعات و برنامه ریزی شهر تهران http://rpc.tehran.ir/   صقحه شهر شناسی http://anthropology.ir/branches_city_culture صفحه انسان شناسی معماری http://anthropology.ir/branches_architecture   ایمیل:   zo1986do@gmail.com     ویژه نامه «شهر و فرهنگ» در انسان شناسی و فرهنگ

http://anthropology.ir/node/10240
 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

معماری نمادین، ابزار اقناع

در باب طرح جایگزین برج‌های تجارت جهانی نیویورک

از یک‌سو، اگر هم‌صدا با هانا آرنت(۱۳۹۲: ۲۹۶) بپذیریم که رابطة ناسازگار حقیقت و سیاست تردیدناپذیر است، باید از نقش معماری در این رابطه پرسید. معماری، به‌مثابه پایدارترین رسانة تأثیرگذار که همواره می‌تواند پیامی واحد را در ظاهر صادقانه و همواره یکسان منتقل کند، نمی‌تواند در این فرایند ایفای نقش نکند؛ آن‌هم زمانی که معماری خود بستر اتفاق و طرح پرسش است، مردمان پرسش‌گر در سراسر دنیا پرسش‌های متعددی در ذهن خواهند پروراند. باید پاسخی برای‌شان یافت. پاسخ نیز می‌تواند و باید از زبان معماری بیان شود.

از سوی دیگر، بیش از یک قرن است که نیویورک، نه‌فقط تبدیل به صحنة نمایش، بلکه به‌نوعی برنامة چندرسانه‌ای بدل شده که تماشاگر آن کل جهان است. همین امر، طنین و عمق خاصی به بخش اعظم آنچه در این شهر انجام و ساخته شده، بخشیده است. بخش عمدة ساخت‌وساز شهریِ نیویورک طی قرن گذشته را باید تحت عنوان ارتباط و کنش نمادین طبقه‌بندی کرد. به‌زعم مارشال برمن(۱۳۸۹: ۳۵۳) این توسعه صرفاً جهت رفع نیازهای آنیِ اقتصادی و سیاسی طراحی و اجرا نشده است، بلکه هدفی دیگر و دست‌کم همان‌قدر مهم مدنظر بوده است: اثبات قدرت سازندگی آدمیان مدرن به‌کل جهان و نشان دادن این امر که چگونه می‌توان زندگی مدرن را تصور و تجربه کرد. زندگی‌ای که نظام اقتصادی سرمایه‌داری و نظام سیاسی لیبرالیسم ترویج می‌کرد.

آسمان‌خراش‌های عظیم و چشم‌گیر منهتن، به‌ویژه برج‌های مرکز تجارت جهانی، به منزلة تجلیات نمادین مدرنیته طراحی و ساخته شدند. بسیاری از خیابان‌های نیویورک ازجمله وال‌استریت، با گذشت زمان، وزن و منزلتی نمادین یافتند. در نتیجة تأثیر تراکم‌یافتة همة این امور، فرد نیویورکی حس می‌کند در جنگلی بودلری، جنگلی از نمادها، زندگی می‌کند (همان‌جا).

اما در آستانة هزاره سوم و سدة بیست‌ویکم که بسیاری از اندیشمندان آن را سدة عطف در تمدن بشری می‌نامند، زمان تغییر پیام، تغییر معانی نمادین، هم‌زمان با برخاستن طنین‌های جدید فرارسیده است. برای انسان در مقام شهروند به‌مثابه موجودی کنش‌گر که اتفاقاً در همین شهر مدرن چشم به جهان گشوده و از مانیفست مدرنیته آموخته است که «شک»، اصل اخلاقی و راه نجات و رهایی است، پرسش‌های متعدد از جایگاهش در نظام سیاسی-اقتصادی مدرن پاسخی قاطع می‌طلبد تا درد درونی‌اش تسکین یابد. برج‌های تجارت جهانی دیگر پاسخ نیست، آرزو و آمال شهروند نیویورکی که خسته از آرمان‌های لوکوربوزیه است، محتوای دیگری است. جامعة پرسش‌گر آمریکا، پرسش‌های متعددی از ارمغان دنیای مدرن به‌ویژه در جای‌جای دنیا در ذهن دارد و پاسخی نمی‌یابد. اینکه دنیای مدرن توانسته باشد سعادت را برای همگان به ارمغان آورده باشد، به‌دشواری پذیرفتنی است؛ به‌ویژه آنکه در دنیای شرق شعارهای ضد آمریکا و سیاست‌هایش، هرچند از خلال سانسورهای خبری، به گوشش می‌رسد. ساختار قدرت، برای اقناعی افکار عمومی پرسش‌گر به فکر می‌افتد. صرف‌نظر از سازوکار اجرا که در امر سیاسی قابل‌بررسی است، شعار «نیویورک مظلوم» می‌تواند تسکین‌بخش باشد. برج‌های نمادین تجارت جهانی باید جای خود را به پروژة نمادین دیگری بدهد که همواره پیام مظلومیت مردم آمریکا را مخابره کند. ساخت برج‌هایی بزرگ‌تر، مجهزتر و بلندتر نه‌تنها آرمانی نیست که ضد ارزش محسوب می‌شود. پروژة جدید باید جای خالی برج‌های تجارت جهانی و نیز یاد و خاطرة قربانیان حادثه را همواره یادآور شود تا قدری از انتقادهای فزاینده را به اقتصاد و سیاست مدرن بکاهد.

شاید قرائت رسمی ارائه‌شده توسط دولت مرکزی ایالات‌متحده از واقعة یازده سپتامبر، بالأخص با نحوة اجرای پروژه و عدم تطابق بسیاری از جنبه‌های آن با حقیقت، هرگز برای وجدان‌های آزاده و آگاه در آمریکا و جای‌جای جهان پذیرفتنی نشد، اما مظلومیت کشته‌های بی‌گناه در آن واقعه، امری انکارناپذیر است و زنده‌ نگه‌داشتن یاد و نام آن‌ها امری انسانی می‌نماید. ازاین‌رو، کانسپت اصلی طرح جایگزین بر همین اساس بنیان گذاشته شد. در طرح جایگزین، نام همة افرادی که در آن واقعه جان خود را از دست دادند، به‌نحوی هنرمندانه بر دیوارها حک شده است تا ابراز همدردی با خانوادة آنان دست‌مایة فراموشی حقیقت ماجرا شود.

برج‌های تجارت جهانی، دیگر واجد معنای نمادین پیشرفت و سعادت انسان نبودند بلکه آرام‌آرام، با سر برآوردن ناراستی‌های زندگی مدرن، موجب برانگیخته‌شدن خشم توده‌های آگاه مردم آمریکا و ملت‌هایی می‌شدند که نسبت به مدرنیته بدگمان بودند. بدگمانی آنان نباید ادامه می‌یافت. معماری نقش تاریخی خود را به‌مثابه رسانه‌ای جاویدان در دست خواست قدرت بار دیگر ایفا کرد.

اما پرسش اساسی، نه از واقعیت ماجرای یازده سپتامبر، نه از حقیقت آن و نه از سیاست‌های دولت مرکزی ایالات‌متحده که از نقش حقیقی و رسالت معماری است. در دنیای مجازی پیش رو، معماری نماد و نشانة کدام حقیقت است؟ رسالت راستین معماری چیست و چه زمانی معماری از قیدوبندهای نهاد قدرت رها خواهد شد و آن را به انجام خواهد رساند؟

 

این مقاله پیش‌تر در روزنامه شرق تحت عنوان «معماری و مسألة حقیقت» منتشر شده است.

منابع:

آرنت، هانا (۱۳۹۲). میان گذشته و آینده، ترجمه سعید مقدم، چاپ دوم، تهران: نشر دات.

برمن، مارشال (۱۳۸۹). تجربة مدرنیته، ترجمه مراد فرهادپور، چاپ هشتم، تهران: طرح نو.

تاریخ انتشار

يكشنبه, خرداد 2, 1395 - 23:34

شاخه اصلی

معماری

معرفی کتاب «مبانی نور و روشنایی»

در این یادداشت، مروری  بر کتاب چهارم دانش زیباسازی شهری  با عنوان «مبانی نور و روشنایی» را  خواهیم داشت. «مبانی نور و روشنایی» عنوان کتابی نوشته  گروه  علمی  متشکل از کاوه احمدیان، افشین کسائیان، محمود راز جویان، سید ابوالحسن ریاضی، سید جواد موسوی، لاله کاظمی، اعظم عابد ابیانه  و مشاوره شرکت «رستاک پویا طرح» است  که  نشر هنر معماری قرن در سال 1392 در 55 صفحه  با  طرح جلد  فواد علیجانی به چاپ رسانده است.  

کاوه احمدیان  کارشناس ارشد  مهندسی  برق  دانشگاه علم  و صنعت ایران  و مدرس دانشگاه علم و صنعت  ایران از سال 1382  است. وی برنده  جایزه  بهترین کارگاه برگزار شده  در اولین کنفرانس روشنایی شهری در سال 1386 است. همچنین  برگزاری دوره های  مختلف روشنایی  و نور پردازی  از سال 1385  را  داشته است. احمدیان  انتشار کتابهای «اصول طراحی روشنايی بيرونی»، «آشنايی با اصول طراحی روشنايی»، «مهندسی روشنايی: راهنمای تصويری، کاربردی و سريع»، «اصول طراحی روشنايی از ديدگاه ايمنی و بهداشت» و تدوین چندین مقاله در زمینه نورپردازی و روشنایی را دارد. همچنین  وی طراح و مجری پروژه های نور پردازی بوده و علاوه  بر  کتاب «مبانی نور و روشنايی» در دو کتاب دیگر «نورپردازی بناهای ارزشمند» و «نورپردازی پل ها»  در مجموعه «دانش زيباسازی شهری» همکاری داشته است.

افشین کسائیان  کارشناس مهندسی برق قدرت هم علاوه  بر کتاب «مباني نور و روشنايي» در کتابهای «نور پردازی بناهای ارزشمند» و «نور پردازی حاشیه ها و بزرگراه ها» همکاری داشته است.

و محمود راز جویان  دارای  مدرک  دکتری معماری است. وی پس از اخذ مدرک  کارشناسی  ارشد  رشته معماری  از دانشگاه تهران برای  ادامه تحصیل عازم آمریکا شد و توانست تحصیلات تکمیلی خود را در رشته معماری با گرایش روان‌شناسی محیط  از دانشگاه پنسیلوانیای امریکا در سال 1980 ادامه دهد. ایشان هم اکنون عضو هیئت علمی  و استاد دانشگاه شهید بهشتی است. وی مولف کتب «آسايش در پناه معماری هم ساز با اقليم» و «آسایش در پناه باد» می باشد  که  کتاب «آسایش در پناه باد» در دوره بیستم از طرف  وزارت  فرهنگ  و ارشاد اسلامی به عنوان  کتاب  سال  برگزیده انتخاب شده است.

سید ابوالحسن ریاضی  دارای  دکترای جغرافیای انسانی است. وی استاد  و عضو گروه مطالعات فرهنگی در پژوهشکده از سال 1385 تاکنون است. علایق پژوهشی وی «فلسفه جغرافیا»، «سیاست‌گذاری» و «برنامه‌ریزی شهری» است.

سید جواد موسوی  کارشناس  ارشد  طراحی صنعتی  است و لاله کاظمی  کارشناس عمران که علاوه بر کتاب «مباني نور و روشنايي»  در کتاب «آب نما های شهری» و «نور پرداری بنا های ارزشمند» همکاری  داشته  است. همچنین اعظم عابد ابیانه   کارشناس ارشد طراحی صنعتی است که علاوه  بر این کتاب، همکاری در کتب دیگر دانش زیباسازی شهری و همچنین «مطالعات طراحی وسایل بازی کودکان در فضای باز» را برای سازمان زیباسازی شهر تهران در کارنامه خود دارد.

در مجموع تیم نویسنده این اثر از حوزه های برق قدرت، معماری، طراحی صنعتی و جغرافیا وبرنامه ریزی شهری بوده و بیشتر متمرکز بر حوزه «برق و قدرت» می باشند.

کتاب «مبانی نور و روشنایی» شامل پنج بخش «نور»، «انواع لامپ ها»، «مروری بر انواع چراغ ها»، «محاسبات روشنایی» و «توصیه ها و نکاتی در انتخاب لامپ» است.

در مقدمه اثر نور و روشنایی را یکی از تجلیات هستی  دانسته که نقش اساسی  در حیات  آدمی  دارد و با توجه  به  رشد و توسعه تکنولوژی در این زمینه، امروزه نورپردازی به یک دانش تخصصی، آمیزه ای از علم و هنر در آمده است. با  تاریک شدن  هوا  نور پردازی موجب  آرامش شده  و زندگی شبانه را میسر می نماید. در نتیجه نور پردازی یکی از موثرترین عوامل ارتقاء  کیفیت  فضا و هویت شهری است. به کمک آن عناصر مطلوب  و هویت شهر را برجسته  و  به عکس  نقاط  نامطلوب را در تاریکی  می توان محو نمود.

بخش اول «نور» را در پیوندی تاریخی با حیات بشر مطرح می کند. زندگی بدون «نور» طبیعی خورشید غیر ممکن است و با «نور»  درک  و شناخت  محیط  پیرامون ما میسر می گردد و هشتاد در صد این شناخت نیز از طریق چشمها  بدست می آید. همچنین «نور» با  مشخص  نمودن موانع، ایمنی به  همراه دارد.  به غیر از این  موارد  کاربردی  نحوه، میزان و رنگ نور، تاثیری  بسزا  بر روح  و تندرستی انسان  و برداشت فردی از محیط دارد. بعد از این توضیحات به شرح  تخصصی موارد زیر از مفهوم «نور» می پردازد:

طول موج نور: وجه  تمایز نور مرئی  با  سایر تشعشعات الکترو مغناطیسی  طول موج  آنها  یعنی  بین 380  نانومتر تا 780 نانومتر است  که  چشم انسان  به آن حساس است. اتمسفر مانع  از ورود  تشعشعات  خطرناک  مادون قرمز و ماوراء بنفش است.

طیف نور: نور مرئی  یا سفید خورشید،  امواج الکترو مغناطیسی با طول  موجهای متفاوت است  که  با  بر خورد  به  منشور مصنوعی  یا  طبیعی( باران ) به  یک  طیف رنگی(رنگین کمان) قابل دیدن است  که  هر  رنگ  طول موج  مشخصی  دارد و جمع تمام  این امواج نوری  در  چشم  تبدیل به نور سفید  می گردد. برای دیده شدن رنگ اجسام  باید  نور سفید متشکل از طیف تمام رنگها بر اشیاء تابیده شود.    

شار نوری (جریان نوری): همان معدل فیزیکی  توان  تابشی یا  کل نوری است  که  لامپ در تمام  جهات  فضا منتشر می نماید.

شدت نور(I): حاصل  تقسیم  شار نوری  ساطع  از یک  زاویه  فضایی  بر همان  زاویه  فضایی  را  «شدت نور» گویند.

شدت روشنایی(E): حاصل تقسیم  شار نوری  بر مساحت سطح را «شدت روشنایی» نامند. 

درخشندگی(L): شدت  نور روی  سطح دیده  شده  را  درخشندگی  گویند  که  واحدی  برای  اندازه گیری  تاثیر  روشنایی است  که سطح روشن شده  روی  چشم ایجاد می نماید.

مشخصه مواد: با تابش  نور بر مادهای مانند  شیشه  بخشی از نور منعکس، بخشی از  نور جذب  و بخشی از آن عبور می کند  که این شار نوری  به  «انعکاسی»، «جذبی» و «عبوری» تقسیم می شود.

رنگ نور : «رنگ نور را  تاثیر رنگی می نامند  که  از  یک  منبع  نور  حس  می کنیم.»( صفحه 22)

شاخص نمود رنگ (CRI): «از این عبارت  متوجه  یکی از  ویژگی های  منبع  نور می شویم  که  شیئی روشن  شده  تا  چه  حد  با رنگ های طبیعی به  نظر می رسد.» (صفحه 23)

بخش دوم  کتاب ابتدا «امکان تامین روشنایی» از سه طریق حرارتی، الکترو مغناطیسی و تابناکی که  به  دو  صورت طبیعی و مصنوعی موجود است  و «مشخصات الکتریکی لامپ ها» شامل توان الکتریکی، بهره نوری، رنگ نور و نمود رنگ است را مطرح نموده و در ادامه انواع لامپهای  مذکور  زیر  را  به  همراه  تصاویر  ساختمان  تک تک  آنها  معرفی و شرح میدهد:                           

«لامپ های التهابی»، «لامپ های التهابی هالوژنی»، «ساختار لامپ های فلورسنت(مهتابی)»، «لامپ های فلورسنت فشرده»، «لامپ های بخار جیوه پرفشار»، «لامپ های های بخار فلز- هالوژن(متال هالید)»، «لامپ های های بخار فلز- هالوژن کم توان»، «لامپ های بخار سدیم پر فشار»، «لامپ های بخار سدیم کم فشار»، «دیوید های نوری(LED)» و در آخر «بهره نوری لامپ ها» را  توضیح  و تفسیر می نماید.  

بخش سوم اثر به «انواع چراغ ها»  با شرح و توضیح تخصصی موارد  زیر می پردازد:

«پرژکتورها» که بر اساس  پخش  نورشان  به  دو  دسته  «پرژکتورهای متقارن» و «نامتقارن» تقسیم می شوند.

«چراغ های دیواری» روی دیوار و ستون برای تزئین و تاکید نصب می شوند و به دو گروه  توکار  و  روکار  تقسیم  می گردند.

«چراغ های دفنی» که درون  زمین  قرار می گیرند و برای روشن نمودن سطوح عمودی  کاربرد  بسیار دارند.

«چراغ های سقفی» در قسمتهای  مختلف  بنا  از  جمله  در زیر کنسول نماها  و توکار  سقفی استفاده می شنود.

«چراغ های پایه  کوتاه BOLLARD» معمولا برای  فضای  سبز  و معابر پیاده  کاربرد  دارند.

«چراغ های  پارکی  و پایه دار» همانطور که  از نامشان  مشخص است  برای  پارکها و فضای سبز استفاده می شوند.

«نوارها، تیوب ها و پنل ها LED» تک رنگ  یا  با  قابلیت  تغییر رنگ هستند و از انعطاف پذیری خوبی  برخور دارند  و با استفاده  در  لبه  خطها، شکلها  و  حجمها  بر  موضوع  تاکید  می کنند.

«فیبر نوری» در مواردی  که  هدف  تاکید  روی  مرزها و مسیرهاست  یا  دسترسی سخت است از فیبر نوری استفاده می شود.

«نحوه توزیع شدت نور:  خروجی  از  یک  رفلکتور چراغ  و لامپ های  رفلکتور دار، به  صورت  منحنی های  توزیع شدت نور IDC  ارائه  می شوند. با استفاده  از این  منحنی ها  می توان  شدت نور  ناشی  از  چراغ  را  در  زوایای  مختلف  نسبت  به  پای  عمود  چراغ  به دست آورد.» (صفحه 52)

بخش چهارم  کتاب  به  محاسبات  روشنایی  با  دستگاه  لوکس متر به  طور خلاصه  و تخصصی می پردازد.

 و بخش آخر یاد آوری توصیه ها ونکاتی کوتاه برای انتخاب لامپ ها است.

در مجموع اثر اطلاعات مختصری از برق و قدرت با مباحث تخصصی نور و روشنایی را مطرح کرده است. اگر چه  مطالب کاملا فنی و تخصصی است  ولی  اطلاعات  مفید  و کوتاهی  برای  طراحان  و هنرمندان  به لحاظ  شناخت فنی  با  نور و روشنایی و نکات کارکردی آن  دارد. همچنین به مسئولین و برنامه ریزان شهری  اهمیت نور و روشنایی و حضور آن را  در فضای شهری  یادآورمی شود اینکه   نورپردازی  به  یک  دانش تخصصی، آمیزه ای  از علم  و هنر نیاز دارد  و در هویت  بخشی  و  تاکید فضاهای  هویتی  هر  شهر  نقش  بسزایی  دارد.

تاریخ انتشار

جمعه, بهمن 9, 1394 - 11:29

شاخه اصلی

کتاب

غازهای دهکده‌ی «حیران« در انتظار معامله لانه شان هستند

فرهنگ طبقه ی بالا همیشه موجب رشد جامعه شده است چون آن ها کنترل وسایل تولید، سرمایه فرهنگی بالا و خلاقیت رو به رشد را در دست دارند و مالک توسعه و حتی آینده هستند. اما اگر این طبقه بالا سرمایه فرهنگی و تفکر پایینی داشته و بیشتر به تفریح و خوشگذرانی و درآوردن پول مورد نیازشان از همین محل متمرکز شوند، امکان دارد این فساد رفته رفته به زوال زندگی و حتی نابودی بشریت بیانجامد که در گذشته هم پیامبران وقتی منبعث می شدند که انسان ها با طغیان در چنین اموری موجب فساد می شدند.

آموزش غیررسمی فرهنگ و رونق بازار ویلاسازی

چند سال پیش فیلم تلویزیونی میز که در شبکه سبلان پخش می شد، به نمایش صحنه هایی از افرادی که پول های خوبی را با هر دسیسه و مکری به دست می آوردند و بر مدیریت ها هم تأثیرگذار بوند، در تلویزیون نشان داده می شد. صحنه های خاطره انگیزی که در یکی از خانه های روستای حاجی امیر بود، هنوز هم شاید در خاطر مردم منطقه مانده باشد، اما آن موقع به جای این که این فیلم در مورد این روابط و نفی آن در سیستم شهر نتیجه بدهد، احتمالا به تقلید مردم از این روابط انجامید.

تابلویی کنار جاده با فونتهای قرمز رنگ می درخشد مبنی بر این که کارمندان شبکه بهداشت می توانند در مهمانسرا اقامت کنند و این نوع امکانات در خصوص قشری از اعضای جامعه که ماشاالله همیشه هم مورد حمایت هستند، یقینا به سایر مردم آموزش می دهد که اینجا "محل اقامت" شهروندان خاصی و می شود شبی در سکوت قدیمی آنجا سر کرد، از این رو با چنین تصویرهایی رقابت در گرفته و افرادی که علاقمندند، با پولهای خوبشان دنبال این فرهنگ رفتند.

این میهمانی در عین وضعیتی است که روستائیان دل و دماغی برای ساختن و اصلاح خانه هایشان ندارند و یا فضای زندگی شبیه به خرابه در کمین زندگی آن ها است و حوصله یا پولی برای بازسازی اش ندارند. انگار عمر ترویج و آموزش روستایی در اینجا به پایان رسیده و عوضش تبلیغاتی جای آن را گرفته که هم روستائیان را و هم رهگذران گردنه را ترغیب به ساختن خانه های ویلایی می کند تا رفته رفته نسل آدم هایی که قرار است در این کوه ها کار کنند منقرض شود.

از اولین ویلاهای تک و توکی که به راه افتادند، کمین کردن در پی خریدن زمین ها با متراژ بالا صورت گرفت. به طور اتفاقی با یکی از افرادی که می گوید دوازده سال است در اینجا زندگی می کند گفت و گو می کنم و می گوید، آن موقع متری روی کوه زمین را با قیمت هفت هزار تومان خریدم که کسی هم نمی خرید، اما الان دویست هزار تومان شده است و نگه داشتم برای روز مبادا. منتظر بودم روستائیانی که می خواهند بروند شهر و آپارتمان بخرند و زمینشان را که می فروشند را بخرم.

او معتقد است همیشه خدا به او روزی رسانده و یاریش کرده است و اینجا هم ماهی ده روز می آید و هر کسی هم که زمینی برای فروش داشت و عجله برای فروش داشت را خریده است. البته او زمین چندانی ندارد و فقط نمونه ای معرف از شبکه ای است که در این سال ها به خرید و فروش زمین ها پرداخته اند؛ انگار چنین الگویی برای کمین گری خرید زمین های روی دست مانده از شهرهای بزرگ به اینجا هم سرایت کرده است.

زوال طبقه روستایی و شکوه اهل فراغت

مطلع محلی می گوید: ارث های زیادی که از پدرها به فرزندان رسید، وقتی می خواستند تقسیم کنند، مساحتهایی که ایجاد می شد خیلی کم بود و قبلا بسیاری از برادران ارث پدری را در اختیار یک برادر گذاشته و به شهر می رفتند اما در جریان ترویج ویلاسازی، این زمین ها ارزش فروش پیدا کرده و آن برادر روستایی هم به جای کاشتن زمین موروثی کم ارزشی که  دیگرچشم برادران هم دنبالش بود، به شغل فنس کشی، کارگری و دکه داری مشغول شد.

اینک در و دیوار آن ساختمان های قدیمی به درد نخور، فقط به درد آگهی ساخت و ساز می خورند و اینجا تقریبا شبیه به بازار ساختمانی شده و بسیاری از جوانان اردبیل و حیران در اینجا کار می کنند. جوانی می گوید: مدت ها است فنس کشی می کنم و هر کس هم نسازد، زمینش را مجبور است فنس کشی کند. الان به جای شغل ابا و اجدادی ام به این کار مشغول هستم و در شهر مهندسی کشاورزی می خوانم.

جوانی می گوید: ما در اینجا شغل دامداری و کشت و زرع نداریم، برعکس توانسته ایم در این کارهای ساختمانی فعالیت کرده و مشغول شویم. اما با این وضعی که اتفاق افتاده و دیگر مجوز نمی دهند، این شغل هم از دست رفته و ای کاش می توانستیم با این وضع آب، به شغل پدران مان بپردازیم که خیلی هم علاقمندیم اما امکاناتی مانند آب و گاز نداریم و از طرفی دیگر زمینی برای کاشتن در این منطقه نمانده است.

یکی از کافه داران معترض است و می گوید آن هایی که باید مواظب این قضیه بودند، کاری نکردند و بلکه خودشان به این کار مجوز دادند و هر کس خواست توانست خانه بسازد و این گونه ویلاسازی در اینجا رواج یافت. بلکه آن ها خودشان هم در مواردی به داد و ستد پرداختند و بنگاه معاملات املاک در این ده رونق گرفت تا جایی که بسیاری از افراد کارشان خدمات رساندن برای خرید و فروش زمین و یا احداث خانه در حیران بود.

یکی از اعضای شورای شهر می گوید: سیستم مدیریت روستا در این مورد تقصیری ندارد و فقط به کارهای قانونی اش عمل می کند و هیچ منع قانونی در مورد خرید و فروش نداشت. همه ی ملکهای ویلاهای موجود در گذشته به صورت قانونی واگذار شده اند و این که چرا قانون در این مورد که دهی به سرعت بتواند به این گونه رشد کند، چیزی ننوشته، مقصرش مسئولان روستا نیستند، اما با این وضعی که پیش آمده بسیاری از افراد همین روستا به جای تمام مقامات بالا مشکل را در اینجا جست و جو می کنند.

او اظهار می کند: زمانی با گاو و خویش کشاورزی می کردیم و آن ها را با پای خودشان به دامنه کوه برده و آنجا را شخم زده و می کاشتیم، اما امروز باید تراکتور را به دامنه کوه ببریم و این برای من سخت است در حالی که در همان جا با امکاناتی که شهرنشینان دارند به راحتی می شود خانه ساخت و راه کشید و چراغانی کرد. از طرفی با این بلواهایی که به پا شده است، مسئولان کشاورزی آمدند و به دیوارهای زمین من که کاربری کشاورزی دارد اشکال تراشی کردند.

او می گوید: با این وضعیت و کم شدن جمعیت مستقر در این منطقه، مدارس اینجا دیگر رو به زوال بوده و جمعیت دانش آموزی کم شده و آن اندک دانش آموزان هم باید برای تحصیل به شهر بروند و الان من دو پسرم در شهر هستند و زنم با آن ها زندگی می کند و من هم اینجا هستم. هیچ تفریحی هم نداریم و برای اینکه جوانان مان به همین قلیان سراها نروند، مجبوریم برویم نمین و آستارا باشگاه اجاره کرده و برای تفریح به آن جا برویم.

جوان دیگری می گوید: بیشتر ما برای کار کردن به آستارا و اردبیل امیدواریم و اینجا دیگر کار خاصی نداریم و باعث شده خانواده مان اقدام به تأمین خانه اجاره ای و یا خرید آپارتمان در شهرهای اطراف کرده و والدین مان هم پراکنده شوند. اما اگر همینجا هم کار کنیم، موقعی که زمان اوج کار ما هست، یعنی تابستان، اینجا عین برنامه ی عروسی شده و همه شب ها تا ساعت دو نصف شب آهنگ باز می کنند چون زمان شان آزاد است و دلشان شب نیشینی می خواهد، اما ما باید اول صبح بلند شویم و برویم سرکار اما چگونه؟

نتیجه گیری:

دم در خانه های تک و توکی که بافت سنتی هستند، غازهای بی زبانی دیده می شود که عصر هنگام ایستاده و به دوردست ها می نگرند و اگر خوراک انسان نبودند و قرار بود زمانی بفهمند، به این می اندیشیدند که با فروخته شدن این خانه و تغییر شغل صاحب آن همان طور که گاوها از این روستا رخت بر بستند، ما هم به تدریج باید راهی را برویم که یوزپلنگ ایرانی می پیماید و به تصویری بر روی لباس ورزشکاران تبدیل شویم.

اگرچه عموم روستاهای ایران جمعیت و اسکان ناپایداری دارند، اما روند آموزش پنهان در فرهنگ رسمی که به اشتغال معامله گران کمین کرده و مشاغل عمرانی  در روستای حیران انجامیده است را نمی توان پدیده ای طبیعی و دگرگونی تاریخ پنداشت. آن چه اینجا اتفاق افتاده است، رویارویی و یا سلطه ی فراغت و اقتصاد شهری بر اکوسیستم جنگل بوده و به تدریج موجب به تاریخ انقضا نزدیک شدن طبیعت می شوند. اینجا است که با وجود قدمت عمران و آبادانی پنداشتن امری مانند ساختن خانه در ذهن تک تک مردم، باید پرسیدآیا واقعا ایران با ساختن خانه آباد می شود یا ویران؟

* روستای حیران در مرزی میان استانهای گیلان و اردبیل واقع شده و در طی دهه اخیر شاهد رشد بی سابقه ی ویلاسازی شده است. علاوه بر این روستا، سایر روستاهای همجوار آن  مانند حاجی امیر، ونه بین و گیلاده  نیز از این آسیب برخوردار شده اند.

تاریخ انتشار

پنجشنبه, مهر 30, 1394 - 01:03

شاخه اصلی

اقتصاد سیاسی

فضای عمومی شهر: فضایی برای همگان؟

عکس: پارک بانوان، رشت، ایران/ فضاهای عمومی نه تنها عناصر مهمی در ارتقاء کیفیت کالبدی و زیبایی شناختی شهرها هستند بلکه مکانی برای تسهیل و ترویج تعاملات انسانی به شمار می¬روند. این فضاها از طریق افزایش حس همبستگی اجتماعی و ایجاد جوامع سرزنده و شاداب در ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان موثرند. چنین ویژگی¬هایی فضاهای عمومی را از دیرباز تا کنون به یکی از موارد مورد علاقه و توجه طراحان،‌ برنامه ریزان و مدیران شهری تبدیل نموده است. بُعد اجتماعی از فضاهای عمومی در زمینه ارتباط میان افراد در فضای عمومی جامعه، نحوه ادراک فضا توسط افراد و واکنش آنها در رابطه با محیط بحث می¬نماید. به عبارت دیگر در این ساختاراجتماعی «فضا» و «مردم» دو مفهوم مرتبط هستند که مطالعه یکی بدون در نظر گرفتن دیگری به سادگی امکان پذیر نیست.
فضاهای عمومی شهر،‌ آنچنان که از نام آن بر می¬آید،‌ می باید برای همگان در دسترس باشد تا افراد بتوانند آزادانه و بدون پرداخت هزینه از آن استفاده نمایند. چنانچه یک فضای عمومی سرزنده و کارآمد را فضایی بدانیم که تمامی گروه های مختلف اجتماعی، ‌سنی،‌ جنسی، ‌مذهبی و ... را به حضور در فضا  و استفاده از آن ترغیب می نماید،‌ فضای عمومی ناکارآمد  گروه¬های خاصی از جامعه را از استفاده از فضای عمومی منع می¬سازند. ممنوعیت از استفاده از فضاهای عمومی شهر می تواند دلایل مختلفی داشته باشد و به طرق مختلف صورت گیرد:‌ در حالی که برخی از انواع محرومیت و ممنوعیت ها در استفاده از فضاهای عمومی به صورت هدفمند،‌ آگاهانه و با برنامه ریزی قبلی انجام می¬گیرند، گاهی گروه¬های مختلفی از شهروندان جامعه به طور خودخواسته و داوطلبانه از استفاده از فضای عمومی شهر امتناع می¬ورزند. با توجه به اینکه یکی از مهم ترین اهداف فضاهای عمومی شهر ارتقاء کیفیت زندگی اجتماعی شهروندان از طریق تسهیل تعاملات اجتماعی میان مردم است، ‌آیا چنین فضاهایی که مانع استفاده گروه های خاص از شهروندان می¬شوند، ‌پاسخگوی این هدف اولیه از ایجاد و ساخت فضاهای عمومی خواهند بود؟ با توجه به اهمیت دو مفهوم «فضا» و «مردم»‌ در این ساختار،‌ در این مقاله،‌ دو نوع "محرومیت برنامه ریزی شده" و  "محرومیت خودخواسته" شهروندان در استفاده از فضاهای عمومی  مورد بررسی قرا ر می گیرد.
محرومیت برنامه ریزی شده :‌ این نوع منع یا محرومیت از استفاده از فضای عمومی زمانی اتفاق می¬افتد که فضای عمومی برای استفاده گروه¬های خاصی از جامعه طراحی و ساخته شده است و سایر شهروندان بنا به دلایل و بر اساس معیارهای گوناگون از استفاده از این فضاها منع می¬شوند و حضور آنها در این فضاها و استفاده از آنها به هیچ وجه امکان پذیر نیست. محرومیت از حضور و استفاده از پارک های بانوان برای مردان نمونه ای از محرومیت برنامه ریزی  شده در استفاده از فضاهای عمومی شهری است که بر اساس معیارهای جنسیتی صورت می¬گیرد. پارک های بانوان که در سال¬های اخیر در بسیاری ازشهرهای ایران ساخته شده اند، نمونه ای از فضای عمومی است که صرفا برای استفاده شهروندان زن ساخته شده است و استفاده مردان از این پارک¬ها ممنوع است. از سوی دیگر به منظور جلوگیری از ورود مردان به پارک، ورود بانوان و استفاده آنان از این پارک¬ها  تحت نظارت و کنترل سیستم مدیریتی پارک صورت می¬گیرد. به منظور تسهیل فرایند کنترل و نظارت بر فضای عمومی، طراحی پارک های بانوان متاثر از مدل قلعه شهری  است تا ورود و خروج بانوان به پارک و عملکرد آنان در داخل فضا  کنترل شود.
محرومیت برنامه ریزی نشده :‌ بر خلاف گروه اول، این قبیل فضاهای عمومی برای استفاده تمامی شهروندان برنامه ریزی و ساخته شده و به طور کلی پذیرای تمامی گروه های مختلف جامعه هستند. استفاده از چنین فضاهایی برای تمامی افراد بدون هیچ گونه شرایط و قید و شرطی آزاد و بلامانع است. اگرچه علیرغم آزادی و عدم محدودیت و ممنوعیت در استفاده از فضا توسط شهروندان، ‌برخی گروه¬ها و افراد در جامعه ممکن است به صورت خودخواسته و یا ناخواسته از استفاده از این فضاها محروم شوند. برخلاف گروه نخست، ‌اگرچه منع قانونی و برنامه از پیش تعیین شده  مانع حضور و استفاده افراد از فضا نیست، سایر ‌شرایط  اعم از ویژگی های کالبدی، ‌اجتماعی،‌ اقتصادی، ‌زمانی  و... می¬توانند زمینه ساز عدم تمایل به حضور و استفاده افراد از فضای عمومی شوند.
حس ایمنی و امنیت افراد در محیط از جمله مواردی است که با تمایل آنان به حضور و یا عدم حضور در فضای عمومی و استفاده از آن ارتباطی تنگاتنگ دارد. تامین امنیت و ایمنی کاربران یکی از معیارهای اساسی در ایجاد یک فضای شهری سرزنده و کارآمد است، به طوری که احساس عدم امنیت و در خطر بودن،‌ ترس از قربانی شدن و آسیب دیدن تهدیدی در استفاده از فضاهای عمومی و ایجاد سرزندگی فضایی است. از این رو،‌ توجه به مسئله ایمنی و امنیت در برنامه ریزی، ‌ساخت و مدیریت فضاهای عمومی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. به طور مثال زنان در برخی فضاها و محیط های خاص شهر بیشتر از مردان دچار احساس در خطر بودن و عدم امنیت می شوند. این حس در فضاهای گوناگون می تواند ناشی از عوامل مختلف نظیر سابقه تاریخی بد فضا و یا تجربه فردی ناخوشایند آنان باشد. در نتیجه بسیاری از زنان برای مقابله با احساس عدم امنیت مداوم زندگی اجتماعی محتاطانه و محافظه کارانه ای را پیش می¬گیرند. این بدین معناست که بسیاری از زنان ممکن است از فعالیت¬های اجتماعی و فضاهای عمومی  خاص دوری کنند تا احتمال بروز خطر را به کمترین میزان کاهش دهند. بنابراین علیرغم وجود هرگونه منع و محدودیت قانونی زنان به منظور تامین حس امنیت و احساس راحتی بیشتر به صورت خودخواسته و داوطلبانه از استفاده از چنین فضاهای عمومی (و یا استفاده از آنها در ساعات و اوقات خاص) خودداری می¬نمایند. موارد متعدد از عدم تمایل سالمندان و معلولین از فضاهای عمومی شهر از دیگر نمونه¬های قابل ذکر در این زمینه است. به طوری که به دلیل عدم وجود امکانات لازم و مورد نیاز، بسیاری از سالمندان و معلولین به طور ناخواسته از استفاده از بسیاری از فضاهای عمومی شهر باز می مانند.
 بر اساس نمونه¬های ذکر شده منع حضور و محرومیت از استفاده از فضاهای عمومی برای گروه¬هایی از افراد جامعه، ‌چه به صورت برنامه ریزی شده و هدفمند و چه برنامه ریزی نشده و داوطلبانه، سبب کاهش تداوم حضور افراد در فضا و در نتیجه کاهش سرزندگی فضایی خواهد شد. همانگونه که قبلا ذکر شد،‌ با توجه به اینکه یکی از مهم ترین اهداف ایجاد فضاهای عمومی در شهر ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان از طریق تسهیل و ترویج تعاملات اجتماعی میان افراد جامعه است،‌ ایجاد هرگونه مانع و محدودیت در استفاده افراد از فضای عمومی بر خلاف این هدف اولیه خواهد بود. در مقابل،‌ چنانچه افراد در هنگام حضور در فضا احساس امنیت و راحتی داشته باشند، ‌از بودن در محیط لذت ببرند و قادر به انجام فعالیت¬های دلخواه خود باشند تمایل به گذراندن مدت زمان بیشتری در فضا خواهند داشت.  بدین ترتیب تراکم و تداوم حضور افراد در فضای عمومی امکان برخورد و شکل گیری تعاملات اجتماعی میان افراد را افزایش داده و در بهبود سرزندگی محیط موثر خواهد بود.

 



 

 

تاریخ انتشار

سه شنبه, شهريور 3, 1394 - 07:27

شاخه اصلی

شهر و فرهنگ

چند نکته درباره تخریب بافت‌‌های فرسوده ناتوانی دست‌‌های سیمانی

درآغاز دهه هفتاد در و دیوار شهر ناگهان شکل عوض کرد. من که هنوز هم دلباخته شعار‌های آرمانی دهه شصت بودم و جدی جدی باورم شده بود باید تا رفع فتنه در عالم از پای ننشینم، با دیدن تبلیغات رنگارنگی که مردم را به هرچه بیشتر خوردن و مصرف کردن دعوت می‌‌‌کرد حالم بد می‌‌‌شد. ما قرار بود گرسنگان آفریقایی را از فقر و فلاکت نجات دهیم، پس چرا روی بیلبورد‌های شهر تبلیغ خاویار دیده می‌‌‌شد؟... آن هم با تصویر یک پسربچه تپل که لپ‌‌هایش گل انداخته بود و بازو‌هایش را مثل قهرمان‌‌های زیبایی اندام بالا گرفته بود تا ما پستی و بلندی‌هایش را ببینیم. او ما را مسخره می‌‌‌کرد. او رسما ما را مسخره می‌‌‌کرد. در و دیوار شهر پر شده بود از تبلیغات نمایشگاه گل و گیاه و ماشین لباسشویی و یخچال و جاروبرقی و موز دُل و الخ. آنهایی که در و دیوار شهر را این شکلی کرده بودند حتما قصد مسخره کردن ما را داشتند که اگر چنین قصدی نداشتند، روی تابلو‌های شهر نمی‌‌‌نوشتند: چشم وا کن که جلوه دلدار/ به تجلی است بر در و دیوار

ما تا آن روز فکر می‌‌‌کردیم این بیت یعنی حق در همه جا متجلی است. ما قبل‌تر‌ها دیده بودیم روی دیوار می‌‌‌نویسند عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نکنید. نمی‌‌‌دانم آنها که شعار‌هایی از این دست روی دیوار می‌‌‌نوشتند به این شعار‌ها باور داشتند یا نه، ولی ما باور داشتیم. پس چرا این‌جوری حرف می‌‌‌زدند؟ آنها آمده بودند همه چیز را تغییر دهند. حتی شعر و شعار‌ها را داشتند جور دیگری تفسیر می‌‌‌کردند. همه چیز باید در خدمت نظم نوینی درمی‌‌‌آمد که آن‌‌ها می‌‌‌خواستند؛ حتی اشعار عرفانی؛ حتی آیات و احادیثی که تا چند وقت پیش گمان می‌‌‌کردیم معنای دیگری دارند. ما مردمان ساده‌دلی بودیم و با دیدن این چیز‌ها فکر می‌‌‌کردیم بزرگتر‌ها رسما سر ما را کلاه گذاشته‌اند. اگر کشتیبان را سیاست دیگر آمده بود پس چرا به ما نمی‌‌‌گفتند؟ نسبت ما با آرمان‌‌هایمان که نسبت سود و زیان نبود. ما که از روز اول گفته بودیم: ما را سری است با تو که گر خلق روزگار/ دشمن شوند و سر برود هم برآن سریم

خب، خیلی راحت به ما می‌‌گفتند قرار است قبله را عوض کنیم. مگر ما چیزی می‌‌‌گفتیم؟ می‌‌‌گفتند مصلحت است. مگر قبلا نگفتند؟ مگر وقتی گفتند باید از این آب و خاک دفاع کرد و جهاد واجب کفایی است، ان قلت آوردیم؟ مگر بهانه آوردیم و گفتیم چرا جنگ بعد از آزادسازی خرمشهر ادامه پیدا کرده است؟ مگر ما دیپلمات و سیاسی‌کار بودیم که از این حرف‌ها بلد باشیم؟ به ما گفته بودند تمامی‌‌ اسلام در مقابل تمامی‌‌ کفر ایستاده است و ما نه از باب تشبیه و استعاره که حقیقتا فکر می‌‌‌کردیم در سپاه سید و سالار شهیدان در حال شمشیر زدنیم. اجرمان را هم نه از بنیاد شهید می‌‌خواستیم و نه از بنیاد جانبازان. وقتی می‌‌گفتند اجرت با اباعبدالله، آن را شوخی نمی‌‌پنداشتیم. جدی جدی فکر می‌‌کردیم آقا اباعبدالله اجر و پاداش ما را خواهد داد و اگر کسی می‌‌خواست به ما پاداش دنیوی دهد، بانگ برمی‌‌آوردیم که: ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست/ احباب حاضرند به اعدا چه حاجت است

اما چیز‌هایی می‌‌دیدیم و می‌‌شنیدیم که به هیچ وجه با چیز‌هایی که پیش‌تر به ما گفته بودند جور درنمی‌‌‌آمد. لباس‌ها ماشین‌ها، ساختمان‌ها، روزنامه‌ها و قیافه‌ها داشت تغییر شکل می‌‌داد و این همه تغییر شکل برای ما که دوازده، سیزده سال در فضای دیگری زندگی می‌‌کردیم خیلی ناگهانی بود؛ شوک بود. اگر بگویم بعضی وقت‌ها شب که می‌آمدم خانه گریه می‌‌کردم، باور می‌‌کنید؟ با خودم می‌‌گفتم خدایا چرا دارد این‌جوری می‌‌شود؟ یعنی چه؟ اگر بگویم چند بار به این تابلو‌های تبلیغاتی روی دیوار حمله کرده‌ام، باور می‌‌کنید؟ یعنی با مشت و لگد افتادم به جانشان و بعضی‌های‌شان را پاره کردم. خب، بیشتر از این از من برنمی‌‌آمد. یک بار هم به سرم زد یک برج را بفرستم هوا. یعنی تی‌ان‌تی یا چیزی شبیه آن تهیه کنم و یک برج مجلل تازه‌ساز را بترکانم و یک‌جور‌هایی به گوش دولتمردان برسانم که نمی‌‌‌توانید هر کاری دلتان می‌‌خواهد، بکنید و آرمانگرایان را نادیده بگیرید. اما من این کار را نکردم. هم دلش را نداشتم و هم کم‌کم عقل از راه رسید و مرا نجات داد. با این حال، پس از گذشت این همه سال و علی‌رغم همه تغییرات بنیادینی که در ذهن و ضمیرم رخ داده است، معتقدم سیاستمداران در تغییراتی که باید انجام می‌‌دادند زیادی عجله کردند. آنها می‌‌توانستند ملاحظه آدم‌های ساده‌دلی مثل مرا هم بکنند و یک‌جور‌هایی از شیوه اقناعی استفاده کنند، نه این که یکباره بولدوزر بیندازند زیر همه چیز و سر و شکل کل شهر را از بیخ و بن تغییر دهند. آن روز‌ها ما وقتی می‌‌دیدیم، می‌‌،خواهند یک قسمت از شهر را به بهانه فرسوده بودن بکوبند و به جایش مجتمع مسکونی و اتوبان و برج بسازند، وحشت می‌‌کردیم و چهارستون روح و جانمان می‌‌لرزید. البته این ترس و وحشت فقط به روحیه آرمانگرایی ما برنمی‌‌گشت.چند علت داشت. یکی اینکه تعداد روستاییانی که پس از انقلاب به شهر آمدند به شدت قابل توجه بود. ناگهان جمعیت شهرنشین چندبرابر شد. این درست که روستاییان برای رفاه بیشتر به شهر آمدند اما ذهنیت خو گرفته به دشت و طبیعت بکر به آسانی نمی‌‌تواند با برج و آپارتمان و نوسازی بی‌رحمانه جهان‌سومی‌‌ کنار بیاید و به هر حال، نوعی بیگانگی با فضا‌های مدرن احساس می‌‌کند. دوم اینکه ذهنیت شاعرانه ایرانی‌ها با فضا‌های سنتی و قدیمی‌‌ به مراتب بیشتر انس و الفت دارد تا فضا‌های مدرن امروزی. آنها که شهری‌ترین فیلمساز ایرانی، یعنی مسعود کیمیایی، را به مخالفت با توسعه یا حتی ناجوانمردانه او را به همکاری با بعضی از جریان‌های خوفناک سیاسی متهم می‌‌کردند از این ماجرا غافل بودند که کیمیایی بیش از آنکه مخالف توسعه باشد، نگران فضا‌هایی است که کمر به قتل شعر بسته‌اند. چرا باید سلطان (نقش اول فیلم دندان مار) وسط اتوبان بایستد و بگوید دنیا مثل بهشت شده ولی من می‌‌ترسم؟ چرا باید شاملو، شاعر نوگرای ما که زندگی‌اش از همه شاعران هم‌نسلش شهری‌تر بود و موسیقی غربی استماع می‌‌‌کرد و شکل و ریختش هم به غربی‌ها شبیه بود، در ستایش روستا شعر بگوید؟ به این چیز‌ها فکر کرده‌ایم؟ هیچ فکر کرده‌ایم چرا یک‌جور‌هایی در رگ و خون خیلی از ماها عشق به بافت‌های فرسوده و بنا‌های قدیمی‌‌ وجود دارد و تخریب آن را معادل از دست رفتن تاریخ و سنت و فرهنگ خود می‌‌دانیم؟ تازه جای آنچه تخریب می‌‌‌کردیم، چه می‌‌‌نشاندیم؟ چیز‌هایی که به احساس بیگانگی ما بیشتر دامن می‌‌‌زد. اصلا شعر بالذات با فضا‌های امروزی مشکل دارد. چرا فروغ فرخزاد که شهری‌ترین شاعر تاریخ ماست، می‌‌‌گوید: و این منم/ زنی تنها/ در آستانه فصلی سرد/ و یأس ساده و غمناک آسمان/ و ناتوانی این دست‌های سیمانی

چرا دست‌های سیمانی؟ چرا سیمان و آهن و ماشین این‌قدر در نظر ما هولناک جلوه می‌‌کنند و ما همیشه با آنها احساس بیگانگی می‌‌کنیم؟ ذهنیت شاعرانه گمان می‌‌‌کند این ساختمان‌‌های جدید از حس زیستن، آن هم به معنای شاعرانه کلمه، تهی هستند. ذهنیت شاعرانه در ساختن مظاهر دنیای جدید پول را خیلی دخیل می‌‌داند و در نظرش آدم‌های کاسبکار و دلال‌صفت و بی‌عاطفه سردمدار تخریب قدیم و ساختن جدیدند. شاید مخالفت با ساختمان‌های قدیمی،‌‌ آن هم به بهانه نوسازی، یک علت دیگر هم دارد و آن ظلمی‌‌ است که به زعم ما، بر صاحبان آن بنا‌ها می‌‌‌رود. یادم هست سال‌ها پیش که می‌‌خواستند در مشهد ساختمان‌های اطراف حرم امام هشتم را تخریب و طرح توسعه و نوسازی حرم را پیاده کنند، همه می‌‌گفتند، می‌‌خواهند این خانه‌ها را مفت از مردم بخرند و آواره‌شان کنند. عین همین حرف‌ها را درباره طرح بزرگ نواب تهران هم می‌‌گفتند. من نمی‌‌دانم چقدر این حرف‌ها درست است، اما می‌‌دانم هر وقت صحبت تخریب بنا‌های قدیمی‌‌ می‌‌شود، اولین چیزی که د‌هان به د‌هان می‌‌گردد همین قضیه ظلم و اجحاف در حق صاحبان بناست. این را هم فراموش نکنیم که آن‌قدر در تخریب بنا‌های درست و حسابی و تاریخی بی‌رحمی‌‌ و بی‌ذوقی نشان داده‌ایم که کمتر کسی ظن خیر به تخریب‌کنندگان می‌‌‌برد. وقتی نمایندگان مجلس، آن هم تعداد قابل توجهی از آنها، نامه می‌‌‌دهند و از دولت می‌‌خواهند، بی‌اعتنا به وضعیت محیط زیست، در یکی از زیباترین و بکرترین نقاط دیدنی این کشور، یعنی جنگل ابر، جاده بسازد و به ویلاسازان اجازه ساخت‌وساز در آن منطقه را بدهد، چطور می‌‌‌توان توقع داشت مردم باور کنند در پس تخریب بافت‌های فرسوده نیت خیر وجود دارد؟ البته خدا را شکر، تلاش آن دسته از نمایندگان خدوم ملت همیشه در صحنه به سرانجام نرسید، اما منظورم این است که وقتی سودجویی و بی‌اعتنایی به منافع ملی تا این اندازه به سطوح بالا کشیده می‌‌شود، چرا نباید به نفس این ماجرا مشکوک بود؟ و داستان هم‌چنان ادامه دارد.

این مطلب در همکاری میان انسان شناسی و فرهنگ و نمایه تهران منتشر می شود.

سهل و ممتنع نوسازی بافت‌های فرسوده شهر، عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

صحبت از نوسازی و بافت فرسوده بحثی است سهل و ممتنع چنان که یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین چالش‌های شهرهای معاصر ایران به شمار می‌آید که به شکل‌های مختلف کیفیت زندگی در شهرهای بزرگ و کوچکمان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ظاهر موضوع، اما بسیار ساده و چه‌بسا پیش پا افتاده است. اما صحبت سر خانه و کاشانه مردمی است که روی نواری پرخطر از عالم هستی شب را به روز و روز را به شب می‌رسانند. خدای نکرده، کافی است زمین زیر پای‌مان بلرزد؛ چنان که پنجم دی ماه 1382 یا 31 خرداد 1369 زیر پای فرسوده‌نشینان بم و رودبار لرزید و دودمانشان را به باد داد. طبیعی است که فکر کنیم باید برای پایداری سکونت‌گاه‌های ناپایدار این سرزمین و ساختن سرپناهی محکم تدبیری بیندیشیم. اما چگونه؟

جواب این سوال را خیلی‌ها مدعی‌اند که می‌دانند؛ نه فقط از اهالی فن، که مردم هم. مردم کوچه و بازار هم نسخه‌ای پیچیده برای بلای فرسودگی دارند: کوبیدن و ساختن. از هر کسی که بپرسی به این سه اقدام عاجل می‌رسی که خانه‌ها و مناطق و بافت‌های فرسوده را اول باید شناخت، خراب کرد و بر اساس استانداردهای ساخت‌وساز از نو ساخت. اما جالب اینجاست که پیچیدگی‌های ممتنع، در بزنگاه هر سه، یعنی شناخت و تخریب و نوسازی، خود را نمایان می‌کنند.

اول، حوزه شناخت: در حال حاضر شورای عالی شهرسازی سه شاخص را به عنوان متر و معیار تشخیص فرسودگی بافت‌های شهری معرفی کرده است؛ نفوذناپذیری، ریزدانگی و ناپایداری. 

نفوذناپذیری بحثی ناظر به شکل و قیافه و کالبد شهر است. قطعا کوچه‌های تنگ و باریک در مناطق قدیمی شهرها و مناطقی که در دوران معاصر بی‌قاعده و بی‌حساب و کتاب ساخته شده‌اند، راه نفوذ را در مواقع حساس و بحرانی سد می‌کنند. خدای نکرده، اگر در تهران یا هر شهر دیگری زلزله بیاید، وسایل نقلیه امدادی چطور می‌توانند از این کوچه‌های بگذرند و خود را به عمق مناطق تخریب‌شده برسانند و مشغول امداد و آواربرداری شوند؟ نه‌ فقط هنگام زلزله، بلکه هنگام وقوع هر بحرانی، خواه بلای طبیعی باشد خواه بلای مصنوع انسان، چگونه می‌شود به مناطق بحرانی نفوذ کرد و بحران را از سر گذراند؟ این سوالی است پیش روی هر کسی که چشمش جلوتر از نوک بینی را می‌بیند و به فردا و احتمالات خوشایند و ناخوشایند آن فکر می‌کند.

ریزدانگی هم شاخص دیگری برای تشخیص فرسودگی است. قطعا گذر همه‌مان به محلات فقیرنشین و فرسوده تهران و شهرهای دیگر افتاده و دیده‌ایم که فقرا و افراد بی‌بضاعت چگونه عمرشان را در خانه‌های کوچک و محقر می‌گذرانند. ریزدانگی زمین‌ها و بلوک‌های شهری، اگر شاخص فرسودگی هم نباشد، قطعا شاخص فقر و فلاکت خواهد بود. ریزدانگی بلوک‌ها در مناطق فقیرنشین، نه‌تنها نشانی از تراکم زیاد و طبعا آسیب‌پذیری بالا، بلکه عاملی واضح برای محرومیت از فضاهای عمومی شهری است. طرفداران «تجمیع بلوک‌های ریزدانه» فکر می‌کنند  اگر بتوانند زمین‌های کوچک را با هم جمع کنند و تراکم منتشر در سطح افقی را در ارتفاع عمودی آپارتمان‌ها جا بدهند، علاوه بر اینکه بخش زیادی از مشکلات فرسوده‌نشینی حل می‌شود، فضای زیادی هم در سطح افق آزاد می‌شود که می‌توان از آن به عنوان فضای آزاد و عمومی استفاده کرد. به این ترتیب، با یک تیر چند نشان زده‌اند؛ هم اقدام به نوسازی کالبدی و هم فرصت و فضایی برای ایجاد تاسیسات عمومی در مناطق محروم فراهم کرده‌اند و ظاهرا حرفشان بی‌راه هم نیست. اما نگاهی منتقدانه به تجربه‌هایی نظیر نوسازی محله‌های نواب و شهید خوب‌بخت و... نشان می‌دهد که حتما ملاحظات دیگری نیز وجود دارند که نمی‌گذارند تیرهای رها شده از چله کمان، نه به چند نشان، بلکه فقط به یکی بنشیند.

شاخص سوم ناپایداری از همه واضح‌تر است. طبعا ساختمان‌هایی که بدون نظارت فنی و توجه به استانداردهای ساختمانی ساخته شده‌اند، ناپایدارند و هر لحظه ممکن است فرو بریزند. اعتباری به ساختمان‌هایی که بر اساس آیین‌نامه‌ استانداردها طراحی و ساخته شده‌اند نیست، چه برسد آنهایی که سرسری ساخته‌ می‌شوند.

تردیدی نیست که این شاخص‌ها به دقت تعیین شده‌اند، اما نکته اینجاست که به‌راحتی می‌توان در کارآمدی این شاخص‌ها برای شناخت درست و دقیق بافت‌های ناپایدار و فرسوده و ناکارآمد و... تردید ایجاد کرد. در سال‌های اخیر بحث‌های زیادی در محافل دانشگاهی در این زمینه مطرح شده است. بسیاری از تحقیقات و دریافت‌ها نشان داده که مساله پیچیده‌تر از آن است که بتوان با تعیین شاخص‌های سه‌گانه در حوزه شناخت بافت فرسوده تعیین تکلیف کرد.

کافی است کمی از بحث‌های فنی تک‌بعدی فاصله بگیریم، آنگاه متوجه می‌شویم موضوعی که درباره آن صحبت می‌کنیم، امری است چندوجهی که به طرزی غریب میان بحث‌های فنی با مناسبات اقتصادی و اجتماعی جامعه گره خورده است. صحبت از بافت «فرسوده» مترادف با صحبت درباره فقر است که خود وجوه اقتصادی و اجتماعی بی‌شماری دارد. ناپایداری‌های اقتصادی، آسیب‌های اجتماعی و حتی بحران‌ها و مسائل امنیتی همه به شکل غریبی با مساله مورد صحبت ما ارتباط تنگاتنگ دارند. نگاهی به بحران‌های اقتصادی سال‌های اخیر بیندازید. قطعا می‌توانید نمادها و نشانه‌ها و البته تاثیر آن را در سکونت‌گاه‌های محروم رسمی و غیررسمی در دل و حاشیه شهرها ببینید. یا به آسیب‌های اجتماعی شهرهای بزرگ و کوچک بنگرید. آیا فکر کرده‌اید چرا همه آنها ارتباط مکانی با مناطق محروم در متن و حاشیه شهرها دارند؟ 

جز این، مساله بافت‌های فرسوده و ناپایدار یا ـ به قول امروزی‌ها ـ ناکارآمد شهری مساله‌ای است متنوع که به اندازه تنوع جغرافیایی ایران و تنوع شکلی و محتوایی همه محلات یک شهر شکل‌های گوناگون دارد. قطعا وضعیت بندرعباس با مشهد متفاوت است. آنجا مساله ریزدانگی آن‌طور که در تهران و شهرهای بزرگ مطرح است، وجهی ندارد. حتی در مقیاس محلی، مساله عودلاجان، با لب‌خط متفاوت است. بی‌تردید موقعیت ده‌ونک مثل مسگرآباد نیست. قطعا نازی‌آباد ـ با آن سابقه تاریخی و مدنی و شهری- مثل مناطق حاشیه‌ای تهران نیست و... . آیا می‌توان برای همه این تنوع حکمی کلی بر مبنای یک مصوبه کاملا فنی و تخصصی صادر کرد؟

خیلی راحت می‌توان به شاخص سه‌گانه مراجعه کرد و با بررسی شاخص‌های نفوذناپذیری، ریزدانگی و ناپایداری برای مناطق مختلف شهری نسخه پیچید. می‌توان به راحتی یک منطقه را روی نقشه علامت زد و زیرش نوشت «بافت فرسوده». اما آیا این کار تا امروز نتیجه‌ای داشته است که پس از این داشته باشد؟!

در حال حاضر بحث‌هایی برای تغییر نگرش‌های فنی حاکم بر این مساله در سطوح بالای تصمیم‌گیری در جریان است و نشانه‌هایی از بازنگری در قوانین قدیمی به چشم می‌خورد. در کنار آن، امروز صحبت از تغییر پارادایم پیش آمده و بحث تغییر ادبیات این حوزه سر زبان‌ها افتاده است. امروز در سند ملی نوسازی اسم «بافت فرسوده» را به «بافت ناکارآمد» عوض کرده‌اند، به این دلیل که واژه «فرسوده» در ادبیات شهری ما بار فنی خاصی دارد؛ کما اینکه واژه جدید هم همین‌طور است. سوال اینجاست که آیا این تغییر ادبیات می‌تواند فضای حاکم را لااقل در حوزه شناخت تغییر دهد؟

 

دوم، حوزه تخریب یا عمل: حجم ساخت‌وساز شهری در تهران و حتی کل ایران، بیشتر و بالاتر از میانگین جهانی است. بعضی‌ها معتقدند که تهران بزرگ‌ترین کارگاه ساختمانی در دنیاست. بیراه هم نمی‌گویند. حتی الان که بازار ساخت‌وساز از رونق افتاده، کمتر کوچه‌ای را می‌توان در این شهر پیدا کرد که یک یا دو کارگاه تخریب و نوسازی در آن برقرار نباشد. به هر حال، در سال‌های گذشته بار بزرگ گردش اقتصادی کشور ما، در غیاب رونق صنایع دیگر، روی دوش صنعت ساخت‌وساز بوده است. کسانی که طی این سال‌ها دارایی‌شان را در این حوزه سرمایه‌گذاری کردند، به شکل باورنکردنی منتفع شدند. هم‌زمان با بالا رفتن ارزش زمین در شهرهای بزرگ و کوچک، خانه‌های یک‌طبقه و دوطبقه، در مناطق بالا و پایین شهر، یکی‌یکی تبدیل به آپارتمان‌های چهار و پنج‌طبقه ـ بلکه بیشتر هم ـ شدند. سرمایه‌گذاران نه‌تنها از ارزش افزوده زمین‌های شهری بهره بردند، بلکه املاک و واحدهای ساختمان‌هایی جدید را در طبقات بالا و بالاتر به نام خود سند زدند. این سود هنگفت دست و دل هر کسی را ـ چه پزشک بود، چه کارخانه‌دار، چه هنرمند، چه کارمند و چه کارگر ـ می‌لرزاند که هر چه را داشت و نداشت به پای ساخت‌وساز بریزد چراکه سود هیچ سرمایه‌گذاری دیگری به اندازه سود این کار بالا و در عین حال مطمئن نبود. اما این وضع چقدر می‌توانست ـ یا می‌تواند ـ دوام داشته باشد؟ کار در سال‌های 90 و 91 چنان بالا گرفت که محاسبات نشان می‌‌داد حتی کل نقدینگی کشور در یک سال توان خرید واحدهای نوساز ساخته شده را ـ آن هم فقط در تهران ـ ندارد. طبیعی بود که بسیاری از کارشناسان پیش‌بینی می‌کردند رکودی طولانی بازار مسکن را در تهران و شهرهای بزرگ فرا بگیرد؛ رکودی که بعید نیست در آینده منجر به سقوط چشمگیر قیمت‌ها و ایجاد بحران اقتصادی در شهر شود. اگر حوصله‌ کردید، تحلیل‌های اقتصادی محسن رنانی را در تشریح و تحلیل «تکینگی تهران» بخوانید.

بی‌شک محرک اصلی نهضت ساخت‌وساز، بیش از هر چیز دیگری، سود شگفت‌انگیز آن بود. اما میزان این سود، در بالا و پایین شهر اختلاف قابل ملاحظه‌ای با هم داشت. این اختلاف آن‌قدر بود که کمتر کسی حاضر باشد سرمایه‌اش را به جای مناطق پررونق شمال و غرب شهر، در مناطق محروم مرکز و حاشیه تهران بخواباند. وقتی منطق سود اقتصادی حاکم مطلق و امکان سرمایه‌گذاری در جغرافیای شهر به طور یکسان فراهم است، وقتی سعادت‌آباد و شهرک غرب و پونک و ونک و فرمانیه و پاسداران و... هستند، چرا باید کسی در شوش و راه‌آهن و نازی‌آباد و شاه‌عبدالعظیم سرمایه‌گذاری کند؟ مگر آنکه سرمایه‌گذاران خیلی ضعیف و کسانی که زورشان به بالای شهر نرسد، سراغ از مناطق محروم پایین شهر بگیرند.

قطعا نهضت ساخت‌وساز بی‌رویه در تهران تاثیرات مخرب زیادی در اقتصاد، جامعه، محیط زیست و... دارد. اما در عین حال، همین نهضت می‌توانست نقشی موثر در توسعه مناطق محروم و بافت‌های فرسوده و ناکارآمد ایفا کند که نکرد. سهم این مناطق، به رغم مشوق‌هایی که از سوی مدیریت شهری و نهادهای دولتی داده می‌شد، کمتر از مناطق دیگر بود. این در حالی است که به زعم بسیاری از کارشناسان، حلقه مفقوده نوسازی، سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه‌های سرگردان در این حوزه است.

البته سرمایه‌گذاری در این حوزه چندان هم کم‌منفعت نیست. یکی از گزارش‌های سازمان اسکان بشر سازمان ملل متحد تصریح می‌کند که سود سرمایه‌گذاری در حوزه بهسازی بافت‌های ناکارآمد شهری یک به هفت است، البته به شرط آنکه نهاد دولت سرمایه‌گذار باشد. این گزارش بیش از آنکه ناظر به دو دو تا، چهارتاهای ساده باشد، ناظر به تاثیرات اجتماعی و اقتصادی کلان چنین پروژه‌هایی در سطح یک منطقه بزرگ است. طبیعی است که اگر هزینه‌های ناشی از مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی و امنیتی جامعه در محاسبات در نظر گرفته شود، آن وقت نه‌تنها مدیریت شهری و نهادهای مسئول دولتی مثل وزارت راه و شهرسازی و بنیاد مسکن، بلکه نهادهای اقتصادی، فرهنگی، آموزشی، سیاسی و امنیتی هم با کمال میل وارد گود می‌شوند؛ نهادهایی که به هر حال سالانه بودجه زیادی را صرف اشتغال‌زایی، توسعه فرهنگی، توسعه فضاهای آموزشی، برنامه‌های کلان سیاسی و رتق و فتق مشکلات امنیتی می‌کنند. چنین کاری وقتی نتیجه می‌دهد که ضرورت موضوع برای همه ارکان حکومت و نهادهای متکثر دولتی روشن باشد که فعلا نیست. از سوی دیگر، این سوال مطرح است که آیا توان مالی نهادهایی که مستقیما با این مساله درگیرند، برای سرمایه‌گذاری کفاف می‌دهد؟ آن‌طور که از شواهد و قرائن برمی‌آید، این طور نیست، که اگر بود این نهادها تمام انرژی خود را به جای آنکه صرف سیاست‌گذاری و زمینه‌سازی کنند، لااقل بخشی‌ از آن را ـ بیش از این چیزی که الان می‌کنند ـ صرف سرمایه‌گذاری می‌کردند.

سوال سخت این است که وقتی بخش خصوصی رغبتی به سرمایه‌گذاری موثر ندارد و دولت هم از این کار ناتوان است، چگونه می‌توان به تخریب و رفع فرسودگی‌های شهر و ساختن شهری نو و استوار پرداخت؟

و سوم، حوزه نوسازی: بعضی از منتقدان به کنایه دو واژه «بافت فرسوده» و «نوسازی» را ترکیب می‌کنند و از دل آن واژه «فرسوده‌سازی» را می‌سازند. این واژه اگرچه بیشتر جنبه متلک‌گویی دارد، اما واقعیتی تلخ و گزنده را بازگو می‌کند. 

طی 100 سال گذشته، اگرچه کشور ما در حوزه توسعه زیرساخت‌های کلان مدرن توفیق چشمگیری داشته است، اما در حوزه‌های جزئی همچنان همه چیز تحت سیطره سهل‌انگاری تاریخی قرار دارد. آیین‌نامه‌ها و طرح‌ها و استانداردهای کشور ما چیزی کم از مشابه های خود در کشورهای پیشرفته ندارند، اما کیفیت چیزی که اینجا ساخته می‌شود با آنجا قابل مقایسه نیست. اما چرا؟ منطقا ترکیب شگفت‌انگیز سهل‌انگاری و شتاب‌زدگی نتیجه‌ای جز پایین بودن کیفیت ساخت‌وساز ندارد. اینها کمتر ربطی به مسائل فنی و تخصصی دارد، بلکه اقتضائات فرهنگی و اجتماعی و البته اقتصادی است که ما را به سمت فرسوده‌سازی پیش می‌برد.

بر مبنای تئوری جامع کوتاه‌مدت و کلنگی کاتوزیان، جامعه ایرانی به شدت بی‌ثبات است. نه ‌اینکه مطلقا خود بی‌ثبات باشد، بلکه شرایط بی‌ثبات مناسبات معمول را به‌نوعی تعلیق دچار می‌کند. هیچ ضمانتی وجود ندارد که شرایط امروز، فردا هم برقرار باشد، چنانکه شرایط امروز در ادامه دیروز و پریروز به وجود نیامده‌ است. این بی‌ثباتی بر حال و روز سرمایه‌گذارانی که تمام تخم‌مرغ‌های‌شان را در سبد ساخت‌وساز می‌گذارند نیز حاکم است؛ چنانکه معلوم نیست صرفه اقتصادی ساخت‌وساز تا کی برقرار باشد. این وضعیت تا حدود زیادی به شتاب‌زدگی دامن می‌زند، چنانکه طی سال‌های گذشته می‌توان آثار آن را در سیمای کوچه و خیابان‌های شهر دید.

از سوی دیگر، وقتی ساخت‌وساز واحدهای مسکونی در یک شهر از فلسفه‌ وجودی‌اش فاصله می‌گیرد، وقتی انگیزه خانه‌سازی چیزی جز فراهم کردن فضایی برای زندگی است، طبیعتا سهل‌انگاری نیز در سطحی گسترده فراگیر می‌شود. البته این ادعای نگارنده بر مبنای مشاهداتش در سطح شهر است. انگار در تهران کسی خانه را برای زندگی نمی‌سازد. نه‌تنها کسی نمی‌سازد، بلکه کسی خانه را برای زندگی نمی‌خرد. خانه بسیار بیشتر از آنکه سرپناه و فضایی برای قرار گرفتن شهرنشینان باشد، یک کالای سرمایه‌ای است که ارزش دارایی‌های سرمایه‌داران را در مقابل تورم تضمین می‌کند؛ تضمین که سهل است، دارایی‌ها را چند برابر می‌کند. اگر این طور نبود، آن وقت زشت‌ترین ساختمان‌های تهران در بدترین محله‌های ممکن (به لحاظ ارزش‌های زندگی) گران‌قیمت‌ترین ساختمان‌های شهر نبودند. متاسفانه آمار دقیق و قابل استنادی در دست نیست که بتوان کیفیت فنی و پایداری ساختمان‌های نوساز را اندازه‌گیری کرد، ولی اگر کیفیت فضایی موجود را به حوزه فنی تعمیم دهیم، آن وقت نگرانی‌مان از ناپایداری‌ها در شهرهایمان دوچندان خواهد شد. نه‌تنها بافت‌ها و محلات قدیمی و فرسوده و مناطق محروم و فقیرنشین، بلکه مناطق متوسط و حتی بالای شهر هم از مخاطرات فرسودگی در امان نخواهند بود. وقتی سرمایه‌گذاران، کارفرماها و طراحان نسبت به کیفیت فضا سهل‌انگار و بی‌تفاوتند، بعید نیست که مجریان و ناظران نیز سهل‌انگارانه از آیین‌نامه‌ها و استانداردها عدول کنند و آنچه را می‌سازند، از اول فرسوده بسازند!

***

به هر روی، بافت‌های فرسوده و ناکارآمد شهری جزو معضلات جدی مدیریت شهری در ایران است که باید زودتر تدبیری برای آن اندیشید. ظاهر مساله بسیار ساده، اما چنانکه گفته شد، باطن آن در همه ابعادش به غایت دشوار و پیچیده است. اینجاست که باید دید چه تدبیری می‌تواند از پس همه این پیچیدگی‌ها بربیاید، کدام گفتمان نو می‌تواند فضا را و قضا را بگرداند و نگاه حاکم و ادبیات ساخت‌وساز را تغییر دهد و کدام همت عالی می‌تواند از پس چالش‌ها و موانع بی‌شماری که سر راه نوسازی و بهسازی است بربیاید؟

الحمدالله همه کسانی که دستی در کار دارند، خیرخواهند و مصمم‌ و باانگیزه، اما چقدر این خیرخواهی‌ها و انگیزه‌ها می‌تواند به نتیجه مطلوبی برسد؟ باید منتظر ماند و دید.

 

این مطلب در نشریه نمایه تهران منتشر و بر اساس همکاری رسمی و مشترک میان انسان شناسی و فرهنگ و نمایه تهران بازنشر می شود.

 

معنا در معماری غرب

نوربرگ- شولتس، کریستیان،1393 ، معنا در معماری غرب، ترجمه‌ی؛ قیومی بیدهندی، مهرداد، تهران: انتشارات فرهنگستان هنر(متن)، چاپ پنجم، 580 صفحه
پیش گفتار نویسنده
این کتابی درباره ی معماری است. معماری پدیده ای است ملموس. معماری شامل منظرها، سکونتگاهها، بناها، و پرداخت بیان کننده ی؛ شخصیت آنهاست؛ پس معماری واقعیتی زنده است. معماری از دیرباز به انسان کمک کرده است که وجود، خود را معنادار کند. انسان به مدد معماری، پایگاهی در فضا و زمان به دست آورده است. پس معماری به امری فراتر از نیازهای عملی و اقتصادی متوجه است. معماری به معانی وجودی متوجه است. معانی وجودی از پدیده های طبیعی و انسانی و معنوی نشئت می گیرد و در قالب نظم و شخصیت به ادراک در می آید. معماری این معانی را به صورتهای فضایی ترجمه می کند. صورتهای فضایی در معماری نه صورتهای اقلیدسی است و نه آینشتاینی. صورت فضایی در معماری یعنی مکان و معبر وحوزه؛ به عبارت دیگر، ساختار ملموس محیط انسان.

پس معماری را نمی توان از راه مفاهیم هندسی یا نشانه شناسانه به درستی تبیین کرد.

معماری را باید درچارچوب صورتهای معنادار(نمادین) فهمید.

بدین لحاظ، معماری بخشی از تاریخ معانی وجودی است.

امروزه انسان سخت نیازمند آن است که «معماری چون پدیده ای ملموس» را دوباره فراچنگ آورد.

نیت از نوشتن این کتاب کمک برای رسیدن به چنین مقصدی است.

کریستیان نوربرگ-شولتس

اسلو، ژانویه ی 1974

 

فهرست مطالب

پیش گفتار مترجم

پیش گفتار نویسنده

فصل1: معماری مصر

فصل2: معماری یونان

فصل3: معماری روم

فصل4: معماری صدر مسیحیت

فصل5: معماری رومیانه

فصل6: معماری گوتیک

فصل7: معماری رنسانس

فصل8: معماری شیوه پردازانه

فصل9: معماری باروک

فصل10: عصر روشنگری

فصل11: کارکرد مداری

فصل12: کثرت مداری

معنا و معماری و تاریخ

کتابنامه ی گزیده

نمایه

نشریه «هفت شهر» ویژه مرمت شهری

شماره چهارم مجله "هفت شهر" همچون سومین شماره آن به موضوع "تجربه های ایرانی مرمت شهری" پرداخته است. چاپ این شماره مربوط به تابستان و پاییز سال 1380 است. صاحب امتیاز این مجله سازمان عمران و بهسازی شهری است و زیر آرم آن نام وزارت مسکن و شهرسازی به چشم می خورد. طرح روی جلد این شماره نیز اشاره ای به موضوع و رویکرد آن دارد و یک نقاشی مینیاتور است که تصویری از شهر سلطانیه مربوط به دوره ایلخانی را نشان می دهد.
در این شماره نخستین مطلب، یادداشت مدیرمسئول است. اوسعی کرده است در مطلبی کوتاه، به ضرورت و لزوم توجه به مسئله مرمت شهری در ایران بپردازد و به آسیب شناسی آن نگاهی اجمالی داشته باشد. نظر مدیر مسئول ابوالقاسم وحدتی نسب این است که در سرزمین ما مفهوم شهر امروزی با مفهوم آن در گذشته تفاوت بسیاری دارد. او کلید روی دادن این تحول را در سرازیر شدن کالاهای غربی به بازارهای ایران میداند. این کالاها در شرایطی وارد شدند که ساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شهرهای ما همچنان سنتی بود و ورود محصولات صنعتی بر کلیه روابط شهری تأثیر مستقیم گذاشتند. این محصولات نیازهای فرهنگی و فضایی ویژه خود را طلب می کردند و در این میان چهره ی شهر سنتی بدون هیچ برنامه ریزی برای آینده، دستخوش تغییرات ناگهانی شد. نکته ی قابل توجه این است که در خود اروپا تغییرات از بطن خود جوامع و پیشینه تاریخی و فرهنگی آن ها سر برآورده اند ولی در ایران این تحولات و بحران های ناشی از آن از خارج تحمیل شدند و هیچگونه زمینه ای برای اندیشیدن به آن ها و مقابله با مشکلات و مسائل ناشی شده وجود نداشته است. در نتیجه ی این فرآیند ها به نظر نویسنده در ایران ارتباط سازمند(ارگانیک) شهر و شهروند از مسیر طبیعی خود خارج شده است و همین مسئله پدیده ی شهر نشینی را با دشواری های فراوانی درگیر نموده است. مسئله مرمت شهرها نیز از همین منظر است که اهمیت می یابد و می تواند تلاشی باشد برای اندیشیدن به این مسائل و یافتن راه هایی نو برای آن. نویسنده می گوید: "از این زمان به بعد، نه تنها پیوند و ارتباط فکری و فرهنگی ما با گذشته و هویت تاریخی مان رفته رفته گسیخته شد، بلکه شهرسازان ما نیز ارتباط خود را با دانش و فرهنگ گذشته خود قطع کردند و بدون هیچ گونه تعمق و آینده نگری، شهرسازی مدرن را رواج دادند و بنیادی نهاده شد که حتی تا امروز هم ژرفای فاجعه برای ما روشن نشده و هم ناگزیریم برای مقابله با پیامدهای شهرهای شبه مدرن، برای رفع معضلات خود دراین حوزه فقط مسکنهای را مصرف کنیم که در غرب تجویز شده اند."
مطالب این شماره در قالب چند مقاله، میزگرد، گزارش، گفتگو و... این موضوع را از جنبه های گوناگون بررسی می کنند که در ادامه فهرست آن ها را می بینید

 یادداشت مدیر مسئول
شهر امروز و هویت فراموش شده شهر ایرانی/ ابوالقاسم وحدتی اصل
مقاله
ضرورت نوزایی شهری/ عباس فرخ زنوزی
تحلیل های اقتصادی فرسایش محلات شهری و سیاست های مناسب برای مبارزه با آن/ مرتضی چینی چیان
میزگرد:
مداخله در بافت های شهری و مسئله مشارکت
مورد پژوهی:
نگاهی به طرح حفظ، احیا و بازسازی بافت تاریخی سمنان/ راضیه رضازاده/ مصطفی عباس زادگان
فرآیند طراحی شهری در برنامه ریزی، طراحی و تحقق طرح/ کامران صفامنش/ علی سنجابی
طرح مرمت شهری بافت مرکز تاریخی کرمانشاه/ شیوا اسدالهی
گزارش:
گزارش تحلیل طرح بهسازی و نوسازی(کرمانشاه – محله فیض آباد)/ زهرا افتخاری راد/ حبیب جباری
گفتگو :
مفهموم شهر و سؤ تلقی از آن/ گفتگو با سید محمد بهشتی ریاست سازمان میراث فرهنگی کشور
نقد و نظر:
دخالت نه، مشارکت/ مهدی طالب
تامین مالی در بافت های فرسوده درون شهری/ حسین عبده تبریزی
بافت تاریخی، حفاظت، مرمت، بهسازی یا نوسازی؟/ علیرضا ابلقی
دیدگاه:
شهر، موجد کمال/ حمیدرضا سپهری
بسترسازی فرهنگی، یک واقعیت جوهری در احیا و ساماندهی شهری/ منا عرفانیان
پایان نامه:
شالوده شهر، از فضاهای عمومی تا عرصه های خصوصی.../ مهشید صحی زاده/ محمد سعید ایزدی
سخنرانی
معرفی مجامع علمی و تخصصی
همایش های تخصصی
معرفی کتاب
خلاصه انگلیسی

 

 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

 

کارناوالی از فکاهی؛ مطالعات فرهنگی درباب فرهنگ توده

تصویر: ژوکوند اثر بوترو
«به چرک می‌نشیند/ خَنده/ به نوارِ زخم‌بندی‌اش اَر/ ببندی./ رهای‌اش کُن/ رهای‌اش کن/ اگرچند/ قیلوله‌ی دیو/ آشفته می‌شود.» (احمد شاملو ـ مجموعه ابراهیم در آتش)
توده و نشانه‌های موجود در بستر این مفهوم ـ واقعیت، کارکردی ساختارگرایانه در جامعه و ذهنیت روانی جامعه‌ ایرانی داشته است. به زعم این مقاله، تاریخ استبداد ایرانی با نشانه رفتن ذهنیت افراد و گروه‌ها، آنان را در وضعیت روانی پارانوئید(سوءظن) و فوبیا(هراس)وار چه از خود و چه از دیگری فرو برده و بر همین اساس، به بازتولید و بازتولید خود در روابط ساختارین «تاریخی ـ جغرافیایی» ایرانیان پرداخته است. ساختار و پیکربندی «تاریخی»‌ای که واژگانِ دروغ، رندانگی، ریا، تقیه، همرنگ شدن با جماعت و …را بازتولید کرده و حتا در شیوه‌ی تاریخ‌نگاری آن نیز تأثیر گذاشته، و در ساختار «فضا و جغرافیای» زندگی مردم ایران که نوعی معماری خاص در نظم ورودی منزل‌ها، اتاق‌های نشیمن، کوچه‌ها و نحوه‌ی قرار گرفتن منازل در کنار هم را به وجود آورده (کوچه‌های دالان‌گونه، باریک و پیچ در پیچ، دیوارهای بلند منازل، اندرونی هایی همچون دخمه و…) که به گونه‌ای از ذهنیت سوءظن ـ بدگمانی مردم ایران نشأت می‌گرفته است. این فضا ـ زمان حاکم بر جامعه ایرانی که همچون روند و پروسه‌ی درازمدت و سخت جان «استبداد» در ایران تا زمان حال و معاصر نیز قابل ردیابی‌ست، شاهد قوت و نیروگیری‌های موقت اما مداوم در جامعه‌ی ایرانی بوده که در رویکردی روانشناختی مبتنی بر شکستنِ این روال بازتولیدکنندگی «استبداد»، به زعم این مقاله باید با آفرینش خنده ـ شادی ـ دیالوگ و ادبیات کُمیک (آن‌چنان که در «دن‌کیشوت» یا در «انتظار گودو» در ادبیات غرب می‌یابیم)، به یادآوری و نگریستن به نظم حاکم بر زندگی جامعه‌ی «پارانوئید» و «فوبیا»یی پرداخته و از رهگذر همین یادآوری روانکاوانه، با کارناوالی ازخنده و شادی به فراموش کردن و رها شدن از نظم تاریخی ـ جغرافیایی «استبداد» بپردازد، آن‌چنان که جوامع آزاد، با همین ادبیاتِ رهایی‌بخش و کُمیک، فضای رهایی از هراسِ نهاد مذهب ـ سنت (کلیسا در اروپا) را آفرید و حتا آن‌چنان که تلاشِ ایرانیان از مشروطیت تا به حال در رها شدن از «استبداد»، «هراس» و «سوءظن» منجر به آفرینشِ نویسندگانی چون محمدعلی جمال‌زاده، علی‌اکبر دهخدا، رسول پرویزی، صابری فومنی، عمران صلاحی و خیلِ عظیم کارتونیست‌های ایرانی در سال‌های اخیر، نشانی از آگاهی به رهایی‌بخشی خنده و فراموشی در ازهم‌گسیختن نظم استبدادی که مبتنی بر هراس و سوءظن شکل گرفته است، می‌باشد. جامعه‌ی استبدادی؛ جامعه‌ای «بسته» است که این سیستم بسته همچون سیکل بسته‌ای عمل می‌کند که در آن سالم‌ترین فرد؛ همان بیمارترین است و سربه‌راه‌ترین کارمند این نظام دیوان‌سالار و استبدادی عظیم‌الجثه؛ موجود مسخ‌شده‌ی حقیری‌ست که یک روز مانند «گریگور سامسا»ی بی‌نوایِ رمانِ «مسخ» اثر فرانتس کافکا، از پسِ خوابی دشوار درمی‌یابد که به یک سوسک که با نهایت بی نوایی بر پشت در رختِ‌خوابش افتاده است و توان حرکتش نیز نیست، بدل شده است.

از همین ساختار بسته، نظامِ تربیت و پرورشی شکل می‌گیرد که در نتیجه‌ی سخت‌گیری و تسلط‌ جویی خانواده، کودک احساس کینه، سوءظن و بدبینی پیدا می‌کند و به نوعی چنان خودمدار و خودشیفته می‌گردد که خود را در خودش و یک سیستم فردی آسیب‌پذیر محصور کرده که به نظر او دیگری، چیزی به جز دشمن نمی تواند باشد؛ بنابراین با آن‌ها درگیر می‌شود و بی‌شک اهل تعامل ـ دیالوگ هم که نیست و با بی‌اهمیتی برای وجود دیگران، به تولید نوعی هذیانِ پایدار و غیرمنطقی توده‌ای می‌پردازد. انسان‌های پارانوئید (بدگمان) به زعم روانکاوان، توانایی «خندیدن» ندارند، آن‌ها نگرانی زیادی دارند که با «خنده» از قطعیت‌های موجود در روان و ذهنیت تاریخی‌شان حمایت نشوند و از آن فراتر بروند و به انسان هایی جداافتاده و تبعیدشده مبدل شوند، همچون افراد قبایل و عشیره‌ها که از ترس و هراس این‌که جایی در ساختار قبیله نداشته باشند و از آن اخراج شوند و همین خروج به مثابه‌ی تلف‌شدگی و از بین‌رفتگی آن‌ها تلقی شود. به زعم «فروید»، اجتناب از بیان احساسات و شادی، از هراس و اضطراب سرچشمه می‌گیرد و آن را مانند محدودیتی در اعمال فرد که موجب به تعویق افکندن کنش‌های واقعی او می‌شود، می‌انگارد، فرد از آن‌جا که نمی‌خواهد خارج از هنجارهای حاکم اجتماع که در جوامع بسته و استبدادی چیزی جز حاکمیت نشانه‌ها و دلالت‌های عقده‌ی مرگ و رنج نیست، قرار گیرد، مجبور می‌شود این احساسات را به تعویق اندازد و به نوعی در جدالی بین عقده‌ی زندگی (اروس) و عقده‌ی مرگ (تاناتوس) گیر کرده و از درون همین هراس هست که همچون قابله‌ای برای بازتولید استبداد در تاریخ و فضای جامعه بسته خویش می‌شود.

 موقعیت شادی و خنده در جوامع توده‌ای ـ استبدادی؛ موقعیتی جدال‌برانگیز و اضطراری‌ هست، از آن‌جا که بیان احساسات، به نوعی اصلاح کردن ارتباطاتی‌ست که تا آن زمان بین جهان و سوژه (فرد) وجود داشته و حمله کردن به نظم مسلط بر گفتار، اَعمال و کنش‌های متقابل می‌باشد و گویا در جوامع استبدادی همواره برتری با عقده‌ی مرگ بوده است. ترس و هراس از خنده و فراموشی نظم حاکم، به صورت وسواس فکری مداومی بروز می‌کند که سیستم اخلاقی خاصی را در درون خود صورتبندی می کند. این نشانه‌ی جامعه‌ی بسته‌ی اخلاقی‌ست که خود را در خود محصور می‌کند و از قرار گرفتن در جریان نیروهای زندگی امتناع می‌کند و هنجارهای سفت و سخت خود را یادآور می‌شود. هنجارهای هراس‌‌گونه، توهم توطئه‌انگارانه، بدبینانه و توتالیتاریستی شیوه گذران، آن‌چنان در دستگاه تبلیغاتی ـ هنری نظام‌های استبدادی یادآور می‌شود که فرد را در هراسی همواره نگه می‌دارد و از همین رهگذر برای آزادی و زندگی؛ باید فراموش کرد، خندید،‌ به سُخره گرفت و … هرآن چه را که سفت و سخت را دود کرد و به آسمان فرستاد. هرچند که سیستم بسته‌ی استبدادی در حفظ و نگه داشتن دغدغه‌هایش از هر روشی استفاده می‌کند تا از به زعم خود در مقابل جرائم جدیدی چون خنده، تمسخر، فراموشی، کارناوال و …با ابداع قوانین جدید با انواع مزاحمت‌های اخلاقی، مزاحمت‌های جنسی، اعتراف‌گیری‌ها، خشونت‌های جسمانی و خشونت‌های روانی از بسط و گسترش این نگره جدید، ممانعت کند و با ایجاد سلطه‌ی گسترده قانون خود بر جامعه، افراد را به توده‌هایی پارانوئید، مضطرب، هراسان، بی‌مسئولیت، افسرده و …مبدل کند که به نوعی ضامن دراز عمری و سخت‌جانی «من استبدادی» خود باشد.





منابع و مآخذ:
موللی، کرامت‌اله، مبانی روانکاوی، تهران، نی، 1386
فصل‌نامه فرهنگی ـ ادبی ـ هنری «سمرقند» ویژه‌ی پارانویا در ادبیات، شماره 12 ـ 11، زمستان 1384
فصل‌نامه فرهنگی ـ ادبی ـ هنری «سمرقند» ویژه‌ی اضطراب و ادبیات، 13 – 14، بهار1386
 

دوست و همکار گرامی

چنانکه از مطالب و مقالات منتشر شده به وسیله «انسان شناسی و فرهنگ» بهره می برید و انتشار آزاد آنها را مفید می دانید، دقت کنید که برای تداوم کار این سایت و خدمات دیگر مرکز انسان شناسی و فرهنگ، در کنار همکاری علمی،  نیاز به کمک مالی همه همکاران و علاقمندان وجود دارد. برای اطلاع از چگونگی کمک رسانی و اقدام در این جهت خبر زیر را بخوانید

http://anthropology.ir/node/11294

 

 

 

فضاهای قدسی در استان کرمانشاه

در بدو ورود به موضوع مقدمه ای راجع به خود موضوع، تعریف واژگان کلیدی و تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده وارد متن اصلی مورد بررسی شده ام. روش برگزیده برای انجام پژوهش ترکیبی است بدین معنی که هم از روش اسنادی استفاده شده است و هم اینکه خودم در میدان تحقیق به پژوهش میدانی ومصاحبه در مورد موضوع مورد بررسی پرداخته ام ساختار متن در یک نگاه کلی به دو مقوله طبیعی و فرهنگی تقسیم شده است که در بخش فضاهای طبیعی مواردی چون رودخانه، درخت، چاه و غیره را مورد کنکاش قرار داده ام، اما در قسمت فضاهای مصنوع و ساخته دست انسان (یعنی همان فضای فرهنگی )، را در سه حوزه مورد بررسی قرار می دهیم :

متن کامل این مطلب را در فایل ضمیمه بخوانید.

اشتراک در RSS - فضای معماری و شهری